
نامگذاري و ريشهشناسى: نام اين ايل به صورت بابوي و بابويى نيز آمده است (نك: موسوي، 93؛ گرمرودي، 1012؛ باور، 110؛ صفىنژاد، 36)؛ اما مردم ايل خود را باوي مىنامند كه ظاهراً برگرفته از نام باويه (ه م) يا باوي يكى از قبايل عرب خوزستان بايد باشد. اشتراك نام بين باوي هاي كهگيلويه و باوي هاي خوزستان سبب شده است كه به نادرست اين ايل را «عرب» به شمار آورند (فسايى، 2/1479؛ پوركاظم، 116-114).
در نوشتههاي پيش از دورة صفوي از ايلى به نام باوي، بابويى و يا بابوي در منطقة كهگيلويه و يا مناطق لُرنشين نام برده نشده است؛ تنها در يك سند ملكى متعلق به يكى از خوانين دشمن زياري كهگيلويه كه در 1038ق نوشته شده، از شخصى به نام ملك حسين ولد شاهقلى بابويى دولتياري نام برده شده است. هم اكنون «دولتياري» يا «دولياري» يكى از شاخههاي اصلى ايل باوي به شمار مىرود (نك: دنبالة مقاله). ميركحسينى نيز در كتاب رياضالفردوس (تأليف: 1083ق) كه حدود نيم قرن بعد از آن سند نوشته شده، و حاوي مطالب فراوانى دربارة كهگيلويه و ايلات آن است، به باوي، بابويى و يا بابوي اشارهاي ندارد. نخستين بار كريم خان در 1173ق از ايل باوي با نام بابوي و انتصاب كلانتر آن به بيگلر بيگى كهگيلويه ياد كرده، اما به پيوستگى قومى باويها اشارهاي نكرده است. همچنين اولين بار حسن فسايى (2/1479) ايل باوي را به نادرست شعبهاي از اعراب باوي خوزستان دانسته است. دوبُد كه در 1257ق/1841م به كهگيلويه سفر كرده، گفتة كلانتر ايل باوي را مبنى بر اينكه «اسلاف خانوادهاش» از منطقة كعب به كهگيلويه آمدهاند، نقل كرده است (ص 176)، اما اين گفته تنها مربوط به خانوادة كلانتر است و نه گروههاي ديگر ايل. همچنين وي به اينكه اجداد كلانتر از اعراب باوي بودهاند، اشارهاي ندارد.
انتساب ايل باوي كهگيلويه به اعراب باوي خوزستان به سادگى پذيرفتنى نيست، زيرا اولاً ايل باوي از تيرهها و طوايف متعددي تشكيل شده است كه منشأ واحدي ندارند و هر گروه شجرهنامة جداگانهاي دارد؛ ثانياً ساكنان پشتكوه كه بيشتر طوايف و تيرههاي باوي را تشكيل مىدهند، از بوميان قديمى و لر زبان به شمار مىروند و تنها بعضى از گروههاي زيركوه مهاجر شناخته شدهاند؛ ثالثاً فرزند ارشد كلانتر سابق ايل، به نقل از پدر و نياكانش مىگويد كه اجداد او ابتدا از كهگيلويه به خوزستان مهاجرت كردهاند و سپس مجدداً به موطن اصلى خود بازگشتهاند (تحقيقات ميدانى). اين گفته را نوشتة ميرك حسينى (ص 25) مبنى بر اينكه در 1038ق حدود هزار خانوار از مردم كهگيلويه و اعراب در خلف آباد خوزستان مسكن داشتهاند، اهميت مىبخشد. لايارد از وجود قبيلة دشمن زياري كهگيلويه و ساكى لرستان در حويزه (هويزه) خبر داده است (ص 80، حاشيه). هنري فيلد نيز تيرة البوكردان اعراب باوي را در اصل بختياري دانسته است (ص 226- 227). از اينرو، محتمل است كه گروهى از بابوييهاي كهگيلويه در گذشته به منطقهاي كه بعدها به تصرف كعب درآمد، مهاجرت كرده، و سپس به كهگيلويه باز گشتهاند؛ اما در اين زمان همة گروههاي باوي كهگيلويه، زبان و فرهنگ لُري دارند.
قلمرو باويها شامل منطقة باشت وباوي در جنوب كهگيلويه، و مساحت آن بالغ بر 981 ،2كم2 است. اراضى 3 ايل چَرام (ه م) در شمال، بوير احمد گرمسيري در شمال غربى و غرب، رستم مَمَسَنى (ه م) در شمال شرق و شرق، و سرانجام رودخانة زهره در جنوب منطقة باويها را احاطه كرده است. سرزمين باويها را كوه خامى به دو منطقة پشتكوه و زيركوه تقسيم مىكند كه پشتكوه شامل باشت و كوهمره و زيركوه شامل پشت بند و زيربند است. پشتكوه از مناطق سردسير و معتدل و زير كوه از مناطق گرمسيري است (صفىنژاد، 37-39).



