تبليغاتX
آوای شاهپور: کازرون - چنارشاهیجان

رمضان بر رمضانيان مبارك باد

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت |

دو نكته سبب گرديد تا اين نامه را بنگارم: يكي شنيدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستين گفت‌وگوي تلويزيوني حضرت‌عالي پس از پيروزي، و ديگري «اعلان حضور وزراي زن در ليست‌هاي منتشره» كابينه دهم!

در مورد اول به اين نكات اشاره مي‌كنم كه امثال اين‌جانب از شنيدن جمله مذكور متحير شديم. زيرا ما مطمئن هستيم كه شما به سلامت از بيماري روشنفكري عبور كرده‌ايد، از اين روي، ادبيات‌اتان، از واژگان، تعابير و جملات تروريستي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز پاك و منزه است. اطمينان داريم شما بر اين امر واقفيد كه اين واژه‌ها و تعابير، از پليدي‌هايي است كه گفتمان برانداز اصلاح‌طلبي عليه تفكر ديني، رايج كرد و به‌دنبال آن در راستاي شريعت‌سوزي آن را گستره داد.

چنين بود كه محمد خاتمي سردمدار نشر اين تئوري، با انجام مكرر اعمال حرام، ضديت خود را با تحجر اعلان داشت؟!

آقاي رئيس‌جمهور! تصور مي‌شود شما اين مطلب را نيز از زبان مبارك امام صادق عليه‌السلام رئيس مذهب تشيع نيز خوانده‌ايد كه «در آخرالزمان زنان بر دولت و سلطنت و هرچيزي كه ميل به آن دارند، [احتمالاً مناصب و مدارك و...] غلبه يافته و مسلط مي‌گردند. (همان ص 1044)»

به صراحت مي‌گويم آنچه مي‌آيد، نظر به فرياد افراد خاص ندارد و جامعه زنان مسلمان كشور را مبرا از آن مي‌داند، زيرا اكثريت زنان ايران اسلامي مانند مردان آن، مفتخرند كه در زمره «منتظران» هستند و نهايت آمال‌اشان آن است كه در صف 50 زني قرار داشته باشند كه 313 اصحاب خاص مولايشان را كامل مي‌كند.

اما در اين نوشته بر آنم تا روندي كه يك انديشه جنسيت‌گرا و فمينيستي را حاكميت مي‌بخشد، اشاره كنيم. انديشه‌اي كه از رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني در قدرت اجرايي خانه كرد و با ايجاد دفتر و دستك به مشاورت رئيس‌جمهور رسيد و نهايت آن در گفتار و رفتار فائزه هاشمي و منجلاب اعتقادي فمينيست‌هاي مرد و زن اصلاح‌طلب بروز و ظهور يافت. هاشمي در حقيقت نخستين بدعت‌گذار اين فاجعه بود كه در ادامه راه او، محمد خاتمي زني ديگر را هم به معاونت برگزيد. ثمره آن براي نظام اسلامي و ملت ايران از منظر اقتصادي و سياسي و فرهنگي چه بود؟!

شما نيز آن راه را ادامه داديد و اينك ضروري است در كارنامه اين معاونت تأمل كنيد و «ضرورت حضور زن را در اين معاونت كه عمر آن به 12‌سال رسيده است، بررسي نماييد.» سزاوار است احمدي‌نژاد با گفتمان منجي‌گرايانه به تصميمي برسد كه در علائم آخرالزمان از بدعت‌ها ديده مي‌‌شود؟ و يا خواسته‌هاي بدعت‌گزارانه را حاكميت مي‌دهد؟ احمدي‌نژاد با هاشمي و خاتمي متفاوت است و از حيث اعتقاد و عمل، كلاً از جنس آنها نيست. او بنا بر شناخت ملت، يك مسلمان معتقد و شيعه متعبد است و «قدرت» را «فرصتي براي خدمت» مي‌داند و اين «فرصت»، بستري براي ترويج گفتمان انتظارگرايانه"!

نامه كامل را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت |

داگلاس مک گرگور

 مشروعيت ولايت فقيه الهي است؛ به خواست اين و آن مشروط نيست

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله مصباح يزدي در مقاله‌اي با عنوان «حكومت و مشروعيت» مي‌نويسد: از نظر شيعه به همان معياري كه حكومت رسول الله (ع) مشروعيت دارد، حكومت امامان معصوم و نيز ولايت فقيه در زمان غيبت مشروعيت خواهد داشت. يعني مشروعيت حكومت هيچ گاه مشروط به خواست اين و آن نبوده، بلكه امري الهي و با نصب او بوده است.

