
عصر ایران: این درد را با که باید گفت که در شرایطی که ملتهای فاقد پیشینه تاریخی، به هر دری میزنند تا بلکه کوزهای شکسته یا لوحی مخدوش بیابند و خود را متمدن و فرهنگ خود را کهن و کشورشان را ریشه دار جلوه دهند، ما این گوهرهای بیبدیل و تاریخ پرسابقه و باشکوه خود را نادیده میانگاریم و نفی میکنیم. تو گویی که ایرانیان ملتی هستند که از پس تاریخ قیمومیتهای استعماری در سده اخیر، استقلال پیدا کرده و کشوری تشکیل دادهاند و ملتی!
کوروش بزرگ، که مفسران نامداری چون مرحوم علامه طباطبایی او را همان "ذوالقرنین" مذکور در قرآن میدانند، بیهیچ تردیدی معروفترین و خوشنامترین چهره حقوق بشری دوران باستان و از بزرگان این عرصه تا همیشه تاریخ است.
اگر منشور حقوق بشر انقلاب فرانسه در قرن 17 و منشور حقوق بشر سازمان ملل در قرن 20 میلادی تدوین شد، این شخصیت فرهیخته ایرانی، 539 سال قبل از میلاد مسیح، یعنی حدود 25 قرن پیشتر، که پادشاهان و حاکمان، برای هیچ شخص و ملتی قائل به هیچ حق و حقوقی جز فرمانبرداری و خراجگزاری نبودند، اولین منشور حقوق بشری تاریخ را تدوین کرد و به اجرا درآورد.
نکته قابل توجه اینجاست که اگر امروزه، بسیاری از حکومتهای جهان، به خاطر حفظ مصالح و ظواهر، دم از حقوق بشر میزنند و چارهای هم جز این ندارند، کوروش ایرانی، در شرایطی منشور حقوق بشر را تدوین کرد که در اوج قدرت بود و در جهان آن روز، هیچ کسی او را برای رعایت حقوق بشر، زیر سوال و فشار قرار نمیداد و علیه هيچ كس قطعنامه صادر نمیکرد.
از این رو باید گفت داوطلبانه بودن اقدام او برای تدوین قانونی که دربرگیرنده حقوق انسانها باشد، ارزش کار کوروش را بینهایت افزون تر میکند.
او در این منشور، نه تنها حقوق ملت ایران را پاس میدارد، بلکه در همان ابتدای منشور، تصریح میدارد که تا زنده هست و حکومت میکند، دین و آیین و رسوم ملتهای دیگر را نیز به رسمیت میشناسد و محترم میدارد.
در این منشور که در دنیای 25 قرن پیش نوشته شده است، مفاهیم عمیق "دموکراتیک" موج میزند، آنجا که میگوید: هرگز سلطنت خود را به هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت اقدام به جنگ نخواهم کرد.
یکتا پرستی، حمایت از حق مالکیت فردی، آزادی دین و شغل و انتخاب محل سکونت، فردی کردن مجازاتها و... از دیگر موارد افتخار آمیز اولین منشور حقوق بشر تاریخ است.
به هزار تاسف اما باید گفت که این افتخار بینظیر که مایه مباهات ملی ما ایرانیان است، به هیچ انگاشته میشود و کمتر کسی از آن یاد میکند. حال آنکه اگر این منشور در تاریخ اروپا و توسط مثلا یک پادشاه فرانسوی تدوین میشد، چه یادبودهایی در سطح دنیا برایش به پا میکردند و چه کنفرانسهایی به پا میداشتند و چه تبلیغاتی به راه میانداختند.
این درد را با که باید گفت که در شرایطی که ملتهای فاقد پیشینه تاریخی، به هر دری میزنند تا بلکه کوزهای شکسته یا لوحی مخدوش بیابند و خود را متمدن و فرهنگ شان را کهن و کشورشان را ریشه دار جلوه دهند، ما این گوهرهای بیبدیل و آن تاریخ پرسابقه و شکوه را نادیده میانگاریم و نفی میکنیم و تو گویی که ایرانیان ملتی هستند که از پس تاریخ قیمومیتهای استعماری در سده اخیر، استقلال پیدا کرده و کشوری تشکیل دادهاند و ملتی!
این قضیه، البته سر دراز و پر غصه دارد که در این مجال از آن میگذریم و روز جهانی کوروش را به تلخی آن نمیآلاییم و نوشتار حاضر را به حسن ختام متن این منشور که اینک در موزه بریتانیا نگهداری میشود، به پایان میبریم:
منشور كورش كبير
اينك كه به ياري مزدا، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي چهار سوی دنیا را به سر گذاشتهام، اعلام ميكنم
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زيردستان من، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من ميدهد، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات چهارگانه هستم، نخواهم گذاشت،كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.
من تا روزي كه پادشاه هستم، نخواهم گذاشت مال غيرمنقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد.
من تا روزي كه زنده هستم، نخواهم گذاشت كه شخصي، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد، وي را بكار وادارد.
من امروز اعلام ميكنم، كه هر كس آزاد است، كه هر ديني را كه ميل دارد، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد، و هر شغلي را كه ميل دارد، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است، به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند.
من اعلام ميكنم، كه هر كس مسئول اعمال خود ميباشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده، مجازات كرد.
مجازات برادر گناهكار و بر عكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفهاي مرتكب تقصير ميشود، فقط مقصر بايد مجازات گردد، نه ديگران. من تا روزي كه به ياري مزدا، سلطنت ميكنم، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من، مكلف هستند، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود، مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد.
و از مزدا خواهانم، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك چهرگانه عهده گرفتهام، موفق گرداند.
كــــوروش



