رئيس موسسه پژوهشي امام خميني در اين مقاله آورده است: علي‌رغم تعريف‌هاي مختلفي كه از واژه‌ حكومت در كتب علومي سياسي ارائه شده است، مي‌توان حكومت را ارگاني رسمي دانست كه بر رفتارهاي اجتماعي نظارت داشته و بدان‌ها جهت مي‌بخشد. اگر مردم از طريق مسالمت‌آميز جهت دهي را پذيرا نشوند، حكومت با توسل به قوه قهريه اهدافش را دنبال مي‌كند. اگر كساني از مقررات وضع شده براي نيل به هدف قانون تخلف كنند، با كمك دستگاه‌هاي انتظامي مجبور به پذيرفتن مقررات مي‌شوند. اين تعريف البته شامل حكومت‌هاي مشروع و نامشروع مي‌شود.

در همه نظريات حول حكومت به ضرورت وجود حكومت در جامعه اعتراف شده است. تنها مكتب آنارشيستم منكر ضرورت وجود حكومت است. آنارشيست‌ها معتقدند بشر مي‌تواند با اصول اخلاقي زندگي اجتماعي خويش را اداره كند و نيازي به حكومت نيست. آنها معتقدند بايد چنان حركت كرد كه بدون نياز به حكومت جامعه اداره شود.

مكاتب ديگر، اين نظريه را منافي با واقعيات و به تعبيري آن را غيرواقع‌بينانه مي‌دانند. در طول قرن‌ها بلكه هزاران سال تجربه نشان داده است در هر جامعه‌اي افراد معتنابه به قوانين اخلاقي ملتزم نيستند و اگر قدرتي آنان را مهار نكند، زندگي اجتماعي را به هرج و مرج مي‌كشانند.

نظریه x  و y مک گرگور

داگلاس مك‌گرگور در بررسي طرز فكر و عملكرد مديران به اين نتيجه رسيد كه معمولاً براي انگيزش كاركنان يكي از دو رويكرد زير رفتار غالب آنها را تشكيل مي‌دهد. مك‌گرگور اين رويكردها را تئوري X و تئوري Y ناميده است.

تئوري X طرز فكر سنتي را مشخص مي‌سازد و مديران هوادار اين مدل، اجبار، كنترل و تهديد را در انگيزش كاركنان ضروري مي‌شمارند و اعتقاد دارند در‌صورتيكه اين قسم فعاليتهاي نظارتي و هدايتي در كار نباشد فرودستان نسبت به كار بي‌اعتنا شده و عامداً در رسيدن به هدفها مقاومت مي‌نمايد. در مقابل اين تئوري، تئوري Y قرار دارد كه مديران پیرو این فرضیه ها به مسؤليت‌پذيري فرودستان خود اعتقاد دارند و بر اين باورند كه كاركنان سازمانها مسؤليت نيل به هدف سازماني را به سهولت قبول مي‌كنند. به‌عقيده مك‌گرگور بي‌اعتنايي و مقاومت در برابر هدفهاي سازماني فطري نيست بلكه آموختني است. به باور نظريه‌پرداز، تئوري Y به ارزيابي واقع‌گرايانه از انسان نزديك‌تر است.

                         مقايسه فرضهاي تئوري x و y مك گرگوردرباره فطرت انسان 

فرضهاي تئوري X

فرضهاي تئوري Y

كار مورد علاقه انسان نيست و تا جايي‌كه فرد مي‌تواند از زير كار شانه خالي مي‌كند. از آنجا كه انسان علاقه‌اي به كار ندارد براي عملكرد مؤثر بايد تأديب،كنترل، هدايت و همچنين تهديد و تنبيه گردد

 

كوشش انسان براي كار بدني يا فكري همانند بازي يا استراحت يك امر طبيعي است. افراد خود را در مقابل هدف‌ها، هدايت و كنترل مي‌كنند.

خود محوري انسان باعث مي‌شود كه به هدف‌هاي سازماني بي‌اعتنا باشد.

 

در شرايط مناسب انسان نه‌تنها مسؤليت‌پذيري را ياد مي‌گيرد بلكه براي به‌دست آوردن مسؤليت مي‌كوشد. 

انسان نسبت به متغيرهاي سازماني مقاومت مي‌كند.

قابليت استفاده از تخيل، ابتكار و خلاقيت براي حل مسائل در سطح وسيعي در ذات انسان است. 

انسان ميل به هدايت شدن دارد. او از مسؤليت دوري مي‌جويد. برتري‌طلب نيست و به ايمني خود بيش از هر چيز اهميت مي‌دهد. 

بي‌اعتنايي يا مقاومت نسبت به نيازهاي سازمان فطري نيست و متأثر از تجارب سازماني وي مي‌باشد.

مک گریگور معتقد بود كه «مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای  مفروضات نظریه Y قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران كه مفروضاتی مبتنی بر نظریه X دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می‌خواند. به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه X باشد، با كاركنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد كرد. از این رو، چنین مدیری از ساز و كارهای كنترل تفضیلی بهره می‌گیرد و برای ایجاد انگیزه در كاركنان، صرفاً از محركهای مادی استفاده می‌كند؛ در حالیكه اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه Y باشد، می‌تواند هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق كند. چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذكور به كاركنان خود آزادی عمل بیشتری می‌دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می‌كند، كنترل را به حداقل می‌رساند، و برای جذاب‌تر كردن كار و ارضای نیازهای سطوح عالی‌تر كاركنان می‌كوشد. تحت چنین شرایطی، كاركنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مك گریگور نیز می‌دانست كه برخی از كاركنان نابالغ، در ابتدای كار به كنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ كافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا كنند كه با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه Y رفتار شود.

به باور شما:

 نظر آقای مصباح یزدی، با کدام یک از فرض های مک گرگور همخوانی دارد؟

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت |

آفرين به پسر حرف گوش كن - راستي دور قبل رياست جمهوري، به كي راي دادي جناب وزير!؟ببين رفيق: خودم درستش مي‌كنم!!؟؟

 پس از نشت نفت به كشكان و پرداخت جريمه ۸۵۰ ميليوني به سازمان بهزيستي (بفرماييد از اين جيب به اون جيب)، نشت نفت به كارون و عدم پرداخت جريمه، ۶ ميليارد واردات بنزين بدون مجوز و امضا گيري از رئيس جمهور، قرارداد كرسنت با پايين ترين قيمت، قرارداد لوله صلح هند با هر متر مكعب ۶۰ سنت (۶۰۰ تومان) ارزانتر از قيمت جهاني، يك ميليارد و پانصد ميليون دلار (۱۵۰۰ ميليارد تومان) پول گمشده فروش نفت، درگيري در پارك ملي و تخريب اين پارك به بهانه حفاري نفت و گاز، ۷۵۰ ميليون اضافه پرداخت براي پول زمين به برادر يكي از معاونين نفت در آذربايجان، كلنگ استخرها در سرزمين، استخدام و به كار گيري انواع فام....جات از ۱۵ تا ۷۰ ساله‌هاي بازنشسته، عدم پي‌گيري صدور آب رودخانه شاهپور، چيزهاي ديگر كه بعدا شايد بگويم و شايد بگويند و......

اكنون:

 در حالي مسوولان ارشد نفت هرگونه تعليق فعاليت در پارس جنوبي را تکذيب مي کنند که 30 هزار نفر در پارس جنوبي بيکار شدند و سرپرست اداره خدمات اشتغال و روابط کار در سازمان منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس در جلسه کارگروه اشتغال استان بوشهر معتقد است 25 هزار نفر نيروي بيکار روي دست شان مانده است.

به گزارش هفته نامه خليج فارس حجت الاسلام عبدالله حاجياني مي گويد؛ پس از اتمام فازهاي 6 تا 8 و 9 و 10 پارس جنوبي 30 هزار نفر بيکار شدند و براي شروع فازهاي 15 و 16، سه هزار و 980 نفر و فازهاي 17 و 18، هزار و 372 نفر و فاز 12 نيز 805 نفر نيرو مشغول به کار هستند و در واقع در مجموع 30 هزار نفر نيرو بيکار شدند و فقط پنج هزار نفر آنها مشغول به کار شده اند. او مي‌افزايد؛ 25 هزار نفر از نيروهاي بيکارشده فازهاي قبلي در انتظار اشتغال هستند که نيروهاي جديدي نيز به آنها اضافه شدند.

منبع خبر

شنیده هایی از کابینه دهم

بر اساس شنيده‌هاي خبرنگار ايلنا برخي تغييرات در كابينه دهم به شرح زير است:

نفت: سعید‌لو (محصولی) - آموزش و پرورش: علی احمدی - فناوری اطلاعات: وفا غفاریان - امور اقتصادی و دارایی: حسینی - امورخارجه: جلیلی - اطلاعات: طائب - بازرگانی: میرکاظمی -بهداشت: شهاب الدین صدر- تعاون: دارابی- جهاد کشاورزی: سعیدی‌کیا - دادگستری :عزیزی - دفاع: کوثری - رفاه: فدایی - راه وترابری: علی‌آبادی - صنایع: محرابیان - علوم: سید محمدحسینی- ارشاد: کلهر - نیرو: فتاح - تربیت بدنی: هاشمی - محیط زیست : فاطمه‌کیا

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت |