تبليغاتX
آوای شاهپور: کازرون - چنارشاهیجان
 انّا لله و انّا الیه راجعون

برادر عزير جناب آقاي دكتر شاهين محمد صادقي رياست محترم دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي:

مرگ پایان زندگی نیست، بلکه آغازی است برای پرواز مرغ جان بر گستره ملکوت و رجعتی به محضر حضرت دوست.

 بدينوسيله كوچ جانگداز برادر بزرگوارتان حاجي گودرز محمدصادقي به سوي حق را به شما، حاجي بهمن عزيز و كليه بازماندگان و خانواده معظم تسليت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال براي آن بزرگواران طلب صبر جميل آرزومنديم.

در غمتان شريك هستيم

دكتر اسفنديار دشمن‌زياري و خانواده

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت |

عصر ایران: این درد را با که باید گفت که در شرایطی که ملت‌های فاقد پیشینه تاریخی، به هر دری می‌زنند تا بلکه کوزه‌ای شکسته یا لوحی مخدوش بیابند و خود را متمدن و فرهنگ خود را کهن و کشورشان را ریشه دار جلوه دهند، ما این گوهرهای بی‌بدیل و تاریخ پرسابقه و باشکوه خود را نادیده می‌انگاریم و نفی می‌کنیم. تو گویی که ایرانیان ملتی هستند که از پس تاریخ قیمومیت‌های استعماری در سده اخیر، استقلال پیدا کرده و کشوری تشکیل داده‌اند و ملتی!

کوروش بزرگ، که مفسران نامداری چون مرحوم علامه طباطبایی او را همان "ذوالقرنین" مذکور در قرآن می‌دانند، بی‌هیچ تردیدی معروف‌ترین و خوش‌نام‌ترین چهره حقوق بشری دوران باستان و از بزرگان این عرصه تا همیشه تاریخ است.

اگر منشور حقوق بشر انقلاب فرانسه در قرن 17 و منشور حقوق بشر سازمان ملل در قرن 20 میلادی تدوین شد، این شخصیت فرهیخته ایرانی، 539 سال قبل از میلاد مسیح، یعنی حدود 25 قرن پیشتر،  که پادشاهان و حاکمان، برای هیچ شخص و ملتی قائل به هیچ حق و حقوقی  جز فرمانبرداری و خراج‌گزاری نبودند، اولین منشور حقوق بشری تاریخ را تدوین کرد و به اجرا درآورد.

نکته قابل توجه اینجاست که اگر امروزه، بسیاری از حکومت‌های جهان، به خاطر حفظ مصالح و ظواهر، دم از حقوق بشر می‌زنند و چاره‌ای هم جز این ندارند، کوروش ایرانی، در شرایطی منشور حقوق بشر را تدوین کرد که در اوج قدرت بود و در جهان آن روز، هیچ کسی او را برای رعایت حقوق بشر، زیر سوال و فشار قرار نمی‌داد و علیه هيچ كس قطعنامه  صادر نمی‌کرد.

از این رو باید گفت داوطلبانه بودن اقدام او برای تدوین قانونی که دربرگیرنده حقوق انسان‌ها باشد، ارزش کار کوروش را بی‌نهایت افزون تر می‌کند.

او در این منشور، نه تنها حقوق ملت ایران را پاس می‌دارد، بلکه در همان ابتدای منشور، تصریح می‌دارد که تا زنده هست و حکومت می‌کند، دین و آیین و رسوم ملت‌های دیگر را نیز به رسمیت می‌شناسد و محترم می‌دارد.

در  این منشور که در دنیای 25 قرن پیش نوشته شده است، مفاهیم عمیق "دموکراتیک" موج می‌زند، آنجا که می‌گوید: هرگز سلطنت خود را به هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت اقدام به جنگ نخواهم کرد.

 در پیشرو بودن این منشور همچنین می‌توان به منع برده‌داری در آن پرداخت و یادآور شد که بشر معاصر، تنها در سال 1926، آن هم پس از جنگ‌های خونین فراوان، پیمان‌نامه بین‌المللی منع برده‌داری را در "جامعه ملل" به تصویب رساند.

یکتا پرستی، حمایت از حق مالکیت فردی، آزادی دین و شغل و انتخاب محل سکونت، فردی کردن مجازات‌ها و... از دیگر موارد افتخار آمیز اولین منشور حقوق بشر تاریخ است.

به هزار تاسف اما باید گفت که این افتخار بی‌نظیر که مایه مباهات ملی ما ایرانیان است، به هیچ انگاشته می‌شود و کمتر کسی از آن یاد می‌کند. حال آنکه اگر این منشور در تاریخ اروپا و توسط مثلا یک پادشاه فرانسوی تدوین می‌شد، چه یادبودهایی در سطح دنیا برایش به پا می‌کردند و چه کنفرانس‌هایی به پا می‌داشتند و چه تبلیغاتی به راه می‌انداختند.

این درد را با که باید گفت که در شرایطی که ملت‌های فاقد پیشینه تاریخی، به هر دری می‌زنند تا بلکه کوزه‌ای شکسته یا لوحی مخدوش بیابند و خود را متمدن و فرهنگ شان را کهن و کشورشان را ریشه دار جلوه دهند، ما این گوهرهای بی‌بدیل و آن تاریخ پرسابقه و شکوه را نادیده می‌انگاریم و نفی می‌کنیم و تو گویی که ایرانیان ملتی هستند که از پس تاریخ قیمومیت‌های استعماری در سده اخیر، استقلال پیدا کرده و کشوری تشکیل داده‌اند و ملتی!

این قضیه، البته سر دراز و پر غصه دارد که در این مجال از آن می‌گذریم و روز جهانی کوروش را به تلخی آن نمی‌آلاییم و نوشتار حاضر را به حسن ختام متن این منشور که اینک در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، به پایان می‌بریم:

منشور كورش كبير

اينك كه به ياري مزدا، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي چهار سوی دنیا را به سر گذاشته‌ام، اعلام  مي‌كنم

كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي‌دهد دين و آيين و رسوم ملت‌هايي كه من پادشاه آنها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زيردستان من، دين و آئين و رسوم ملت‌هايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملت‌هاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي‌دهد، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات چهارگانه هستم، نخواهم گذاشت،كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.

من تا روزي كه پادشاه هستم، نخواهم گذاشت مال غيرمنقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر  بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد.

 من تا روزي كه زنده هستم، نخواهم گذاشت كه شخصي، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد،  وي را بكار وادارد.

من امروز اعلام مي‌كنم، كه هر كس آزاد است، كه هر ديني را كه ميل دارد، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد، و هر شغلي را كه ميل دارد، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است، به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام مي‌كنم، كه هر كس مسئول اعمال خود مي‌باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده، مجازات كرد.

مجازات برادر گناهكار و بر عكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه‌اي مرتكب تقصير  مي‌شود، فقط مقصر بايد مجازات گردد، نه ديگران. من تا روزي كه به ياري مزدا، سلطنت مي‌كنم، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من، مكلف هستند، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود، مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد.

و از مزدا خواهانم، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملت‌هاي ايران و بابل و ملت‌هاي ممالك چهرگانه عهده گرفته‌ام، موفق گرداند.

                                                                          كــــوروش

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت |

تابناک: به گزارش خبرنگار مهر در ياسوج، شهر قديمي دهدشت بر اساس دست نوشته‌هاي تاريخي، "بلاد شاپور" نام داشت و توسط شاپور اول ساساني، فرزند اردشير اول ايجاد شده و بر اساس فارسنامه ناصري اين شهر باستاني زماني يک شهر بزرگ بوده است.

اين شهر حدود دو هزار خانه، مسجد، حمام و کاروانسرا داشت که بسياري از اين آثار هنوز برجاي مانده است. بلاد شاپور در اواخر دوره صفويه به خاطر عدم امنيت در راه‌هاي بازرگاني آن صدماتي ديده و در زمان هرج و مرج دوره زنديه غارت و ويران شد.

              

اين شهر باستاني از معماري خاصي بر خوردار است و آثار زيبايي از قبيل آب انبار، امامزاده ها، ارگ حکومتي و برج و باروها در آن مشخص است که توجه محققين و صاحب نظران آثار تاريخي را به خود جلب کرده است.

 مصالح به کار برده شده در اين بناها از نوع گچ ساروج، آهک، لاشه و تنها در سقف گنبدي حمام آن آجر به کار رفته است.

 مرگ معتادان جوان تن بلاد شاپور را مي‌لرزاند

اما مکاني که مي‌توانست با جذب گردشگران داخلي و خارجي صنعت توريسم اين شهر را رونق بخشد و به افزايش سطح درآمد مردم کمک کند، اکنون به مکاني امن و بي خطر براي معتادين پر خطر و نقطه‌اي کور و هراس انگيز براي شهرونداني بدل شده که شايد آرزو کنند هرگز اين ميراث کهن و نشان تمدن را نداشتند که اينک به دليل بي توجهي مسئولان به جاي هويت بخشي بستري براي هويت سوزي و زوال جوانان اين شهر شده است.

 شايد آن روز که شاپور ساساني بناي اين شهر را نهاد تا آباداني را به مردمانش هديه دهد، هيچگاه گمان نمي‌برد که روزي به جاي زندگي، مرگ در آن سکني گزيند و بوي تلخ نيستي در کوچه پس کوچه‌هاي آن به مشام برسد.

 بوي تلخي که به کوچه‌هاي شهر جديد دهدشت نيز مي‌رسد تا باز خبر دهد که زير سقف بناهاي هزار ساله بلاد شاپور، جواني ديگر از مصرف افيونهاي دنياي مدرن مرده است، مرگ سردي که تن بلاد شاپور را همچون مردمان اين ديار مي‌لرزاند.  تاکنون جنازه بيش از 30 معتاد از اين مکان باستاني جمع آوري شده است

 يکي از فعالين فرهنگي اين شهر گفت: تاکنون جنازه بيش از 30 معتاد را از اين منطقه باستاني جمع آوري کرده‌اند که بر اثر استعمال مواد مخدر جان سپرده‌اند.

             

اکبر آيين در گفت‌وگو با خبرنگار مهر در ياسوج افزود: شهر تاريخي بلاد شاپور که قدمتي بيش از هزار و 500 سال دارد، اکنون محل گردهمايي معتادان اين شهر شده است.

وي تصريح کرد: اگر هر روز به اين منطقه تاريخي برويد معتادان پرخطري را مي‌بينيد که يا آنجا خواب هستند يا مشغول استعمال مواد مخدر هستند.

 وي بيان کرد: بسياري از معتاداني که جا و مکان ندارند و يا بر اثر اعتياد ديگر توان حرکت ندارند، آنجا ساکن هستند و بيشترين چيزي که در محوطه آنجا جلب نظر مي‌کند، سرنگ، آمپول و ساير ابزار استعمال مواد مخدر است.

 آيين يادآور شد: حضور معتادان در اين مکان علاوه بر تخريب اين اثر باستاني، آن را تبديل به زباله داني از وسايل تزريق مواد مخدر کرده است که بوي تعفن از آن بلند مي‌شود.

 وي اظهار داشت: همچنين در اين بافت تاريخي امامزاده‌اي قرار دارد که تا چند سال پيش زائران فراواني به آنجا مي‌رفتند اما در حال حاضر درب امامزاده بسته شده و مردم به خاطر ترس از معتادين به اين زيارتگاه نمي‌آيند.

آيين بيان داشت: هم اکنون هيچ توريستي به خاطر نبود امنيت از اين مکان تاريخي ديدن نمي‌کند.

 

رژه روزانه احشام در کوچه پس کوچه‌هاي بلاد شاپور

 يکي ديگر از فعالين فرهنگي اين شهر نيز گفت: باتوجه به اينکه بافت ساختمانهاي اين شهر تاريخي از سنگ و گچ تشکيل شده است، طي سالهاي گذشته برخي از افراد اقدام به تخريب اين بناها مي‌کردند و مصالح ساختماني آن را براي ساخت خانه مورد استفاده قرار مي‌دادند.

ماشاءالله افسر در گفت‌وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در طول بيست سال گذشته عده‌اي که داراي خانه و جا و مکان نبوده‌اند در بخشي از اين محل سکونت کرده‌اند و به همين دليل بخشي از بافت تاريخي ويران شده است.

             

وي بيان داشت: برخي از افرادي که در حاشيه اين منطقه زندگي مي‌کنند نيز از ابناي شهر تاريخي بلاد شاپور دهدشت براي نگهداري احشام خود استفاده مي‌کنند و يا احشام خود را براي چرا به اين منطقه مي‌آورند.

افسر يادآور شد: ميراث فرهنگي استان هم اکنون تنها ابنيه کاروانسراي شهر قديمي را مورد حفاظت و مرمت قرار داده و ساير ابنيه در حال نابودي است.

 وي يکي از دلايل تخريب اين بناهاي تاريخي را نبود اداره ميراث فرهنگي در اين شهرستان و عدم حفاظت از اين منطقه عنوان کرد و بيان داشت: براي جلوگيري از ورود معتادان و احشام به اين مکان، بايد اطراف اين منطقه تاريخي حصار کشي شود و محدوده آن از تعرض افراد مصون بماند.

 اما در حالي که اعتياد گريبان بلاد شاپور و جوانان دهدشت را گرفته تا هويت ديرينه را از آنان بگيرد و داغ بر دل تاريخ و مادران کوه گيلويه بگذارد، مسئولان سازمان ميراث فرهنگي استان به دليل آنچه دستور اکيد سازمان ميراث فرهنگي کشور عنوان کردند، حاضر به پاسخگويي به خبرنگار مهر نشدند.

              

شايسته بود مسئولان ميراث فرهنگي کشور به خبرنگاران مهر نه به عنوان يک منتقد بدبين بلکه به عنوان چشمهاي بيداري نگاه مي‌کردند که نگران از بين رفتن اين هويت جمعي هستند.

چرا که ميراث فرهنگي سند هويت و شناسنامه يک ملت است، شناسنامه‌اي که اگر گم شد ديگر به جاي آن المثني صادر نمي‌شود.

            به نظر شما یادگار نیاکان را فریادرسی است

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت |

نقشه ايران باستان

دين و مذهب:

مذهب آریایی‌های پیش از ظهور زرتشت به صورت  گسترده در سرزمین‌های آریایی‌نشین متحد بوده است. آریایی‌های پیش از زرتشت به آيینی باور داشتند که دنیا را به دو دسته تقسیم می‌کرده. یکی خیر و دیگری شر. نخستین گروه اهورایی و درستی و نیکی است. دسته دوم اهریمنی و زشت کرداری است. این دو گروه با یکدیگر در همه موارد زندگی در سیتز هستند. آيین میترائیزم ایران یکی از این باورهاست که از کهن‌ترین آيین‌های جهان محسوب می‌شود و از اروپا تا آسیا نيز انتشار یافت. امروزه آثار اين مذهب در کلیساهای مسیحیت قابل رويت است. میترائیزم آيین مهر و دوستی و ستایش از نیروهای بزرگ خداوند بود. آب و آتش و خاک از این نیروهای جاودانه به حساب می‌آمدند. پس از ظهور زرتشت اسپنتمان همه گروه‌ها و آيین‌های چند خدایی یکی شدند و دینی واحد تشکیل دادند که اهورامزدا خدای يگانه آنان گشت. گات‌ها بزرگ‌ترین سند یکتاپرستی ایرانیان زمان اشو زرتشت است. در یشت‌ها و یسنا با اینکه از اصول زرتشتی پیروی شده است، ولی چهره‌های دینی میترایی نیز در آن دیده می‌شود. دلیل این امر را شاید بتوان متحد کردن همه آيین‌ها توسط اشو زرتشت دانست. زرتشت ضمن احترام به همه گروه‌های دینی و مذهبی آن روزگار دینی مترقی‌تر و يكپارچه را برای آنان به ارمغان آورد. اين امر موجب پایداری و گستردگي بزرگ زرتشتیان در منطقه خاورمیانه، شبه جزيره هند و.... شد؛ زیرا در صورت رد کردن همه گروه‌های دینی آن روزگار، احتمال شکست دین نو وجود داشت و شايد هم تمامی آيین‌های کهن و باستانی ایران برای همیشه از یادها مي‌رفتند. با این دو احتمال زرتشت نیک‌ترین روش را برای آوردن دین خود برگزید و میترائیزم را کامل رد نکرد و با احترام به آن، یکتاپرستی آيین‌های انسان دوستی و راه و روش نیک زندگی کردن را به روشی درست و اصولی‌تر به آن اضافه نمود. زبان اوستایی ایرانیان باستان نیز امروزه با اینکه واژه‌هاي تازی را پس از اسلام به خود راه داده است، اما همچنان پایدار و استوار است و مایه مباهات فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران مي‌باشد. خود واژه اوستا در معنا، اساس٫ بنیاد و ریشه نامیده می‌شود :

زبان کهن اوستایی ایران

1) شعبه شرقی: اين شعبه خود شامل دو قسمت پارسی میانه يا ختنی، سغدی، خوارزمی و پارسی کنونی يا آسی، پشتو، لیننانی (سغدی جدید)، لهجه‌های فلات پامیر

2)  شعبه غربی: اين شعبه شامل سه قسمت به شرح زير است:

1) پارسی کهن: اوستایی، پارسی باستان (کتیبه‌های هخامنشیان)، مادی (بین 2200 تا 4000 سال پیش)

2) پارسی میانه: پارسی میانه (پهلوی) پارتی اشکانی (پهلوی) زبان اقوام پارت آریایی (بین 2200 تا 1400 سال پیش)

بقيه را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت |

علی جان کوفیان غیرت ندارند

که فرمان تو را گردن گذارند

علی جان کوفیان خفت پذیرند

که دامان بلندت را نگیرند

علی جان، کوفیان با کیاست

جدا کردند دین را از سیاست

به نام دین سرِ دین را شکستند

دو بال مرغ آئین را شکستند

به پیشانی اگر چه پینه دارند

ز فرزند تو در دل کینه دارند

چو بنچاق فدک را پاره کردند

غزالان ِ تو را آواره کردند

شغالان، شیر ها را سر بریدند

کبوتر بچـّگان را سر بریدند

     زنده یاد محمد رضا آقاسی

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت |

رمضان بر رمضانيان مبارك باد

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت |

داگلاس مک گرگور

 مشروعيت ولايت فقيه الهي است؛ به خواست اين و آن مشروط نيست

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله مصباح يزدي در مقاله‌اي با عنوان «حكومت و مشروعيت» مي‌نويسد: از نظر شيعه به همان معياري كه حكومت رسول الله (ع) مشروعيت دارد، حكومت امامان معصوم و نيز ولايت فقيه در زمان غيبت مشروعيت خواهد داشت. يعني مشروعيت حكومت هيچ گاه مشروط به خواست اين و آن نبوده، بلكه امري الهي و با نصب او بوده است.

رئيس موسسه پژوهشي امام خميني در اين مقاله آورده است: علي‌رغم تعريف‌هاي مختلفي كه از واژه‌ حكومت در كتب علومي سياسي ارائه شده است، مي‌توان حكومت را ارگاني رسمي دانست كه بر رفتارهاي اجتماعي نظارت داشته و بدان‌ها جهت مي‌بخشد. اگر مردم از طريق مسالمت‌آميز جهت دهي را پذيرا نشوند، حكومت با توسل به قوه قهريه اهدافش را دنبال مي‌كند. اگر كساني از مقررات وضع شده براي نيل به هدف قانون تخلف كنند، با كمك دستگاه‌هاي انتظامي مجبور به پذيرفتن مقررات مي‌شوند. اين تعريف البته شامل حكومت‌هاي مشروع و نامشروع مي‌شود.

در همه نظريات حول حكومت به ضرورت وجود حكومت در جامعه اعتراف شده است. تنها مكتب آنارشيستم منكر ضرورت وجود حكومت است. آنارشيست‌ها معتقدند بشر مي‌تواند با اصول اخلاقي زندگي اجتماعي خويش را اداره كند و نيازي به حكومت نيست. آنها معتقدند بايد چنان حركت كرد كه بدون نياز به حكومت جامعه اداره شود.

مكاتب ديگر، اين نظريه را منافي با واقعيات و به تعبيري آن را غيرواقع‌بينانه مي‌دانند. در طول قرن‌ها بلكه هزاران سال تجربه نشان داده است در هر جامعه‌اي افراد معتنابه به قوانين اخلاقي ملتزم نيستند و اگر قدرتي آنان را مهار نكند، زندگي اجتماعي را به هرج و مرج مي‌كشانند.

نظریه x  و y مک گرگور

داگلاس مك‌گرگور در بررسي طرز فكر و عملكرد مديران به اين نتيجه رسيد كه معمولاً براي انگيزش كاركنان يكي از دو رويكرد زير رفتار غالب آنها را تشكيل مي‌دهد. مك‌گرگور اين رويكردها را تئوري X و تئوري Y ناميده است.

تئوري X طرز فكر سنتي را مشخص مي‌سازد و مديران هوادار اين مدل، اجبار، كنترل و تهديد را در انگيزش كاركنان ضروري مي‌شمارند و اعتقاد دارند در‌صورتيكه اين قسم فعاليتهاي نظارتي و هدايتي در كار نباشد فرودستان نسبت به كار بي‌اعتنا شده و عامداً در رسيدن به هدفها مقاومت مي‌نمايد. در مقابل اين تئوري، تئوري Y قرار دارد كه مديران پیرو این فرضیه ها به مسؤليت‌پذيري فرودستان خود اعتقاد دارند و بر اين باورند كه كاركنان سازمانها مسؤليت نيل به هدف سازماني را به سهولت قبول مي‌كنند. به‌عقيده مك‌گرگور بي‌اعتنايي و مقاومت در برابر هدفهاي سازماني فطري نيست بلكه آموختني است. به باور نظريه‌پرداز، تئوري Y به ارزيابي واقع‌گرايانه از انسان نزديك‌تر است.

                         مقايسه فرضهاي تئوري x و y مك گرگوردرباره فطرت انسان 

فرضهاي تئوري X

فرضهاي تئوري Y

كار مورد علاقه انسان نيست و تا جايي‌كه فرد مي‌تواند از زير كار شانه خالي مي‌كند. از آنجا كه انسان علاقه‌اي به كار ندارد براي عملكرد مؤثر بايد تأديب،كنترل، هدايت و همچنين تهديد و تنبيه گردد

 

كوشش انسان براي كار بدني يا فكري همانند بازي يا استراحت يك امر طبيعي است. افراد خود را در مقابل هدف‌ها، هدايت و كنترل مي‌كنند.

خود محوري انسان باعث مي‌شود كه به هدف‌هاي سازماني بي‌اعتنا باشد.

 

در شرايط مناسب انسان نه‌تنها مسؤليت‌پذيري را ياد مي‌گيرد بلكه براي به‌دست آوردن مسؤليت مي‌كوشد. 

انسان نسبت به متغيرهاي سازماني مقاومت مي‌كند.

قابليت استفاده از تخيل، ابتكار و خلاقيت براي حل مسائل در سطح وسيعي در ذات انسان است. 

انسان ميل به هدايت شدن دارد. او از مسؤليت دوري مي‌جويد. برتري‌طلب نيست و به ايمني خود بيش از هر چيز اهميت مي‌دهد. 

بي‌اعتنايي يا مقاومت نسبت به نيازهاي سازمان فطري نيست و متأثر از تجارب سازماني وي مي‌باشد.

مک گریگور معتقد بود كه «مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای  مفروضات نظریه Y قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران كه مفروضاتی مبتنی بر نظریه X دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می‌خواند. به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه X باشد، با كاركنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد كرد. از این رو، چنین مدیری از ساز و كارهای كنترل تفضیلی بهره می‌گیرد و برای ایجاد انگیزه در كاركنان، صرفاً از محركهای مادی استفاده می‌كند؛ در حالیكه اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه Y باشد، می‌تواند هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق كند. چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذكور به كاركنان خود آزادی عمل بیشتری می‌دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می‌كند، كنترل را به حداقل می‌رساند، و برای جذاب‌تر كردن كار و ارضای نیازهای سطوح عالی‌تر كاركنان می‌كوشد. تحت چنین شرایطی، كاركنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مك گریگور نیز می‌دانست كه برخی از كاركنان نابالغ، در ابتدای كار به كنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ كافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا كنند كه با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه Y رفتار شود.

به باور شما:

 نظر آقای مصباح یزدی، با کدام یک از فرض های مک گرگور همخوانی دارد؟

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت |

عيد مبعث بر همه مسلمانان جهان مبارك باد

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت |

باز هم دست خانم كارمند درست كه ديروز را امروز تلنگر زد!؟

كاش ديروز بود. نه.... براي آدم بي‌مرام فرقي نمي‌كند! اصل محتواي جيب است و.........

كاش  مي‌توانستم و لياقتش را داشتم تا با زرين ترين وفا، طلايم را به سبزترين عشق و پايدارترين صفا، آذين بندم!

                           

                     پس روز زن، بر  من، همه مردان و فرزندان فراموش كار مبارك باد

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت |

مقدمه:

25 اردیبهشت، یکی از روزهای ورجاوند برای ایرانیان است. زیراکه سازمان ملل متحد اين روز را به نام فرزانه نستوه و فرهیخته طوس و ابر ستاره کهکشان چکامه ایران و فرنشین چکاد حماسه سرایی جهان، فردوسی بزرگ نامگذاری كرده است. در اين گفتار بي‌مناسبت نديدم كه با توجه به چالش‌هاي كنوني محيط زيست در كشور، به ويژه شهرستان عزيزمان كازرون، با گشت كوتاهي در اينترنت و استفاده از نظر عاشقان طبيعت، نگاهي به ديدگاه تاريخي حكيم سخن به اين مقوله داشته باشم. اميدوارم كه مورد پذيرش و استفاده هم ميهنان و همشهريان گرانقدر قرار گيرد.

شاهنامه و محيط زيست

حماسه  پاسدارنده فرهنگ ایران زمین تنها در بر دارنده نبردها، پهلوانی‌ها، دلدادگی‌ها، سوزها و دردها، اندیشه‌های دینی و... نیست. در شاهنامه بنیان‌های اندیشه فرزانه طوس را در این یادگار کهن ادب پارسی را در زمینه پاسبانی از سپهر جاندار و بیجان را می‌توان یافت. شاهنامه به گفته خداوندگار حماسه جهان

بود بیت شش بار بیور هزار       سخن‌های شایسته غم گسار

 در این شصت هزار بیت نامه نامور شهریار، سروده‌های فراوانی در وصف اسب و شیر و پلنگ و نهنگ آمده است به عنوان نمونه آنجا که  در نبرد اشکبوس و رستم، او را با جانداران تنومند و پرتوان سنجیده است:

به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ      پیاده بیایند هنگام جنگ     

اما شاید یکی از نامورترین سروده‌های وی آنست که ما را از آزردن مورچگان نیز باز می‌دارند و این به می‌فهماند که از دیدگاه فردوسی بزرگ آزردن یکی از کوچکترین جانداران ناشایست است چه رسد به کشتن و از میان برداشتن دیگر جانداران  ....

سیه اندرون باشد و سنگدل            که خواهد که موری شود تنگدل

میازار موری که دانه کش است        که جان دارد و جان شیرین خوش است

پاسداری از حقوق حیوان‌ها در همین دو بیت از شاهنامه به روشنی آشکار است. این در حایي است که ما ایرانیان با شکارهای بی‌رویه و شکستن حریم زندگی آبزیان و غیر آبزیان هر گونه ستم را که خواسته‌ایم بر زیستگاه‌های آنها وارد کرده‌ایم.

آنچه که بر سر گوزن زرد ایرانی آمده، آتش زدن تالاب پریشان که به از میان رفتن گونه‌های فراوان جانداران بومی و کوچنده شد و یا بحران زیست محیطی کشند قرمز که زاییده پسماندهای کارخانه‌ها بوده و به مرگ ماهیان بسیاری انجامید و نیز این اواخر آنچه بر سر پارک ملی کویر که زیستگاه یوزپلنگ و گورخر ایرانی بوده است، و پيش‌بيني ويراني بخشي از جنگل بلوط شهرستان كازرون، همه گواه نابردباری برخی از نامردمان است که وصفشان این سخن فردوسی است :

نه گویا زبان و نه جویا خرد           ز خار و ز خاشاک تن پرورد

چو جایی‌ بپوشد زمین‌ را ملخ      ‌ برد سبزی كشتمندان‌ به شخ‌

 تو از گنـــــج‌ تاوان‌ او بازده‌           به كشور زفرمـــوده‌ آواز ده‌

چه ما بخواهيم چه نخواهيم نظام طبیعت به خودی خود استوار است و به بيان فردوسي:

نه گشت زمانه بفرسایدش                     نه رنج و تیمار بگزایدش

پس بیاییم از این همه بی‌مهری به طبیعت جاندار و بی‌جان دست برداریم  و حقوق  نسل‌های آینده را نیز پاس داریم.

ما بايد در برابر آیندگان پاسخگو باشيم.

بقيه را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت |

هر روزتان نوروز،‌ نوروزتان فرخنده باد

  مردم ‌اين بخش با توجه به سابقه تاريخي و مجاورت با شهر بيشاپور، پايتخت باستاني شاهپور اول داراي باورهاي كهن بسيار قوي هستند. سال‌ها است كه مردم اين ديار با شور و شوق زياد از پيش به پيش‌باز نوروز مي‌روند.

در گذشته، نوروز عزيزترين لحظه‌ي زندگي ‌اين مردم بود. شب نوروز تولد دوباره‌ي دوستي‌ها بود. كينه‌ها مي‌مردند، دشمني‌ها به دوستي مبدل و قهرها به آشتي مي‌گراييد. جمشيد ستايش مي‌شد، كورش تحسين و ساسان گرامي.

 مردم از سه ماه قبل، در تدارك گاه دگرگوني سال بودند. زنان ابتكار عمل را در دست داشتند. آجيل‌هاي محلي از تخمه‌ي هندوانه، كدو و آفتابگردان گرفته تا نخودچي، برنجك (برنج جوشانيده و بو داده شده خشك)، گندم برشته (گندم بو داده) گمك (برنج تر پوست نكنده‌ي در هاون كوبيده شده)، نان شيرين و ساير محصولات محلي، همه به وسيله‌ي زنان با صفا و فرهنگ دوست، براي شب موعود تدارك ديده مي‌شد.

پدر در فكر تهيه‌ي پوشاك نوروزي بود (كه شايد تنها سالي ‌يك بار نو مي‌شد). بوي خوش بهار از چهره‌ي چروكيده‌ي پيران تا رخ زيباي كودكان مي‌طراويد. چنين بود كه سنت چندين هزارساله‌ي سرزمين پاك آرياوش، بوسيله‌ي ‌اين قوم درستكار و‌ يزدان پرست جاويد مي‌ماند. پسين آخرين چهارشنبه، كارها پايان، بوته‌هاي خار بدون احساس هر سوزشي بر پشت شير پسران حمل، و مهياي آتش مقدس. چرا كه زردي ها بايد مي‌رفتند و سرخي‌ها بر گورشان جا خوش مي‌كردند.

و به بياني.....

چه زيبا بود آواز كبوتران، كبوتران در زنجير با نواي خوش، سرود رستن از اسارت زمستان سیاه سر مي‌دادند؛ نوجوانان خسته دل، از كار توان فرساي كهنه سال، چون كبوتران با بال‌هاي نيمه جان، برفراز آتش پاك كننده‌ي زشتي‌ها خيز مي‌زدنند و زردی‌هاي نكبت‌بار از رخسار مي‌زدودند. چه منظره‌ي دلنشين و زيبايي!؟، به ‌ياد آر، جخ ‌امروز از مادر نزاده‌ام، عمر جهان بر من گذشته است. نزديك‌ترين يادمانم سده‌ها دور است و من هماره ارمغان نياكان را پاسدارم.

و شعار پيران ....به ياد آر:

"نوروز از گذر تاتاران، سكندرها و...... عبور كرد و باز هم با شالي سبز، خود را به پاكبازان ‌ايران‌سرا ‌نماياند. پس شاد بايد بود و شاد بايد گفت و شاد بايد زيست"

"و بر گور اهرمن پاي كوبيد ."

چنين بود رسم و آيين ما؛

پرچم داران جمشيد با شادي بي‌وصف؛

بر طبل سياه زمستاني مي‌كوبيدند،

گاه دگرگوني زمين مي‌رسيد،

زاغ سيه روي از ترس شلمزارهاي سرسبز،

به دشت سياهي مي‌خزيد

و مردم شاهپور با بوي خوش بهار نارنج

و عطر گل محمدي؛

دهل زنان

رسيدن عمو را پاس مي‌داشتند.

نخست روز فرودين، همه‌ي مردم روستا با مزين شدن به پوشاك نو به ديدار يكديگر مي‌شتافتند. همه مي‌دانستند كه از كجا بايد آغازيد. گرد آمدن مردم در ميدان‌گاه ده و مهياي ورود به خانه‌ي پير (ريش سفيد محل). در ‌اينجا بدون توجه به پايگاه اجتماعي و اقتصادي، ارزشمندترين ملاك براي بازديد، سن فرد بود. آنگاه، به ترتيب ازكهن‌سالترين فرد ديدارها شروع مي‌شد. بزرگان بر چهره‌ي كوچك‌ها بوسه مي‌زدنند و كهتران بر دست مهتران لب مي‌خراميدند. اين زيبايي آيين ما بود:

"كسوت سالار، تجربه مهم و سن و سال با ارزش"

 در پانزده روز اول عيد، هر كس در هر جاي كشور كار را رها و خود را به خانه مي‌رساند تا بر سفره‌ي هفت سين نشسته و در انتظار ورود سال تازه باشد. سفره‌ي هفت سين مزين به همان سين‌هاي رايج و ساير بركات مانند: ماهي، نان، آينه و تخم مرغ آراسته مي‌شد. كتاب، ارزش سفره بود. اكنون هم قرآن كريم و شاهنامه، نماد و روح مذهبي و ملي مردم ‌اين بخش از سراي كهن است.

 از بازي‌هاي مرسوم ‌اين روزها تريك بازي (تيله بازي) و خاگ بازي (تخم مرغ بازي) بود. نوجوانان از روز اول با گرفتن تخم مرغ در مشت، نوك آنها را به ‌يكديگر مي‌كوبيدند و هر تخم مرغي كه مي‌شكست از آن فرد پيروز بود.

"بايد دانست كه نگهداشت سنت نياكان نماد هويت است و با خود بودن"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت |

پيوندتان جاودان باد

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت |

 

فرموده‌اند: "حب‌الوطن من‌الايمان"

نظر یکی از همشهریان عزیز کازرونی دور از وطن، در انزاواي تالاب پریشان (وبلاگ آفتاب كازرون)

شنبه 3 اسفند1387 ساعت: 16:41 توسطDariush

يكي بر سر شاخ، بن مي‌بريد

سلام

واقعا زبان انسان الكن مي‌ماند. چرا بايد در 30 امين سال پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، درياچه‌ي شهري كه جز زيبايي خالق هستي و عظمت تاريخي يك شهر گناهي ندارد، ويران شود؟ چرا كازرونيان همواره اسطوره‌ها و قهرمان‌هاي خود را قدر و ارج نمي‌نهند؟ چرا فرار نخبه‌هاي شهر، تجربه‌اي براي همه‌گان نمي‌شود؟ چرا بايد با دست خودمان شاخه‌ي زير پاي خودمان را ببريم. چرا درياچه‌ي نفيس و گران‌بهايي كه صنعتي غني براي شهر و هديه‌اي الهي براي مردمان اين ديار است را به اين سادگي و بي‌توجهي ناشكري نموده و ناسپاسي مي‌كنيم؟ كجا هستند آن غيور مرداني كه جان و مال خود را در راه وطن هديه دادند؟ آيا پاسخ 1100 شهيد شهر كازرون اين است؟ آيا آزادگان و جانبازان انقلاب بايد شاهد چنين مسايلي باشند؟ مسجدي‌ها، بسيجي‌ها، بازاريان و فرهنگيان كجا هستند؟ پريشان در حال انزواست؟ پريشان در حال سوختن است؟ پريشان در دست ناجوانمردان فرياد هل من ناصر ينصرني سر مي‌دهد! به كدام بهانه به شهر و ديارم عشق ورزم؟ چرا مردم شهر من اين گونه ساكت نشسته‌اند؟ آيا كاري از دست كسي بر نمي‌آيد؟ آيا همين مردم نبودند كه در حكومت نظامي طاغوت، سدها را شكستند؟ آيا بچه‌هاي كربلاي چهار و پنج از اين شهر نبودند؟ پس كجا هستند جوانان غيور مرد كازرون كه به محافظت از شهر و ديار خودشان بپردازند؟ من پريشانيم! من عاشق ديارم هستم. نگذاريد از اين كه هست از شهر و ديار خود دورتر شوم. نگذاريد خجالت بكشم كه خود را يك كازروني معرفي كنم. تو را به خدا پريشان را نجات دهيد.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت |

فره‌وشي يا فروهر يکي از کهن‌ترين سمبول‌هاي ایرانی در جهان است كه بسیار شگفت‌انگيز و سرشار از دانش و فرهنگ و خرد مي‌باشد. با ‌اندوه فراوان بايد گفت كه بسياري از ما‌ايرانيان از ويژگي‌هاي آن نا آگاه هستيم. قدمت آن بيش از 4000 سال تخمين زده شده است. تاريخچه فره‌وشي يا فروهر به پيش از زايش زرتشت، پير و فيلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز مي‌گردد كه شايد اين مفاهيم توسط زرتشت روي آن تعريف شده باشد. سنگ نگاره‌هاي پادشاهان هخامنشي در کاخ‌هاي پارسه و سنگ نگاره‌هاي پادشاهان ساساني، همه پوشيده از اين تصوير است. جالب است بدانيم كه تک تک نگاره‌هاي ‌اين نشان داراي مفاهيم ويژه و دانشي است. از‌اين رو، براي آگاهي بيشتر خوانندگان، به تشريح ‌اين ويژگي‌ها پرداخته مي‌شود.

1 - قرار دادن چهره پيرمرد سالخورده در‌اين نگاره، اشاره به شخص نيکوکار و يکتاپرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب و پسنديده‌اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي‌نهادند.

 2 - دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است.‌اين اشاره به ستايش "دادار هستي" و خداوند يكتا دارد.

3 – چنبره‌اي (حلقه‌اي) در دست چپ نگاره وجود دارد که نشان از بستن عهد و پيمان بين انسان و خدا. انساني كه همواره خداي يگانه را ستايش مي‌کند و در همه امور او را ناظر بر کارهاي خود مي‌داند. گذشته‌نگاران، حلقه‌هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي‌شود را برگرفته شده از همين چنبره مي‌دانند و آنرا يک سنت ‌ايراني مي‌پندارند که به جهان صادر شده است.

 4 – بال‌هاي کشيده شده در دو طرف نگاره، اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسان‌ها است. به اين معنا كه سرانجام او رسيدن به دادار هستي مي‌باشد.

  5 - سه قسمتي که روي بال‌ها به صورت طبقه‌بندي نشان داده شده است، به سه دستور: پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك پيوند مي‌خورد. بي‌شک مي‌توان گفت تا ميليون‌ها سال ديگر نيز ‌اين سه فرمان جاودانگي خود را نگه خواهد داشت.

 6 - در ميان کمر، يک چنبره (حلقه) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دايره روزگار" و جهان هستي دارد. توجه بايد كرد كه تا پيش از قرن ۱۲-۱۳ و نظريات كپلر، كپرنيك و گاليله اروپاييان و شايد كل جهان چنين نگاهي به كائنات نداشتند.

  7 - دو رشته از چنبره (حلقه) به پايين آويزان شده است که نشان از دو عنصر باستاني‌ ايران دارد . سمت راست "سپنته مينو" (سوق دهنده بهشت)، همان نيروي خدايي است. سمت چپ، "انگره مينو" (سوق دهنده دوزخ) که نشان از نيروي شر و اهريمني دارد. فلسفه قرار گرفتن انسان در ميان دو نيروي خير و شر، مبين آزادگي در آفرينش و اختيار انسان در گزينش مسير است. لا اكراه في‌الدين قد تبين رشد و من‌الغي نابودي

8 – در انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني باز هم سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک، گفتار نيک و پندار نيک دارد. پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد پديدآورنده اين نشان (احتمالا اشو زرتشت)، همين سه فرمان است.

چنين ويژگي‌هايي امروزه در سرتاسر گيتي مورد پذيرش است. اميد به روزي كه انسان با آويزه گوش قرار دادن اين گزاره‌ها، جهت رستگاري و رسيدن به كمال، آنها را در زندگي خود به كار گيرد. 

گردآوري و تدوين: دكتر اسفنديار دشمن‌زياري

منابع:

www.fa.wikipedia.org/wiki/

www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/01/090107_si-farvhar-movie.shtml

www.politeboy.blogfa.com/post

www.cloob.com/club/article/show/clubname/patogh/articleid/39631

www.persianminds.com/post-4.aspx

www.hakhamaneshian.ir/fravahr.htm

www.google.com/group/neshan-farvahar 

www.donbaleh.com/link/57862

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت |

در گذشته‌اي نه چندان دور مردم بخش شاهپور نيز در دهه نخست محرم بسان ساير جاه‌هاي كشور، در سوگ سرور آزادگان مراسم گوناگوني برگزار مي‌كردند. در اين بخش، آنچه از دوران كودكي به ياد دارم به خوانندگان گرانقدر عرضه مي‌شود. 

1- روضه خواني:

 از نخستين شب ماه محرم خانواده‌هاي متمكن، (عمدتاً خوانين و كدخداها) با دعوت از وعاظ (شيوخ)، مراسم روضه خواني پر پا مي‌كردند. روستاييان با گردهمايي در مكان برگزاري، جلای خاصي به اين مجالس مي‌بخشيدند. شيخ با سادگي هر چه تمامتر بر صندلي چوبي مي‌نشست و به وعظ مي‌پرداخت. سپس، با نوحه خواني و مداحي مراسم سينه زني و شربه خواني (آواز در مايه دشتي) مراسم پايان مي‌يافت.  هزينه مراسم (خرما، چاي و قليان) توسط برگزار كننده و دستمزد شيخ نيز از طريق محصولات كشاورزي و كليه اهالي تأمين مي‌گرديد.

  2- تعزيه خواني:

 در روز نهم (تاسوعا) تعزيه‌ ابوالفضل‌‌العباس و حضرت علي اكبر برگزار مي‌شد. روز عاشورا، با گردآمدن مردم در محلي (عمدتاً نزديك ‌امامزاده)، مراسم تعزيه خواني برگزار مي‌شد. سحرگاه اين روز مردم در يك نقطه كه شب قبل مشخص شده بود گرد هم مي‌آمدند و راهي امامزاده مي‌شدند. مردم ايستاده و نشسته گرد دايره‌اي و تعزيه خوان‌ها در وسط آماده نمايش دادن صحنه كربلا مي‌شدند. تعزيه خوان‌ها با شبيه شدن به‌ يكي از‌ ياران ‌امام حسين (ع) شروع به خواندن ديالوگ با آواز سوزناكي مي‌كردند. نزديك ظهر، با شبیه سازي نبرد کربلا، شبیه امام حسین (ع) شهید مي‌شد. ساز و دهل (ساز و نقاره در زبان محلي) نيز در اين مراسم جايگاه خاصي داشت. در آغاز و بين آواز ياران امام (ع)، ساز (سرنا) نواحته مي‌شد و در آغاز و بعد از ديالوگ كفار، ساز و دهل با مارش جنگي به صدا در مي‌آمد. البته از اسب هم استفاده مي‌شد.

      

يكي از نكات قابل ذکر در خصوص باورهاي صادقانه مردم اين بود كه پس از شهادت شبيه، مردم به سمت شمر هجوم مي‌بردند و گاهي او را تا آستانه‌ مرگ كتك مي‌زدند.

لباس‌هاي شبيه ‌امام پاره مي‌شد و هر تكه آن جهت شفا دست كسي مي‌افتاد. بيماران براي بهبودي زير شكم اسب ‌امام حسين (ع) عبور داده مي‌شدند. شب هنگام تعزيه‌ حضرت رقيه و شام غريبان در تاريكي برگزار مي‌شد. در اين شب حليم هم پخته مي‌شد و صبح بين مردم روستا تقسيم مي‌گرديد.

   روز سيزده محرم تعزيه جمع آوري نعش‌ها برگزار مي‌گرديد.  از اين پس تا روز اربعين شب‌ها روضه خواني بر پا مي‌گرديد.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت |

                                  بيا اي دل كمي وارونه گرديم

                                          براي هم بيا ديوونه گرديم

                                          شب يلدا شده نزديك ، اي يار

                                          بشينيم و به دور هم بگردیم!!

شب یَلدا يا شب چِله:

آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. از روزگاران كهن، ایرانیان این شب را جشن می‌گرفتند. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشود و تابش نور ایزدی فزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

         

پبشینهٔ جشن

شب یلدا، شب زایش و تولد مهر است. شور اين شب ريشه در هزاران سال اين خاك اهورايي دارد. يلدا، اولین روز زمستان و یا نخستین شب زمستان بوده است که زایش خورشید، تولد مهر و یا خورشید شکست ناپذیر را نويد مي‌داد. در منظر نياكان ما، روشنی روز و اعتدال هوا از مظاهر نیک و نشان فرخي و شكوه ایزدی بود و تاریکی و شب از كردار اهريمن، شب‌ها آتش بر‌افروخته مي‌شد تا تاريكي و ياران اهريمن نابود شده و بگريزند. خورشيد، مهر يا ميترا نجات بخش جهان از تسلط اهريمن و نكبت بود.

در برخي از آثار بوم شناسان آمده است كه به گاه پديد آمدن آئين مهر در ايران و تاثير اين گزاره فرهنگ برتر بر گستره جهان متمدن كهن، در روم و بسياري از كشورهاي اروپايي اين روز را كه برابر با اول دي ماه بود، به عنوان روز تولد مهر يا ميتراي شكست‌ناپذير جشن مي‌گرفتند. با گسترش مسيحيت در روم، چون سردمداران كليسا نتوانستند با برانداختن جشن تولد ميترا در بيست و پنجم دسامبر غلبه كنند، همان روز را زاد روز عيساي مسيح اعلام كردند كه تا كنون نيز به جا مانده.

خوان شب يلدا

      

خوان شب يلدا را خوان ميازد Myazd گويند. ميازد عبارت است از ميوه‌هاي تر و خشك، آجيل، یا به اصطلاح زرتشتيان "لورك  Lork". میازد، نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون مانند خوراک مقدس و آیین ویژه‌ای که آن را "میازد" می‌نامیدند و بر خوان جشن می‌نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، فردي ثروتمند در جامه کهنه هیزم شکنان به درب خانه‌ها می‌آید و به مردم هیزم می‌دهد. هیزم‌ها در بامداد شب یلدا، به شمش زر تبدیل می‌شوند. باورمندان اين فسانه، شب یلدا را تا پگاه به انتظار هیزم شکن زربخش و هدیه خود بیدار می‌ماندند و جشن و سرور و شادمانی بر پا می‌کردند. شاید بابا نوئل هم از همين افسانه سرچشمه گرفته باشد.

هم میهن:

      

 عمرتون صد شبِ يلدا 

دلتون يه پارچه دريا

توي اين شب‌هاي سرما

يادتون باشه كه ايران

هميشه مهد خردهاست

پايه و اساس دنياست

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت |

قرمزته

به گزارش فارس، اسامه بن لادن، متهم تحت تعقيب ايالات متحده امريكا، در تصاوير ضبط شده از دوربين هاي مداربسته ورزشگاه امارات آرسنال مشاهده شد. روابط عمومي اين باشگاه از صدور اينترنتي كارت هواداري به آدرس مركز لندن خبر داده كه فرد تحويل گيرنده دقايقي پس از تحويل، محل را ترك كرده است. شماره شناسايي اين كارت هواداري قابل رديابي نيست؛ اما بي ترديد ديگر نمي‌شود با اين شماره، بليت يا محصول ورزشي خريداري كرد.

تايمز اين مسئله را با هواداري هيتلر از شالكه 04 و موسوليني از بولونيا مقايسه كرده است.

ربوده شدن مدیرکل روابط عمومی آموزش و پرورش به جرم هواداري از چلسي  

شنبه شب گذشته مدیر کل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش توسط سه مرد ناشناس مقابل منزلش ربوده شد.

یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: ربایندگان، احمد مرادی را در ساعت 30/12 نیمه شب شنبه هنگامیکه وی قصد عزیمت به فرودگاه امام خمینی (ره) را داشت در مقابل درب خانه‌اش ربوده و به مدت یک شبانه روز در اسارت خود قرار دادند.

این منبع گفت: آدم ربایان در طول این یک روز بارها و بارها مدیرکل روابط عمومی وزارتخانه آموزش و پرورش را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داده اند و سپس وی را در ساعت 30/12 یکشنبه شب در ابتدای جاده تهران- قم رها کرده و سپس از صحنه گریخته‌اند.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت |

ستايش خاص پروردگار است و نماز وسيله نزديكي به اين شعار، شايد در اختيار فرد. هر جا سفره ركوع و سجود پهن، مسجد و میخانه و چادر و كوه و دشت و بيابان، خدايش بر دل جمع. پس، نهانخانه تاريك را مي‌توان با نماز چراغان كرد. درونم غوغا و فرياد از درد نماز. دردم حيران از زخم نماز؟ خدایا! كدام را بجويم؟ دل يا دنيا را؟ نماز تنها با خود، براي خدا و يا همرهي با ديگران، به عشق نان و جا. باور دارم كه نماز، هم درد را دارو نوش و هم خود دردي بر دوش. گاهي بر صراطش سوختن و در سوگش گريستن عالمي دارد، گاهي در سوگ به گور نشستن خويش از تركش، معناي ديگر. تركش مصيبت است و انجامش با ناباوران زجر. اما چه زيباست هموندي در گزاردن با صدق.

 نماز، همواره شفاي درد است، اما.... چه حيف! كه گاه خود از ريا دردآگين.

نماز را آغاز حركت و يورش به قله كمال دانم. اما آنجا....!؟ خدا داند!. به اوج، يا دنائت. خود ديده و چشمان دل گواه: نماز شكم پستي آرد و نماز دل اوج.

گاه نماز از گزاردن حاجي شكم به درد مي‌فغاند و گاه حاجي از جبر گزاردن، ناله. اما، ديري نمي‌پايد كه دنيايش نهيب و با نيم بهايي شادمان. بلي... دوباره دولا و راست.

شما بگوييد:

اگر تنها راست و خم شدن حاجی نماز است، باد نمي‌تواند بر درختان معبود باشد؟ بيچارگان كه به گاه وزش، پيوسته مدحش كنند. آه.... به نماز سوگند كه درخت بي پايه از جابجايي هوا ریشه‌كن شود.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت |

                                  

ديروز روي وبلاگ امين واعظي (كشكول زائر)، مطلب قابل تاملي در مورد وجود يا عدم وجود شيطان ديدم. بعد از اظهار نظر، همين طوري كه داشتم توي اينترنت و بين همشهريان گشت مي‌زدم، در يكي از سايت‌ها، عنوان پست جديد وبلاگ  آقا رضا صنعتي را ديدم. به نظرم رسيد پاسخي به پرسش مطرح شده در وبلاگ امين خان باشد. رفتم سراغ آقا رضا. بله، در همان ارتباط بود. البته نمي‌دانم شايد مطلب جناب صنعتي في‌البداعه بوده و نه در پاسخ به جناب واعظي. پاسخ بسيار مستدل بود و براي امثال ما قابل قبول، اما به ياد دانشجويان افتادم و پرسش‌هاي پيچيده و پاسخ‌هايي كه بعضا نيازمند ساعت‌ها مطالعه است. به همين دليل نظري گذاشتم. ظاهرا منظور من براي حاج آقا صنعتي كمي مبهم بود. ايشان به طور خصوصي منظور را جويا شدند. من هم دوباره رفتم و اين بار واضح تر نوشتم. اما ديشب ديدم كه  هنوز هم نظرم تاييد نشده است. خب گفتم اصولا پنجشنبه و جمعه روزهاي پركاري براي روحانيون است. حوكمن، مشغله زياد باعث اين امر شده است. خب سرتون رو درد نياورم، امروز كه باز هم رفتم سراغ آقا رضا (وبلاگ توحيد) ديدم بعله، نظر تاييد و محتوا را هم تقريبا پذيرفته‌اند. در همين حال يكي از نظرات (فريد صلواتي) داده شده روي اين وبلاگ توجهم را جلب كرد:

"پائولو مالدینی از طرف مسئولین بی‌مسئولیت کشورمان بر بالین جانباز ایرانی حاضر شد!!!!!!"

بد جوري كنجكاو شدم! يعني اينكه....، مي‌شود؟ جانباران از ياد نرفته‌اند؟ نكنه! ديگه نمي‌خواد از بازار آزاد قرص رو ده برابر بخره؟ نكنه! علي‌آقا بدون دو پا، ديگه مجبور به مسافر كشي نباشه؟ به‌به، نكنه رد صلاحيت‌شون رويا بوده؟ خب! شايد الآن وضع تغير كرده باشه! خدا مي‌دونه. مسئولين؟، مالديني را بر بالين جانبازي آورده‌اند!؟؟ آيا با توجه به تيپ و قر و اطوار فوتباليست‌هاي وطني، يك بازيكن خارجي آنهم غير مسلمان و در سطح بالا دست به چنين اقدامي زده است؟

 كمي فكر كردم، ..... شايد اين بابا (مالديني) آدم حسابيه و انسان‌دوست!؟ ياد گوليت و تقديم توپ طلايي به نلسون ماندلا در زندان انگليس، ياد ژرژ وآ و حضور بر مزار آگستينو نتو، ياد پيراهن ارسالي مارادونا براي كاسترو به عنوان نماد مبارزه در آمريكاي جنوبي، نه نه! ياد پهلوان تختي و زلزله بوئين زهرا، و.......افتادم. آخه، در دنياي كنوني اين كارا هم ممكنه!؟؟ جنگ و به قول مسئولين دفاع مقدس كه تموم شده!‌ كم‌كم داشتم به اين بابا (صلواتي) شك مي‌كردم!! بلادرنگ رفتم سراغ آدرس داده شده.

اين هم اصل مطلب:

از قرار معلوم یکی از جانبازان جنگ تحمیلی، سال‌ها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام شده بود و در یکی از بیمارستان‌های شهر  رم بستری شد. از قضا چند روزی بعد از بستری شدن، این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می شود نام خانوادگی خانم پرستار مراقبش مالدینی است. جانباز قصه ما، ابتدا تصور می‌کند تشابه اسمی است، اما در نهایت نمی‌تواند جلوی کنجکاوی‌اش را بگیرد و از خانم پرستار می‌پرسد: آیا با پائولو مالدینی ستاره تیم آ.ث. میلان نسبتی دارد؟ 

خانم پرستار در پاسخ می‌گوید: پائولو برادر من است!

جانباز ایرانی با خوشحالي بسيار از خانم پرستار خواهش می‌کند که اگر ممکن باشد عکسی از پائولو برايش به یادگار بیاورد. خانم پرستار هم قول مساعد می‌دهد. اما جالب ترین بخش داستان ما صبح روز بعد اتفاق می افتد. هنگامی که جانباز هموطن ما از خواب بیدار می شود، کنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می‌بیند که با یک دسته گل، در انتظار بیدار شدن او نشسته است و ... بقیه را خودتون حدس بزنید!

راستی هیچ می دانید پائولو مالدینی اسطوره تيم میلان، از شهرش واقع در شمال غربی ایتالیا به شهر رم واقع در مرکز کشور، که فاصله ای حدود ششصد کیلومتری دارد، آمده تا از یک جانباز جنگی ایرانی که خواستار عکس یادگاری اوست عیادت کند؟ او این کار را به خاطر ایرانی بودن این جانباز انجام نداد، بلکه به خاطر ارج نهادن به انسانیت انجام داد. آیا مسئول یا مسئولین ایرانی را سراغ دارید که چنین مسافتی را برای به دست آوردن دل یک جانباز، معلول، بچه یتیم، بیمار و ... بپیماید؟ نمی دانم، شاید من از دریچه نگاه بدبینانه ماجرا را نگاه می‌کنم. شاید من نمی‌توانم سیاستمدار سفید که نه حتی خاکستری ببینم. اگر توی فوتبالیست‌ها نمونه‌ای ایرانی شبیه مالدینی سراغ داشته باشید، به من معرفی کنيد. چرا که این دل لاکردار بدجوری در حسرت انسانیت ایرانی از جنس پائولو مالدینی به سر می‌برد ... چرا که فاجعه است در یکی از روستاهای کشورمان به نام نودیشه از توابع کرمانشاه جانباز شیمیایی را ببینم که چشم به راه مسئول که هیچ با کوهی از دارو در کنار همسرش در به در به دنبال تزریقاتی می‌گردد. ای مسئول غیر مسئول به جای پرداختن به پاداشت‌های جلسات بی‌خاصیتت، کلاهت را بالا بینداز و ببین در کشورت چه فجایعی رخ می‌دهد. 

 

 لينك مطلب: كشكول

جهت آگاهي خوانندگاني كه شايد مالديني را نشناسند بايد عرض كنم: ايشان از خانواده‌اي ورزشي است. باباش از فوتباليست‌هاي بنام ايتاليا و تيم A.C ميلان و مدتي هم با تيم ملي جوانان و اميد ايتاليا نتايج خوبي گرفت. آبجيش بسكتباليست، ننش شناگر و... خود پائولو از نوابغ دنياي توپ گرده كه هم اكنون نيز، پس از سال‌‌ها درخشش در پهنه فوتبال گيتي و قهرماني‌هاي زياد در تيم ميلان و تيم ملي ايتاليا، در آستانه 40 سالگي به عنوان كاپيتان، يكي از ستون‌هاي دفاعي تيم ميلان است. مالديني به عنوان يكي از محبوبترين فوتباليست‌‌هاي ايتاليا در كشورش و در سراسر گيتي مطرح مي‌باشد.

                                                  "نظر شما چیست؟"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت |

نوشته دوست عزيز و برادر فرهيخته‌ام جناب دكتر رمضاني در خصوص دموكراسي، موجب شد تا در حد بضاعت و در تكميل تحليل خردمندانه ايشان، نكاتي عرضه شود.

به طور كلي، قرار گرفتن در هر متنی، نیازمند رفتار ورودی و آشنایی با حوزه عمل و کارکردهای مورد نیاز، جهت بروز رفتار همخوان با آن متن مي‌باشد.

به گواه تاریخ: در باب دموكراسي، کشور عزیز ما با دارا بودن مباني تاريخي - ملي (منشور حقوق بشر کورش بزرگ) و مفروضات ديني - مذهبي (اگر مسلمان نيستي، آزاده باش. وشاورهم في‌الامر. همه حرف‌ها را گوش، آنگاه بهترين را انتخاب كن. سرنوشت هيچ قومي دگرگون نمي‌شود مگر به دست خودش. در دين اجباري نيست، خداوند راه خوب و بد را نشان داده است و....) در عمل و پايبندي به نظريه‌هاي همساز، بنیانگذار و پیشتاز جهان بوده است. بر اين اساس، جامعه ما بايد رفتار ورودي لازم و زمينه كافي را در حوزه عمل داشته و حتی در سطح فراتر و بین‌المللي به عنوان مدل مطرح باشد. در حاليكه، تا كنون و در كليه اعصار گذشته، چنين امري به غير از مقاطع كوتاه و سطح حداقلي در برخي كلان‌شهرها، در ساير مناطق كمتر توسعه يافته كشور، روي نداده و یا مشاهده نشده است.

با نگاهي به گذشته پر فراز و نشیب اين ديار، درخواهيم يافت كه رويدادهاي پديد آمده در بستر تاريخ، موجب نوعي فراموشي جبري و حتي گريز از ثقليت موضوع به دليل با خود بیگانگی فرسايشي ناشی از سلطه فرهنگ عاريتي، شده است. به طور طبيعي و با عنايت به تجارب گذشته، قلمرويي كه پيوسته تحت تاخت و تاز و يورش بيگانگان باشد، همواره در انديشه "حفظ وضع موجود" است. ازاينرو، توسعه و برنامه‌ريزي يا وجود ندارد، يا براساس نياز در همان حوزه مورد درخواست (نگهداشت شرايط كنونی) خود را نمايان مي‌كند. فقط كافي است نگاهي به جنگ هشت ساله انداخت. در آن برهه، بيشترين حركت توسعه‌اي در بازسازي، بهسازي، تغير و ساخت ابزار و وسایل مورد نياز در همان حيطه حركتي و ميدان عمل روز، به منصه ظهور رسید و در سایر موارد، فقط "وضع موجود" استمرار يافت.

بنابر آنچه گفته آمد و به باور نگارنده، نخستين گام در ايجاد فضاي دموكراتيك، بايد بر مبناي خروج از روزمره انديشي و حركت سياسي تكراري استوار باشد. توافق نظري و عملي همه جانبه و بدون سوگيري انحصارطلبانه فرهيختگان و مدعيان، و تاكيد بر ايجاد روندي يكسان در راستاي منافع ملي - منطقه‌اي در چارچوب هم‌انديشان از الزامات لاينفك اين روند است. فلذا، در صورت حادث شدن اين مهم، در مرحله بعد بايد با استخراج اصول كاربردي و پديدآوري ساختار متناسب با سطح فرهيختگي جامعه (بلوغ فكري مردم)، برنامه عملي در حوزه فرهنگ طراحي شود. در اينصورت است كه مي‌توان با دروني كردن فرهنگ و نهادينه شدن رفتار مورد نياز، فضاي آزادمنشانه را ايجاد و از ارزان فروشي باورها جلوگيري كرد.

نمونه فقدان رفتار ورودي حوزه دموكراسي را مي‌توان در همين انتخابات مجلس هشتم در كازرون جست و مشاهده كرد.

"چون نمي‌خواهيم فلاني به مجلس برود به بهماني راي مي‌دهيم"!؟

حال، كه باشد و با چه انديشه، پيشينه علمي، تجربه؟ فرقي نمي‌كند!. چرا اين را نمي‌خواهيم، چرا آن يكي؟ كداميك بهتر است و يا تواناتر؟، هيچگونه استدلال علمی و منطقی وجود ندارد! مگر احساسات بی‌منطق، القا شده و صرفا تابع و تحت تاثير براهين غير عقلائي عده‌اي منافع‌طلب و كم خرد. و چنین است که باورها با نازلترين قيمت و تبعات گزاف، بفروش مي‌رسند!. پس از انتخابات هم:

"كي بود كي بود، من نبودم!. روز از نو، روزی از نو؟" همه مقصر و آقایان مبرا؟ جلسات توجيهي و مردم فريبي!؟

از آن طرف، افرادي چون ما "راي نياورده‌ ها و مدعيان برتر بودن"، باز هم به جاي انديشيدن درست، حلاجي دلايل و كمك به ايجاد ذهنيت مناسب در خصوص واقعيات و تشريح راه صواب براي مردم، به دنبال الگوگيري از همان رفتار‌هاي پيشين دري به تخته و از اين ستون تا آن ستون فرج، براي دور بعد هستيم. اما، متاسفانه بر اثر بي‌تجربگي يا خودشيفتگي و از حول حليم در ديگ جوشيدن، از اين مسئله غافليم كه چنين فرايندي ثبات نداشته و عموما تابع جو موجود مي‌باشد. فلذا، وظيفه همه ما مدعيان اصلاح جامعه، وراي ايجاد زمينه مجدد و شبيه‌سازي رفتارهاي نابخردانه و غير پويا در تامين منافع شخصي و باندي، بايد بر طرح مباحث بنيادي اصلاح‌گرانه همراه با توجيه علمي و حركت به سمت همگرايي و يكپارچگي باشد. در غير اينصورت تسلسل ادامه خواهد داشت. ما بايد بدانيم كه فرديت و تابع "من" بودن، جايگاهي در اصلاح جامعه ندارد و به زودي ماهيت را مشخص مي‌سازد.

                               "رنگ رخسار براي سر ضمير خبرچيني مي‌كند"!

نتيجتا، روزي مي‌توانيم جامعه را اصلاح كنيم كه خود را بشناسیم، با معيارهاي واقعي و هنجارهاي موجود مقايسه نموده، تابع توانايي‌هاي خود باشيم و فارغ از هرگونه خود برتربيني غير مستدل، ذهن خود را محك زده و داشته‌ها را در معرض داوري جامعه قرار دهيم.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت |

به گزارش ايسنا، شارلوت بندنيگ 24 ساله پس از ازدواج با جتيندرسينگ عربستاني، ببخشيد هندي در ايالت هاريانا در شمال هندوستان اقامت كرد، اما 10 روز پس از اقامت جان خود را از دست داد.

بهارات بهاشان ، پزشك معالج اين زن گفت: شارلوت پلس از اقامتش در هند چندين بار به علت گلو درد و ورم مجاري تنفسي به من مراجعه كرده بود. پليس ايالت هاريانا هيچ نوع آثار ضرب و شتمي را بر روي بدن اين زن نيافته، اما براي يافتن علت اصلي اين حادثه بررسيهاي لازم و كالبد شكافي ضروري است.

                                           "نظر شما چیست"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت |

اميري در برج‌سوخته

درود بر ادیب عزیز و توانمند شهر، امیر خسرو خان شجاع‌الدوله

این عزیز گرانسنگ، ما را قرین منت خويش قرار داده و شعری اندر باب رفیقان هم‌انديش سروده‌اند. لذا، برابر اوامر ایشان عین شعر با اندک تغیری در راس توسط این سانسورچي تقدیم حضور مي‌گردد. باشد كه توانايي بالا و ذوق اين استاد فرهيخته و يكي از صدها استعداد رخ ننموده، در منظر هم‌شهريان به تصوير درآيد.

درود بر حاکم فرزانه برج‌سوخته

شعری سروده ایم در باب سلطنت پر مفاخره ی شما بر آن ملک سراسر هنر. امید که مقبول افتد و با صلاحدید آن رای روشن پستی بدان اختصاص یابد تا دوستان مشعوف گردند:

سلامی چو رنگ گل‌افروخته        

بر آن حاکم برج پر سوخته

جهان بسته دل را به فرمان او  

به علم و به رای و به ایمان او

همه پهلوانان و گردن کشان 

که دارند از فره ی او نشان

بهادر ممالک یل شیر گیر

کمند افکن و گرز و شمشیر گیر

که از نام او دشمنان در هراس

همه یاغیان پشت کرده چو داس

به بیرام سالار دانش پژوه

دل و جان پنهان و قلب گروه

مهندس امامی وزیر متین

هنر پرور است او چو نقاش چین

به مجنون همان عاشق نامدار

چو زر مخفی و نام او آشکار

به عباسپور از کعبه باز آمده

به دیوان شاهی فراز آمده

پسر خاله دکتر حسین دری

که چون "خاتم" است او به انگشتری

فراریست هرچند از خان و مان

نکرده فرامش غم دوستان

مرادی ادیب سراسر ادب

مداراگر است و مروت نسب

حکومت بر آنان سزاوارتر

ز هر حاکمی کو بود بی هنر

سلامی زمن"خسرو"در رکاب

نثار قدوم یلان، بی حساب

امیر خسرو شجاعی: كازرون

سه شنبه 5 شهریور1387

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 و ساعت |

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با انتقاد از شیوه های نوین مداحی در کشور گفت : آهنگ برخی از مداحیها بدون محتوا و همان آهنگ غرب و طاغوتی است.

به گزارش خبرنگار مهر در ارومیه، آیت الله سید احمد خاتمی ظهر امروز در آیین تجلیل از مداحان و خادمین اهل بیت (ع) در ارومیه افزود : آهنگ مداحی باید همسو با محتوای آن باشد.

وی با اشاره به بدعت گذاری و خرافه پرستیهای نوین در آیینهای مذهبی و مداحی ها بیان داشت : مداحان اهل بیت (ع) باید همانند روحانیون و ائمه جماعات مساجد که باید مستند بگویند باید مستند بخوانند.

وی با بیان اینکه مداحی یک هنر دینی و معنوی است و در شرایط کنونی به همراه خطابه مداحی نیز یک واقعیت است خاطرنشان کرد : برخی از جریانات افراطی در نفی مداحی در کشور رواج دارد که نیازمند این جریان مقدس اما جهت داده شده هستیم.

حجت الاسلام خاتمی خواستار حضور بیشتر جوانان در آیینهای مذهبی شد و عنوان کرد : مدیران هیئتهای مذهبی باید با چشم پوشی از خطاهای جوانان و بها دادن به آنها مسئولیت پذیری این قشر را تقویت کنند.

امام جمعه موقت تهران با اعلام اینکه بالا بودن جمعیت در هیئتهای مذهبی معیار ارزیابی نیست عنوان کرد : کیفیت پیام رسانی و محتوای برنامه‌های اجرایی هیئتهای مذهبی معیار سنجش و ارزیابی هیئتهای مذهبی است.

وی خاطرنشان کرد : برخی دستهای آلوده و خیانتکار با دامن زدن به خرافات در پی ترویج بعضی از مسائل و به انحراف کشاندن افکار جوانان هستند که لازم است مدیران هیئتها با آگاه سازی مانع این حرکتها شوند.

خاتمی یادآورشد : باید با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ مستمعین را در بر طرف کردن نیاز‌هایشان همراهی و از منبر برای سازندگی روحی و معنوی مردم استفاده کرد.

در خاتمه این مراسم از مداحان، قاریان و خادمان اهل بیت (ع) در آذربایجان غربی با اهدای لوح قدردانی به عمل آمد.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت |

به نام حق

درود بر بزرگ مرد كازرون!

دوست ارجمند جناب امامي عزيز:

سپاس از مهر پيوسته و جاودانه شما.

عزيز دلم: دنياي ما پر از طنز است!! نفس كشيدن، راه رفتن، گفتن، نوشتن و حتي گريستن!! اما واقعيت آن است كه گاه انسان از درد چنان مي‌پيچد كه شايد تنها راه درمان، لحظه‌اي تبسم و خنده بر واقعيت‌هاي روزگار غدار و كم لطف و زمانه بي‌وفا باشد.

به قول روحاني عزيز دوران قاجار، اشرف‌الدين حسيني:

 

اي نسيم از وضع تهران خنده مي‌گيرد مرا

صبح اندر سبزه ميدان خنده مي‌گيرد مرا

روز و شب با چشم گريان خنده مي‌گيرد مرا

 

به راستي كه زبان طنز، گوياي بسياري از دردهاست. اما طنزي كه اصول و ارزش‌ها را نيازارد و در جهت پويايي همه جانبه و تحرك‌بخش جامعه‌ي انسان‌ي گام بردارد. وانگي، دوستان عزيز هم بايد بدانند كه طنز خود يكي از ابزار توسعه انديشه و به تبع آن بالنگي هر نظام اجتماعي است. 

از طرفي، كافي است به همين چندين و چند ماه و يا سال حضور خستگي‌ناپذير و مستمر شما در عرصه‌ي كارزار علم و جهل، نيك نگريست، پس اگر صداقت پيشه باشد، بايد شما را شناخته و در برابر بزرگي، دانش و توانايي‌تان در پرورش انديشه و عشق‌ورزي به كشور و مردم شهر و ديار عزيزمان كازرون فرهنگ‌پرور سر فرود آورد. يقين دارم كه انجام كارهاي بزرگ، دشواري‌هايي را نيز همراه دارد. انسان اگر عاشق نباشد، شور معشوق و زيبايي احساس و تراوشات عقل را درك نمي‌كند.

به قول شاعر عشق و اندوه، بابا طاهر عريان:

 كسي كه عاشق است از جان نترسد

نه از كند و نه از زندان نترسد

تن عاشق مثال گرگ گشنه است

كه گرگ از هي‌هي چوپان نترسد

 او، با دُر گفته‌هايش نهيب مي‌زند كه شايد بتوان پيكر عاشق را به گورستان سكوت رهنمون ساخت و زبان او را قفل و دستانش را از نوشتن بازداشت، اما هيچگاه نمي‌توان انديشه و آتش شعله كشيده درونش را حبس كرد و يا نابود. چه بسيارند گاليله‌هايي كه تنها نجواي صداقت به گوش زمين خواندند، و كسي فرياد را نفهميد. اما ديري نپاييد كه گرماي زمين، گدازه‌هاي واقعيت را بر رخ آدميان، اين شرف يافتگان درگاه احديت بر كل كائنات و رها شدگان از ستم زمين ساخته و به يك كلام بندگان خدا،آتش آگاهي برفشاند و زنگار يخ از تن زدود.

سيد جليل‌القدر:

اكنون شما فرزند خلف پيامبر اعظم (ص) با پندگيري از آموزه‌هاي جد خيبر شكنت، بابي نوين پيش روي فرهيختگان شهر و ديارت گشوده‌ايد. باشد كه ما قدر اين نعمت را دانسته و با شعور شورآفرين اين گذرگاه پر سنگلاخ، در حد بضاعت ياري رسان باشيم.

بدانيد: همچو مني هيچگاه در هيئت ناصحين درنخواهم آمد. زيرا خود را محتاج اندوختن بيشتر در محضر استادان مي‌دانم. چنانچه سخني هم در قالب كلمه بر لوح سپيد نگارش شود، همان سوختن پروانه به گرد شمع است و بس. مترلينگ را در پاسخ به اين پرسش كه روح چيست؟ دريابيم: اگر تو با همه پيشرفت‌هاي كنوني توانستي كالبد عريان را با تيغ حراحي بنماياني، آنگاه من هم هيئت روح را به تماشايت خواهم كشيد. پس انساني كه اندك شناختي از مرعي‌ها دارد، چگونه مي‌تواند با كاوش سطحي، ناديده‌ها و ناشناخته‌هاي درون را به حيطه ادراك درآورد. آنهم تنها با برداشت محدود خود. پس نبايد به ديگران برچسب عوامگرايي ‌زد و و خود را بحرالعلوم پنداشت.

ما نه از روي خضوع چنين برتابيم و نه در نفي ديگران، كه خود را در اين قافيه ناچيز پنداريم. ما نه بر دانش سروران حسد ورزيم و نه بر تملق و خدمتگذاري صاحب‌منصبان فخر فروشيم. نه بلند گوي كسي هستيم و نه وابسته به غير. خود هستيم و دانسته‌هايي ناچيز. تنها پروردگار را ستوده و رخش بر دل آذين بنديم.

 به زبان لسان‌الغيب:

ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق

آنكه او عالم سر است بدين حال گواست

 در پايان، ضمن پوزش مجدد از سروراني كه شايد از اين طنز كمي آزرده شده باشند، به پيشگاه‌شان سر تعظيم فرود آورده و مي‌گويم: تنها مقصود اين كوته‌سخن همانا همدردي با شما و پاسداشت قلم و انديشه بود و لاغير. ضمن اينكه از هم‌ولايتي گرامي و  قلم زن خوشفكر، جناب مسعودخان هوشمندي هم تشكر نموده و بابت گذري طنز آميز از مسير روستايشان (حاجي آباد غوري) پوزش مي‌طلبم.

                      "اميد به كازروني آباد و مردمي سرزنده و شاد"

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت |

متن اين رساله به زبان آرامي و از طرف پولُس پارسي به خسرو انوشيروان نوشته شده است. ترجمه، با همکاري تيمي از متخصصين به کوشش سعيد حياتي و دکتر مصطفي يونسي در مراحل نهايي آماده سازي براي انتشار مي باشد.

سعيد حياتي در گفتگو با خبرنگار تابناك، با اشاره به اينكه اثر مذكور اولين ترجمه کامل يک متن فلسفي دوره ساساني به زبان فارسي است افزود: رساله پولُس با معرفي کوتاه نويسنده و اثر، همچنين مخاطب (پادشاه کسري) آغاز مي شود. و با تعريف فلسفه: «دانستن صحيح همه چيز» به طرح اهميت فلسفه مي پردازد. مواردي مانند فلسفه بهتر از تمامي هداياست. ميوه آن از طلاي ناب بهتر و حاصل آن از نقره ارزشمندتر است.

وي (پولُس) در ادامه اشاراتي به دليل حيات انسان به واسطه بيان روح و اهميت دانش و اکتسابي بودن آن مي نمايد. آن گاه بحثي خداشناسي را پيش مي کشد و با طرح نقطه نظرات رقيب به تعريف ايمان و شعور روي مي آورد. در نهايت با طرح مفصل منطق ارسطو رساله خود را با اين جمله ختم مي کند:«به پايان رسيد بياني درباره همه هنر سخنوري ارسطو توسط پولُس پورسيا از شهر ديريشر به پادشاه خسرو.»

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت |

به گزارش رسا به مناسبت سالروز ميلاد با سعادت مولي الموحدين، اميرالمؤمنين(ع)، 26 تيرماه، با حضور آيت الله سيد محمد علي موسوي جزايري، نماينده ولي فقيه در استان خوزستان و ديگر مسؤولان، علما، روحانيان، طلاب و اقشار مختلف مردم؛ اولين مصلاي نماز جمعه که در آن خطبه ها، به زبان عربي ايراد مي شود، در منطقه کوت عبدالله اهواز افتتاح شد.

سخنران اين مراسم به مناسبت ميلاد امام علي(ع) به بيان مناقب آن حضرت پرداخت و بر پيروي از مکتب انسان ساز تشيع تأکيد کرد، سپس شاعران عرب زبان و مداحان اهل بيت(ع) با اجراي برنامه هاي خود و پرداختن به مدح مولا اميرالمؤمنين، فضاي خاص و معنوي به مراسم بخشيدند.

گفتني است، ساخت اين مصلي با درخواست هاي مردمي و پيشنهاد و پيگيري هاي نماينده ولي فقيه در استان خوزستان به انجام رسيد و در آينده نزديک، براي اولين بار در کشور خطبه هاي نماز جمعه به زبان عربي در اين مکان ايراد مي شود، اين امر در حالي به انجام مي رسد که نماز جمعه اهواز در مصلاي بزرگ امام خميني(ره) نيز برگزار مي شود.

قابل ذکر است، منطقه کوت عبدالله اهواز در دوازده کيلومتري مرکز شهرستان اهواز قرار دارد و جمعيت آن بالغ بر صد و پنجاه هزار نفر است.

حجت الاسلام پيمان علي نژاد، مسؤول ستاد نماز جمعه منطقه کوت عبدالله، در سخناني افتتاح اين مصلي را گامي مهم در راستاي نشر معارف الهي دانست و حضور پرشکوه مردم در اين مراسم را بيش از حد انتظار عنوان کرد.

در اين آيين با شکوه، مراسم عمامه گزاري يکي از طلاب مدرسه علميه امام خميني(ره) از سوي آيت الله سيد محمد علي موسوي جزايري، نماينده ولي فقيه در استان خوزستان، نيز برگزار شد.

                                                                              منبع: تابناک

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت |

جدیدترین رده‌بندی دانشگاه‌های دنیا در سال ۲۰۰۷ بر اساس وبومتریك اعلا‌م شد كه بر اساس آن هیچ دانشگاهی از ایران در میان هزار دانشگاه اول دنیا قرار نگرفته است. در این رده‌بندی دانشگاه‌های ژاپن، تایوان و چین برترین كشورهای آسیایی هستند. ‌به گزارش مهر، یك نوع رده‌بندی دانشگاه‌های دنیا، تعداد مراجعات به سایت دانشگاه‌های دنیا است. بزرگی سایت دانشگاه (تعداد صفحات پایگاه اینترنتی)، حجم فایل‌های پی‌دی‌اف، ورد و پاورپوینت قابل دسترس‌، تعداد مقالا‌تی كه در ۱۰ سال گذشته منتشر شده، تعداد ارجاعاتی كه این مقاله‌ها داشته است، تعداد بینندگان وب‌سایت دانشگاه و تعداد لینك‌های خارجی پایگاه اینترنتی از جمله معیارهای لحاظ شده در رتبه‌بندی این سایت است.

در رده‌بندی جهانی دانشگاه‌های دنیا بر اساس وبومتریك، ۲۰ دانشگاه صدر جدول دانشگاه‌های آمریكایی هستند. بیست‌ و یكمین دانشگاه برتر دنیا دانشگاه كمبریج انگلستان است. رتبه‌های ۲۲ تا ۲۷ نیز مجددا به دانشگاه‌های آمریكا اختصاص یافته است. دانشگاه تورنتو كانادا در جدول برترین دانشگاه‌های دنیا در مقام بیست ‌و هشتم قرار گرفته است و پس از آن مجددا تا رتبه ۳۴ به دانشگاه‌های آمریكایی اختصاص یافته است. ‌

دانشگاه بریتیش كلمبیا از كانادا در رتبه سی ‌و پنجم قرار دارد. از رتبه ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ نیز مجددا به دانشگاه‌های آمریكا اختصاص یافته است. آكسفورد دانشگاه پرآوازه انگلستان در این رده‌بندی در جایگاه چهلم قرار گرفته است. ‌

در این رده‌بندی دانشگاه استنفورد در جایگاه اول، دانشگاه صنعتی ماساچوست در جایگاه دوم، دانشگاه بركلی كالیفرنیا در جایگاه سوم، ‌هاروارد در جایگاه چهارم و دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در جایگاه پنجم قرار گرفته‌اند. ‌

دانشگاه‌های میشیگان و كرنل نیز در رده‌های ششم و هفتم دانشگاه‌های دنیا براساس وبومتریك قرار گرفته‌اند. ‌

در میان ۵۰ دانشگاه برتر دنیا علا‌وه بر دانشگاه‌های آمریكا، انگلیس و كانادا دانشگاه هلسینكی فنلا‌ند نیز به چشم می‌خورد.

برترین دانشگاه آسیایی در رده‌بندی جهانی دانشگاه‌ها بر اساس وبومتریك دانشگاه توكیو ژاپن است. این دانشگاه در رتبه ۵۹ قرار گرفته است. ‌

از دانشگاه‌های آمریكای مركزی و جنوبی نیز یك دانشگاه از مكزیك در رده ۶۹ جای گرفته است.

دومین دانشگاه آسیایی در رده‌بندی جهانی دانشگاه‌ها براساس وبومتریك دانشگاهی از تایوان است كه در رده ۹۶ قرار گرفته است. سومین دانشگاه نیز دانشگاه كیوتو ژاپن است كه در رده‌بندی ۱۱۶ جای گرفته است. ‌

دانشگاه سائوپائولو برزیل نیز به عنوان دومین دانشگاه آمریكای مركزی و جنوبی در رده‌بندی جهانی دانشگاه‌ها در مقام ۱۲۸ قرار گرفته است. ‌

چهارمین دانشگاه آسیایی این رده‌بندی جهانی متعلق به چین است. دانشگاه پكن از چین در این رده‌بندی در جایگاه ۱۲۰ است. دانشگاه كیو ژاپن نیز به عنوان پنجمین دانشگاه برتر آسیا در این رده‌بندی در جایگاه ۱۳۹ قرار گرفته است. ‌

نكته قابل توجه این است كه ایران در رده‌بندی جهانی در میان هزار دانشگاه اول هیچ جایگاهی ندارد و در آسیا نیز در میان ۱۰۰ دانشگاه نامی از دانشگاه‌های ایران دیده نمی‌شود. ‌

برترین دانشگاه ایران در این رده‌بندی دانشگاه تهران است كه در رده ۱۳۷۳ قرار گرفته است. دانشگاه صنعتی‌شریف نیز در جایگاه ۲۲۵۵ قرار گرفته است. دانشگاه علوم پزشكی تهران در رده ۲۴۷۰، دانشگاه امیركبیر در رده ۲۷۲۳، دانشگاه صنعتی اصفهان نیز در رده ۲۷۵۲ جهان قرار گرفته‌اند. ‌

در خاورمیانه نیز ایران در جایگاه دوم قرار دارد. پس از دانشگاه فهد عربستان دانشگاه تهران در مقام دوم قرار گرفته است. پس از دانشگاه تهران نیز دانشگاه‌های لبنان، امارات و فلسطین قرار گرفته‌اند. دانشگاه علوم پزشكی تهران نیز در جایگاه ششم قرار گرفته است.

                                                                    سایت خبری آفتاب

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت |

                                    محاكمه بين المللي برادر هوسران امير امارات!

                                                        برادر امير امارات

دادگاهي در سوئيس آماده رسيدگي به پرونده شكايات مطرح عليه برادر شيخ خليفه بن زايد آل نهيان، امير امارات متحده عربي است.

به گزارش بي بي سي: "شيخ فلاح بن زايد آل نهيان به اتهام ضرب و جرح يك شهروند آمريكايي در هتلي در ژنو سوئيس محاكمه مي شود."

شيخ فلاح متهم است در رستوران يك هتل پيشنهاد همجنس بازي را به يك شهروند آمريكايي ارائه داد، اما در پي رد اين درخواست به شدت وي را مورد ضرب و جرح قرار داده است.

اين اتهامات به سال 2003 برمي گردد. سيلوانا اورسي، شاكي پرونده مي گويد: پنج سال زمان براي بردن اين پرونده به دادگاه صرف كرده است.

اورسي 39 ساله مدعي است: در زمان حادثه وي در هتل «لا ريورس» ژنو مشغول صرف نوشيدني با دوست سعودي خود بوده و در همان زمان شيخ فلاح نيز در حال سفارش نوشيدني بر روي ميز ديگري بوده است.

به گفته اين فرد آمريكايي، شيخ فلاح چند دقيقه بعد به طرف ميز آنها آمده و وي را دعوت به عمل جنسي كرده و زماني كه پيشنهادش از سوي اورسي رد شده، با كمربند خود او را مورد ضرب و جرح قرار داده است.

براساس اين گزارش دادگاه رسيدگي به اين پرونده روز پنج شنبه هفته جاري آغاز مي شود و ممكن است در صورت گناهكار شناخته شدن برادر امير امارات، حداكثر دو سال زندان در انتظار وي باشد.

شيخ فلاح بن زايد آل نهيان پسر شيخ زايد فقيد است كه در سال 2004 فوت كرد و پس از مرگ پدر، شيخ خليفه، برادر بزرگترش بر مسند قدرت نشست.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت |

سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران اعلام کرد: پنج عدد سکه‌ نقره مربوط به دوره صفویه در صندوق صدقات کشف و شناسایی شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، این سکه‌ها به وسیله شاه سلطان حسین صفوی ضرب شده و توسط فردی در صندوق صدقات انداخته شده بود. این سکه‌ها از سوی معاونت مشارکت‌های مردمی کمیته امداد امام خمینی(ره) به سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان تهران اهدا شد.

همچنین 16 عدد سکه نقره و مس (فلوس) مربوط به دوره‌های اشکانی، ‌ساسانی، قرون اولیه اسلام و صفویه توسط کلانتری 117 جوادیه کشف و شناسایی و تحویل این سازمان شد.

خدا را شكر كه در صندوق خانگي جزيره نشينان ريخته نشد، يا از موزه لور سر در نياورد و يا در يكشنته بازار نيويورك به مزايده گذاشته نشد!!!

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت |

                                    "بنام آنکه يادش آرامبخش جان‌هاست"

پنج شنبه یادآور تلخ‌ترين خاطره و غم جاودانی من است. امروز طور ديگه‌اي بود. نمی‌دونم چي شده بود!!؟ دلم خيلي تنگ، اندوهگین و کمی هم شتابزده بودم، ناگهان کارتابل را بستم و کیف به دست، بدون خداحافظی، دانشگاه را ترک کردم. زودتر از همیشه به منزل رسیدم. دلگیر بودم و ناخودآگاه پریشانحال. دور خودم ميچرخيدم و روی فرش قدم مي زدم. انتظار سر آمد. بله! راه دور، رفت و آمد از تهرون به کازرون هم دشوار و  .... گهواره آرزوها هم که با لالایی خاک شاهپور میچرخد و مي‌چرخد تا آرمیدن ابدی جاودانه ماند. اینجا هم كه تنها مونسم در و ديوار، یادگار خاطرات تلخ و شیرین، آرزوی به حق پيوسته است. راستي!، اگر ياد خدا نبود چيكار مي‌كرديم!! يهو تلفن زنگ زد، سلامي، ذکری و حمد و سوره‌اي از راه دور بر معشوق. دلم گرفت و اندوهی بزرگ بر شانه دل، آتش افروخت. باز هم كمي اداي آرامش، و اينترنت. ايميل را باز كردم. خداي من! نامه‌اي از يك عزيز. بله مهندس حاج محسن فرقاني! همونيكه توسط "حميد نازنين" يكي از عزيزترين پسر خاله هايم كشف شده بود. كمي آرام گرفتم! آخه ميگن چهره مومن آدم رو به ياد خدا ميندازه. البته فكر كنم 20 روزي بيشتر نيست كه با هم تماس تلفني داشتيم! ولي خب اونقدر دوست داشتنيه كه ...

اما اين دفعه چيز ديگري بود:

مهندس هم وارد دنياي مجازي شده و از بيكاري، شايد هم براي سرگرمي وبلاگ زده!!

خوشحال شدم و رفتم سراغش: آفرين عجب مطلب قشنگيه.

                                      خب اين عكس حاج آقا محسنه:

                                         

اين هم آدرس وبلاگ: http://mforghany.blogfa.com/

 

اين را هم بگم: اين مهندس حاج آقا محسن، عاشق كازرونه، بخصوص شاهپور و بويژه عمويي. هر سال هم يه سر براي ديدار دوستان كازرون تشريف ميارند.

 

اين هم مطلب قشنگش:  

 سنگ نوشته ها و كتيبه هائيكه از زمان هخامنشيان كشف شده است يكي از ارزشمند ترين شواهد تاريخي ريشه دار بودن فرهنگ و تمدن ايراني هستند كه  به دو دسته اصلي تقسيم مي شوند، دسته اول آنها مثل اعلاميه حقوق بشر كوروش كبير است كه در سازمان ملل متحد به ثبت رسيده است و نماد كامل آزادي و همزيستي مسالمت آميز اقوام ايراني و گروه دوم كه به الواح گِلي مشهور هستند ، در حكم اسناد اداري هخامنشيان مي باشند كه در كاوشهاي انجام پذيرفته طي سالهاي 1317- 1312 در محل تخت جمشيد كشف شدند و مربوط به 509 پيش از ميلاد مي باشند . شکل ظاهری اين لوحه‌ها تقريباّ به اندازه يک کف دست است كه به موجب ترجمه آنها، ما امروز دانسته‌ايم که سازندگان تخت‌جمشيد را بردگان تشکيل نمی‌دادند، بلکه مردان و زنان آزاده‌ای بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاری که انجام می‌داده‌اند، دستمزد می‌گرفته‌اند.........................

              بقيه مطلب را هم زحمت بكشيد و از وبلاگ خودش بخونيد  

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |

                        

خبر اول:

يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي نوشت: آقاي کشاورز، دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود.

متأسفانه به دليل مشکلات مالي، ايشان توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را مي‌شنود، در جمع دانشجويان از او مي‌پرسد که براي چه زنده مانده و او که تهديد به خودکشي مي‌کند، در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را کشت. آن مرحوم، عليرغم داشتن سن بالاي 35 سال و موفقيت در آزمون دشوار دکتري، فاقد همسر و محروم از کمترين پشتوانه مالي بوده است. لازم به ذکر است که در قوانين کيفري ما تحريک به خودکشي را جرم نمي‌دانند. 

خبر دوم

آیت الله مصباح یزدی: نسل آينده در معرض خطر است که نه آداب قديمي و سنتي و نه ارزش‌هاي اسلامي بر تربيت آنها حاکم است و با اين فرهنگ غربي و تلويزيون و دروس دانشگاهي تربيت شدند و در کلاس دانشجويان غير از بدگويي به نظام و بعضا به اسلام چيز ديگري ياد نمي‌گيرند. وي افزود: بايد سعي کنيم اين نسل جوان را تقويت کرده و در تربيت ديني آنها نقش داشته باشيم.

خبر سوم 

روزنامه «جمهوري اسلامي» در سرمقاله روز شنبه خود با اشاره به اظهارات رئيس‌جمهور مبني بر اينکه ما دو وظيفه داريم؛ يکي ساختن ايران و ديگري اصلاح وضع جهان، نوشت: در عين حال كه اصلاح امور جهان لازم است، در اين نكته نيز ترديدي نيست كه اين كار از وظايف دولت نيست.

 

    از دوستان عزیز خواهشمندم رابطه بین این سه خبر را بیان کنند.

 

                                     نظر شما چیست

 

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت |

                                          

يك دانشجوي دكتري شيمي معدني دانشگاه شهيد بهشتي روز چهارشنبه 28 فروردين ماه در محل دانشكده شيمي اين دانشگاه خودكشي كرد.

به گزارش ايسنا، حراست دانشگاه شهيد بهشتي خودكشي اين دانشجو را تاييد كرد، ولي مسوولان دانشگاه بيان علت وقوع اين حادثه را به بررسي بيشتر منوط كردند.

آمار خودکشی در ایران

در حالی که متوسط خودکشی در کشور 6 در صد هزار است  سال گذشته 450 نفر در صد هزار نفر در يكي از استان هاي غربي كشور اقدام به خودکشی کرده اند . به گزارش نوسازي،"سید حسن موسوی چلک" مسئول دفتر آسیب دیدگان اجتماعی گفت : 9 درصدخودکشی ها در این استان موفق بوده است .وی هم چنین اضافه کرد : آمار کنونی خودکشی در کشور دقیق نیست زیرا برخی خودکشیها به دلایل مختلف مانند استفاده از بیمه و حفظ آبرو ثبت نمی شوند. این آمار نگران کننده در حالی بیان می شود که صدا و سیما و دیگر نهاد های فرهنگی موثر هم چنان بر سیاست غلط خود مبنی بر ترویج تجمل گرایی و رفاه طلبی بین جوانان اصرار ورزیده و هشدار کارشناسان تربیتی در این زمینه را ندیده می گیرند

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت |

                                        

 خبرگزاري فارس: حسادت،تمناي سلب نعمت است از ديگري كه به صلاح او باشد،يعني حسود دوست دارد نعمت‌ها از طرف مقابل گرفته شود،خواه آن نعمت به حسود برسد! يا نرسد.

   قرآن كتاب ديني و هدايت است، و براي دست يابي به رشد شخصيت و خودشناسي بهترين راه را نشان مي‌دهد؛ زيرا انسان تنها موجودي است كه از دو بعد مادي و غير مادي شكل گرفته است.

به اين آيه شريفه توجه كنيد:

«يا ايها النّاس قد جائتكم موعظة من ربّكم …؛ اي مردم نامه‌اي (قرآن) كه همه پند و اندرز و شفاي دل هاي شما و هدايت و رحمت براي مؤمنان است، از جانب خدا براي نجات شما آمد». (سوره يونس،آيه 57)همچنين آيات: (89 /نمل ـ 151/بقره ـ 2/ جمعه ـ 20/عنكبوت) و آياتي از اين قبيل.

قرآن كريم فطرت وجودي انسان و حالات گوناگون روان او را متذكر شده و علل انحراف و بيماري، و همچنين راه‌هاي تهذيب و تربيت و معالجه روان انسان را به طور جامع نشان مي‌دهد و در هماهنگ كردن شخصيت و تكامل و ايجاد بهداشت رواني ما تأثير بسزايي دارد.

يكي از اين انفعال‌هاي رواني كه معمولاً غالب مردم دچار آن هستند حسد است.

حسد را علماي اخلاق اين گونه تعريف كرده‌اند:

حسادت، تمناي سلب نعمت است از ديگري كه به صلاح او باشد،يعني حسود دوست دارد نعمت‌ها از طرف مقابل گرفته شود، خواه آن نعمت به حسود برسد! يا نرسد.

حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «منشأ و ريشه رزايل حسادت است».1

البته يك حالتي هم نزديك به حسادت وجود دارد، كه پسنديده و مايه ترقّي و پيشرفت است، و آن حالت غبطه است.

ج: آثار جسماني حسد

افراد حسود معمولاً افرادي رنجور،حساس، عصبي، پرخاشگر و افسرده مي‌باشند.دستگاه‌هاي مختلف بدن تحت تأثير اين حالت روحي دچار بيماري مي‌گردد.

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «شگفتا كه حسودان از سلامتي خود غافل مانده‌اند».4

د: آثار اخروي حسد

1.بدون حساب به جهنم مي‌رود، 2.بدبختي و شقاوت دنيا و آخرت

برخي از ويژگي‌هاي حسود

1.دشمن خير و طالب شر است، 2.خواهان زوال نعمت از ديگران، 3.به بدي گرايش دارد، 4.منافق است، 5.غيبت، شماتت و تملّق مي‌كند، قرآن كريم مي‌فرمايد:«انّ تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصيبة…».(سوره توبه،آيه 50)، 6.در حال خوشي ديگران غمگين است، 7.رفيق بدي است، 8.دشمن نعمت‌هاي خدا است، 9.به خود ظلم مي‌كند، 10.زود عصباني مي‌شود.

و در نهایت........... سنایی گوید:

تا حسد را ز دل برون ننهی

از عمل های زشت او نرهی 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت |

 به سوگ می نشینیم

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت |

                                     عزیز سفر کرده ام پیمان

 

                                                     

             همراه با سورنا

                             مردم عزیز و بزرگوار کازرون: ممنونم از همدردی شما

                                                    تعزیه خوانی

از آغاز ماه محرم مراسم روضه خواني و سينه‌زني تا روز هشتم ادامه مي‌يابد. در روز نهم و دهم بر حسب شهادت حضرت ابوالفضل‌عباس و امام حسین (ع) تعزيه خواني صورت مي‌گيرد. در روز نهم (تاسوعا) تعزيه‌ ابوالفضل‌ يا علي اكبر و در روز دهم تعزيه‌ ‌امام حسين (ع) برگزار مي‌شود. در روز عاشورا، با جمع ‌شدن مردم در محلي (عمدتاً نزديك ‌يك ‌امامزاده)، مراسم تعزيه خواني برگزار مي‌شود. تعزيه خوان‌ها هر يك با شبيه شدن به‌ يكي از‌ ياران ‌امام حسين (ع) شروع به خواندن ديالوگ با آواز سوزناكي مي‌كنند. اين مراسم تا ظهر عاشورا ادامه مي‌يابد. هنگام ظهر با شبيه سازي نبرد، شبيه امام حسين (ع) شهيد مي‌شود. از گفتني‌هاي ‌اين مراسم باورهاي صادقانه‌ي مردم است. در گذشته اتفاق افتاده است كه پس از شهادت شبيه، مردم به سمت شمر هجوم مي‌آوردند و چه بسا او را تا آستانه‌ي مرگ كتك مي‌زدند.

لباس‌هاي شبيه ‌امام پاره مي‌شد و هر تكه آن جهت شفا دست كسي مي‌افتاد. بيماران براي بهبودي زير شكم اسب ‌امام حسين (ع) عبور داده مي‌شدند. در پايان روز دهم و شب هنگام تعزيه حضرت رقيه و شام غريبان در تاريكي برگزار مي‌شد.

   در روز سيزدهم محرم، مراسم جمع آوري نعش‌ها برگزار مي‌گردید. و اين پايان مراسم بود تا روز اربعين كه باز هم شب هنگام روضه خواني بر پا مي‌گردید.

- درماه صفر آش نذري به نام حضرت زين العابدين پخته مي‌شد. اين آش كه نماد داروي شفابخش حضرت سجاد است، تركيبي بود از انواع حبوبات مثل لوبيا، ماش، عدس، باقلا، سبزي، گوشت، برنج، انواع ادويه‌جات، روغن و... پس از پخت، آش بين مردم تقسيم مي‌شد. براي بيماران دو برابر مي‌فرستادند. در قبال دريافت آش تكه‌اي قند، تخم مرغ و يا گل درون ظرف نذر كننده قرار مي‌دادند. (اكنون هم اين مراسم با اندك تغييري برگزار مي‌شود)

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت |

سرای عشق

پيوسته انديشه‌ام با عشق به مردم شهرستانم كازرون، و زادگاهم شاهپور و يادمان نيك گذشتگان ‌زنده ‌است. بوي بابونه زمستان، بهار نارنج فرودين، شاليزار تابستان و طعم بكرايي و پرتغال و انار پاييزي روستايم مستانه درونم را نوازش مي‌دهد. پس تو اي سرزمین خاطراتم، بدان كه فرزند كوچكت با تو نفس مي‌كشد و گذر شب را تا بامداد با پلكان بسته، در رؤيا مي‌پايد. زنده بمان كه جاويدم كني. و من هم پيمان  مي بندم كه:

"اي مردم پاك سرشت سرزمین مقدسم، دوستتان دارم و به ياد شما زنده‌ام"

دشمن زیاری ، زمستان 1385

اکنون، با گل نوشته گرامی دوست ایران زمین، داود دهقانی، به دوسیران سرزمین علم و ادب و فرهنگ، و گهواره عشق و شوق و سرور،  رهسپار می شویم.

                                 دوسیران، دوست ایران

             

در هیاهوی زندگی شهری و، سرعت و اضطراب ناشی از آن، روستای دوسیران از آن گوشه های بکر و دنجی است که هنوز طراوت بی نظیر خود را از دست نداده است. این سرزمین که به نوعی منتهی الیه قلمرو بزرگ زاگرس است، همچنان چشم در چشم ستیغ بی پایان رشته کوه ارزنک و تاسک نفس می کشد. حس وطن دوستی که در ناخودآگاه جمعی ملت ایران نهادینه شده است، در آینه ی چشمان مردم این دیار تلاءلو و بارقه ی درخشنده تری دارد. نگاه ظریف فرزندان این آب و خاک که ریشه در اهتمام ویژه ی پدران و مادران خود دارد نسبت به ذره ذره ی این خاک حکایتی دیگر گونه از حرمت نهادن به طبیعت است که درتعالیم کهن ایرانی و اهورایی جلوه گر است.

در ایام نوروز، روستای دوسیران میزبان مردمانی خستگی ناپذیر با دلهای منتظر است. هر کسی از هر گوشه خود را می رساند تا در هیاهوی شور و نشاط کودکان، روایت خاطرات مردان و زنان کهلو به دست در کنار پیر مردان زنده دل، توشه بر گیرد. آنجا همواره حکایت شیرمردان و شیرزنان، غمها و شادیهای قوم، در افتادن با راهزنها، پاسبانی از ملک و میراث آبا و اجدادی و زمزمه ی گفتگو و تکاپو در دل شبهای ظلمانی، و گوش سپردن به آوای وحوش، ناله ی پلنگ و گرگهای نا موفق، هوشیاری همیشه چوپانان و نوای دل انگیز حرکت آب در بستر دره ها و جوی باریکه ها تکرار می شود.

اینجا مردم با کوه و کوه با مردم الفتی دیرینه دارد. دیرگاهان روستاهای همجوار بخش عمده ای از مایحتاج و میوه های مورد نیاز خود را از باغ های همیشه سرسبز دوسیران تامین می کردند. آنسوتر خانه های سنگی و بعضا"امروزی، در منطقه (سر بــس) و (کـــل) گویی جهانی به خواب رفته است. آثار تاریخی به جا مانده و شالوده های پیدا و پنهان تمدن نیاز به باستان شناسی دقیق و علمی دارد.

 در لابه لای این این خرابه ها میتوان به زندگی گذشتگان اندیشید. به دستهایی که ساختن را می آموزند و به  روزگار، که خاکستر فراموشی می پاشد. انگار که شاه نشین تولد ققنوسی دیگر بر بالهای دوسیران است که به نظر میرسد برج و بارویی داشته است و تاریخی را در خود پنهان داشته است.

این روستا هم اکنون هم جمعیت زیادی دارد و بسیاری از اهالی آن، بی آنکه پیوندهای خود را با دوسیران قطع کنند به جستجوی معیشت و تحصیل فرزندان راهی قائمیه، شیراز، و سایر نقاط شده اند.

 لینک مطلب: وبلاگ دوسیران                          

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت |

پیام یکی از دانشمندان اینترنتی، به من(دشمن زیاری) به قول ایشان بی سواد

توسط:امین

چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 23:19

 

 

 

 

اولین بارم بود که به وبلاگتون سر زدم
حالم از بی سوادیت به هم خورد
اگه خواستی میتونی امیل بزنی تا بهت بگم که چقدر بیسوادی

 وب سایت   پست الکترونیک mailto:aminafshar284@yahoo.com

باوي‌، ايلى‌ از ايلات‌ لُر استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد، و پيرو مذهب‌ تشيع‌

 از این آقا یا خانم با سواد ممنونم!!

اما جای سوال است: شما با این صراحت، چرا همینجا دلایل خود را نفرموده اید!!؟

به هر حال سعی می کنم با مطالعه بیشتر سوادم را زیادتر کنم.

 و از شما هم میخواهم کمی عقل خود را محک بزنید.

انشاالله که همشهری نباشید!!!!

 قضاوت با دوستان.

خدایی شما قضاوت کنید. 

البته، نخست شناسنامه علمی من بی سواد را مطالعه فرمایید:

 شناسنامه علمی نوسنده

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت |

بار ها دانشجویان عزیز، می پرسند: دشمن زیاری یعنی چه؟

امیدوارم با ارائه مطالب زیر، تا حدودی دوستان گرامی نسبت به این واژه شناخت پیدا کنند.

دشمن زیاری در سال ۱۳۳۹

 ۱.    از شعب طايفه جاکي ، از تيره چهاربنيچه ، از طوايف کوه کيلويه فارس . مرکب از 700 خانوار است و به دو شعبه منقسم ميشود، الياسي و گشتاسبي .(از جغرافياي سياسي کيهان ).

۲.     سومين طايفه از طوايف ممسني فارس است مرکب از 1500 خانوار، و اين غير از دشمن زياري طوايف کوه کيلويه است . (از جغرافياي سياسي کيها).

۳.     نام يکي از دهستانهاي پنجگانه بخش فهليان و ممسني شهرستان کازرون . اين دهستان در جنوب شرقي بخش واقع است ، زمين آن کوهستاني و رودخانه شش پير يا دشمن زياري تقريباً از وسط آن جريان دارد. هواي آن در قسمت هاي شمالي معتدل مايل به سردي و در قسمت هاي جنوبي و جنوب غربي گرم است به طوري که قسمتي از اهالي قراي جنوبي در تابستان به نواحي شمالي تغيير محل مي دهند. آب مشروب و زراعتي از رودخانه دشمن زياري و چشمه سارهاي متعدد تامين مي گردد. محصولات عمده عبارتند از: غلات ، برنج ، حبوب و لبنيات . اين دهستان از 45 آبادي بزرگ و کوچک تشکيل يافته و نفوس آن در حدود 11200 تن مي باشد و قراي مهم آن عبارتند از کلاه سياه ، درک ده گپ ، سرنجلک ، بابا صالحي ، هرايجان بالا و پائين و قلعه آقاخان . قريه علي آباد مرکز دهستان محسوب ميگردد. (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 7(

۴.     دهي از دهستان بيضا از بخش اردکان شهرستان شيراز. سکنه آن 413 تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، حبوب ، ميوه جات و چغندر. (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 7)

۵.     نام يکي از دهستانهاي بخش کهکيلويه شهرستان بهبهان است . اين دهستان بين دهستان بويراحمد سرحدي و بويراحمد سردسير و دهستان طيبي سرحدي واقع شده است . اراضي آن کوهستاني و هواي آن سردسير مالاريائي است . از 38 آبادي بزرگ و کوچک تشکيل شده ، جمعيت آن در حدود5000 تن است . قراي مهم آن عبارتند از: ده چل دم عباسي و زيرنا. و مرکز دهستان قلعه کلات است . آب آن از رودخانه و چشمه تامين ميگردد. محصول عمده آن غلات ، برنج ، پشم و لبنيات است . ساکنان آن از تيره هاي مختلف دشمن زياري مي باشند. (از فرهنگ جغرافيائي ايران ج 6(

دشمن زيارى منطقه‌اى است پوشيده از تپه و ماهور و کوهستانى به‌وسعت حدود ۸۰۰ کيلومتر مربع با جمعيت تقريباً ۲۵،۰۰۰ نفر که به‌طور رسمى در هر کيلومتر مربع آن ۳۰ نفر زندگى مى‌کنند

ايل دشمن زيارى از ۹ طايفه تشکيل شده است. دشمن زيارى‌ها علاوه بر دامدارى به زراعت به ‌ويژه زراعت برنج اشتغال دارند، به‌همين جهت بخشى از جمعيت آنان تابستان‌ها براى زراعت برنج در گرمسير مى‌مانند، بقيه نيمه کوچ‌نشين هستند و ييلاق - قشلاق مى‌کنند تابستان‌ها مدت ۴ ماه به سردسير مى‌روند و از اوايل مهر باز مى‌گردند، فاصله ميان سردسير و گرمسير را مدت ۱۵ تا ۲۰ روزه طى مى‌کنند 

 

                                    

      لینک مطلب      ایلات کهگیلویه و بویر احمد                  

 

 فرهنگ و سيستم اجتماعي عشاير دشمن زياري

ايل دشمن‌زياري يکي از شش ايل عمده منطقهء کهگيلويه و بويراحمد است و مردم اين ايل در قلمرو ايل‌شان که در ميانه سلسله جبال زاگرس قرار دارد زندگي مي‌کنند. دشمن‌زياري ها مانند ساير ايلات منطقهء کهگيلويه و بويراحمد، بختياري و غيره، به زبان فارسي (گويش لري) تکلم مي‌کنند. تا زمان قبل از انقلاب خوانين ايلي سرزمين ايل خود را حکومت مي‌کردند. عمده‌ترين معاش‌شان دامپروري بوده که با استفاده از اختلاف ارتفاعات کوهستاني دام‌ها را در فصل‌هاي مختلف به دو منطقه سرما و گرما مي‌بردند، يعني در فصل‌هاي سرما در منطقهء کم‌ارتفاع بنام گرمسير، در فصل‌هاي گرما در منطقه مرتفع بنام سردسير دام‌ها را برده، منابع طبيعي را بطور معقول براي دامپروري بکار مي‌بردند. بنابراين در اوايل بهار و اواخر تابستان بين گرمسير و سردسير همراه دام‌ها و وسايل زندگي کوچ مي‌کردند. اما در 30 سال اخير بتدريج با گسترش مزارع، از جايي که چشمه آب فراواني وجود دارد يا پائين جريان رودخانه قرار گرفته مي‌توانند براي کشاورزي از آب رودخانه استفاده کنند، روش زندگي کوچنده را ترک کرده هم در گرمسير و هم در سردسير اسکان يافته‌اند. در اين شرايط ده آبريز که در جنوب شرق گرمسير دشمن‌زياري قرار دارد، به دليل محاصره بودن در کوه‌هاي بلندي و نبودن جادهء خوبي به شهرهاي بزرگ سنت عشايري را در زندگي‌شان به خوبي حفظ کرده‌اند و اغلب ارتباط انساني‌شان در بين منطقه‌شان اجرا مي‌شود.

سوزوکي، يوکو

پايان نامه (کارشناسي ارشد) -- دانشگاه تهران، 1374 به راهنمايي: محمود روح‌الاميني.

 

ایل دشمن زیاری: در منطقه مرکزی استان کهگیلویه و بویراحمد، استقرار یافته و به دو بخش سردسیری و گرمسیری تقسیم می شود. برفکوه مرز گرمسیر و سردسیر این منطقه است. ناحیه سردسیری میان کوه های مرتفع جوکار و رون در شمال و ناحیه برفکوه در جنوب قرار دارد.

وبلاگ جوانان زنده رود http://javananezendehrood.blogfa.com/post-129.aspx

 مونوگرافي ايل دشمن زياري

دشمن زياري يکي از 6 ايل کهگيلويه است. از نظر وسعت قلمرو ايل و از جهت کثرت جمعيت کمي بزرگتر از ايل چرام يعني کوچکترين ايلات کهگيلويه ميباشد. جمعيتي معادل 1840 خانوار دارد که قسمت اعظم آن بين دو تيره باورديناري و الياسي که اصلا" دشمن زياري هستند و نوئي‌ها و سادات و طوايف متفرقه که نياي ديگر دارند توزيع ميشود. شيوه‌هاي اصلي معيشت در دشمن زياري دامداري و کشاورزي است. فعاليتهاي موسمي نيز کمکي است به آندسته از مردم که فقط کشاورزند يا معدودي که از اين فعاليت هم بعللي که ذکر خواهد شد محرومند. حدود 85 تا 90 درصد افراد ايل دشمن زياري هستند تابستانها را بمدت 4 ماه در منطقه کم وسعت و کوهستاني سردسير ميکنند و 8 ماه بقيه سال را در گرمسيراند. خان دشمن زياري ميان دو ايل قدرتمند بويراحمد و طيبي قرار دارد، موقعيت مذکور مسبب آن بوده است تا بکرات دشمن زياريها مورد تهاجم و غارت قرار گيرند و از اين رهگذر آنچه را در فاصله دو غارت اندوخته‌اند از دست بدهند.

هوشنگ کشاورز

لازم به توضیح است که: برخی از کوچندگان این ایل به استان های همجوار مانند: خوزستان، فارس، بوشهر، چهار محال و بختیاری و... دارای نام خانوادگی و یا پسوند ایل(دشمن زیاری) هستند.

هم اکنون تنها در بخش چنارشاهیجان کازرون و در شهر قائمیه، چهار محله، کوه پیرایه، بنار مورد، قندیل و مظفرآباد اهالی دشمن زیاری سکنی گزیده اند. ضمن اینکه در سایر مناطق شهرستان مثل روستای مشایخ در بخش کمارج، روستاهای برج سوخته، اسلام آباد، انارستان و ....نیز تعداد زیادی از دشمن زیاری ها زندگی میکنند.

استاد گرانقدر، عنایت محمودی مطالب مفیدی در مورد بخش دشمن زیاری از توابع شهرستان ممسنی روی کامنت گذاشته اند که با سپاس از ایشان عینا به شرح زیر آورده می شود.

این مطلب از فارس نما گرفته شده است

بخش دشمن زیاری با وسعتی حدود هزار کیلومتر مربع و جمعیتی حدود پانزده هزار نفر یکی از محرومترین نقاط استان فارس است که با شهرستانهای شیراز و سپیدان هم مرز می باشد. دولت آباد مرکز آن بخش تا نورآباد مرکز شهرستان ممسنی شصت کیلومتر فاصله دارد. شغل بیشتر مردم منطقه باغداری، کشاورزی و دامداری است و محصولاتی چون گندم، برنج و انگور از تولیدات عمده کشاورزان محسوب می شود. بیشتر انگور تولیدی منطقه به علت نبود کارخانه آب میوه گیری در بازارهای استان بویژه شیراز به صورت غوره عرضه می شود.

این بخش دارای پنجاه و دو روستا و دو دهستان است که تنها دوازده روستا از نعمت مسجد برخوردارند تا جایی که مساجد مذکور به علت فقر مردم منطقه به صورت غیر اصولی ساخته و یا نیمه تمام مانده است.

 همچنین به دلیل فقر و محرومیت در نقاط مختلف این بخش و نبود بازار کار و تاسیسات صنعتی مردم روستاهای منطقه به شهرستانهای شیراز و نورآباد مرکز شهرستان ممسنی مهاجرت کرده اند.

 معرفی کتاب

 از تیرمردان تا مشایخ دشمن زیاری

نصرالله پارسا

قیمت پشت جلد: 35000 ریال

موجودی: در حال حاضر در هیچ فروشگاهی عرضه نشده است.

مشخصات کتاب

تعداد صفحه: 406

نشر: بهار ایران زمین (30 شهریور، 1384)

شابک: 964-94623-4-1

قطع کتاب: وزیری

وزن: 850 گرم

موسیقی در ایل دشمن زیاری

  منطقه دشمن زياري از توابع شهرستان ممسني درغرب استان فارس قرار دارد. فاصله تقريبي دشمن زياري از شيراز هشتاد و پنج کيلومتر است. اگر چه ممسني از جنوب با بوشهر همسايه است و نزديک شيراز هم واقع است اما به دليل قرار گرفتن منطقه دشمن زياري در دامنه زاگرس داراي آب و هوايي سرد است. هر چند به دلايل متعددي از جمله نبود زمين کشاورزي مسطح و کافي و عدم امکانات بهداشتي و آموزشي در حال حاضر اين منطقه را خالي از سکنه کرده و حدود هشتاد درصد مردم اين منطقه از بيست و پنج سال پيش تاکنون عمدتا به شيراز مهاجرت کرده اند. اما سرنوشت فرهنگ و هنر اين منطقه از اين هم غم انگيزتر است. اكنون در مراسم عروسي در اين منطقه نه از اسب خبري هست و نه از لباس محلي. مردم ترجيح مي دهند بجاي استفاده از اسب، پژو و سمند اقوام خود را قرض بگيرند و بجاي لباس و آرايش محلي، عروسها را به شيراز اعزام مي كنند تا لباس تور سپيد بپوشندديگر هنگام كار در مزرعه يا هنگام دوشيدن گاو، از آوازي و ترانه اي خبري نيست. هر چه هست به بركت تلوزيون است كه فرهنگها را توده اي كرده است و همه دارند مثل هم مي شوند. الان حتي روابط مكانيكي و صميمي قديم تبديل به روابطي ارگانيكي و رسمي شده است. مجموعه اين عوامل و چند عامل ديگر مرا بر آن داشت كه گوشه هايي از اين آوازهاي منقرض شده (حتي نه رو به انقراض) را به دوستان هنر دوست عرضه كنم. ضمن اينكه خود اين جشنواره اينترنتي مي تواند گامي نو در جهت حفظ و اشاعه موسيقي باشد. آنجا كه برگزاري زنده جشنواره و شركت در اين جشنواره ها گذشتن از هفت خوان رستم است، استفاده از دنياي مجازي مي تواند مكمل مناسبي باشد. سخن آخر اينكه تمام نغماتي كه در اين جشنواره شنيده خواهد شد مربوط به سي سال پيش است كه همه آنها توسط پروفسور سو رايت مردم شناس انگليسي كه مدت چهار سال از سالهاي پنجاه و سه تا پنجاه و هفت به عنوان تز دكتراي خود در ميان مردم دشمن زياري زندگي كرد، جمع آوري شده است. تحقيقات مردم شناسي جزء نگر هستند و منطقه كوچكي را در طول چند سال مورد مطالعه قرار مي دهند. در بخش جنبي جشنواره بيشتر به پروفسورسو رايت مي پردازم و از خدمات او تجليل مي كنم.

                               اياز رزمجويي ( سوم اسفند هشتاد و سه)

جشن ازدواج در ایل دشمن زیاری  

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت |

پوشش محلي:

زنان

پوشاك زنان بخش شاپور مشابه لر‌هاي بختياري و بور احمد است. شولار (تمبان) چيندار با هشت تا دوازده متر پارچه، جامة بلند و با چاك طرفين و از درازا تا روي پاها، چارقد توري ‌يا مي‌نا (روسري ) همراه با لچك (كلاه نازك‌اما ضخيمي بر فرق سر) الخولق (شبيه كت برون ‌يقه) و دستمال پيشاني پوشش زنان منطقه را تشكيل مي‌داد.

                       

مردان

پوشاك محلي مردان همان پوشاك متداول بود، با ‌اين تفاوت كه كلاهي با دو گوش در دو طرف به سمت بالا بر سر مي‌گذاشتند و كفشي از جنس نخ و آج كف به نام ملكي(گيوه) به پا مي‌کردند.

امروزه تنها بخشی از مردم شاهپور از چنین پوشاکی استفاده می کنند!!!

امان از دست دنیای ماشینی!!! 

                                     

 

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت |

باور های کهن

                                         

9.- بالا آوردن پا به پشت:

   چنانچه فرد هنگام درازکش پاهاي خود را از پشت بالا بياورد حادثه‌اي ناگوار رخ خواهد داد.

10- عبور شب هنگام در گورستان:

   اگر فردي به تنهايي شب هنگام از گورستان عبور كند دچار نفرين مرده ها مي‌شود و ممكن است آسيب جبران ناپذيري نصبش شود.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت |

باور‌هاي كهن: 

              

   در‌اين بخش نيز مانند ساير جاهاي ديگر كشور باور‌هاي خرافي از گذشته به جا مانده است كه به عنوان مفروضه‌هايي خود را نشان مي‌دهند. در اینجا به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

1.چرخانيدن دست به دور یکدیگر :

مردم بر‌اين باور بودند كه اگر دو دست را از مچ به دور‌ يكديگر بچرخانند خوش‌يمن نبوده و ممكن است درگيري به وجود‌ آيد.

2.صبر كردن(عطسه):

هنگام حركت از مقصد، اگر كسي عطسه می كرد بايد مقداري صبر كرد، سپس با صلوات شروع به رفتن نمود زيرا عطسه حادثه‌اي ناگوار را پيش بيني مي‌كند.

3. عبور از میان دو زن:

چنانچه مرد هنگام بيرون رفتن از خانه از بين دو زن می گذشت ممكن بود اتفاقي ناگوار برايش‌ رخ دهد.

4.آل: زنی است با گیسوان بلند سیاه که پریشان وار تا پس پای او افشانده شده است.آل همه وقت در کمین زن باردار است تا زمان سر شدن چله نوزاد او. گاهی به شکل گربه سیاه گاهی به صورت کبوتر وبه شکل های دیگر در خانه و لب بام وبر دیوار خانه زن باردار یا زائو ظاهر می شوند تا در یک لحظه مناسب به زن حمله کند وجگر او را برباید و در آب روان اندازد. تا آن زمان که آل جگر ربوده شده رادر آب نینداخته زن باردار و یا زائو از درد به خود می پیچد و عذاب می کشد. اما به مجردی که آل جگر را در آب انداخت زن آرام میگیرد و سپس می میرد.
       با تشکر از دوست عزیزم مهدی کشاورز(کتاب کازرونیه دفتر سوم)

تا چهل روز پس از زايمان، زن حق نداشت به تنهايي بيرون از منزل برود. زيرا آل ‌يا او‌ يا بچه اش را مي‌برد.

 

                ادامه دارد........................

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت |

مصالح:

عمده‌ي مصالح ساختماني بخش شاهپور در گذشته» خشت و گل بوده است.

                                        خشت زنی

نحوه‌ي ساخت خانه‌ي كاه گلي:

در گذشته در مرحله نخست، خاك سرند شده را با آب و كاه مخلوط مي‌كردند. سپس با قالبي چوبی به شكل مكعب مستطيل، خشت درست می کردند. خشت های خیس، روي زمين و در معرض آفتاب قرار مي‌گرفت تا خشك شود (عمدتا در فصل تابستان خشت زنی انجام مي‌گرفت). پس از این مرحله، نقشه‌ي ساختمان توسط بنا طراحي مي‌شد. آنگاه، با قرار دادن كاه و گل پردازش شده (مخلوط) بين خشت ها به صورت دو رديف، آنها را به ‌يكديگر وصل مي‌كردند تا چارچوب ديوار ساخته شود. سقف اتاق به وسيله‌ي تيرك‌هاي چوبي از جنس چنار، سپيدار، بيد و چيده مي‌شد. سپس، چوب ها به فاصله‌ي 30 سانتيمتر كنار هم قرار داده می گرفت و شاخه‌هاي چنار، توت و يا پوشال ريخته مي‌شد. سپس با كاه و گل پردازش شده (مخلوط) روي سقف را مي‌پوشاندند. تركيب اتاق ها حالت تك اتاقي و گرد حياط دور می زد. بطور کلی بک باب خانه مسکونی، مهمان خانه، راهرو (آشپزخانه)، انبار و طويله های چهارپایان را در بر مي گرفت. كساني كه از تمكن مالي بهتري برخوردار بودند ديواره‌ي اتاق‌هاي نشيمن را با گچ سفيد مي‌كردند. هم اكنون مصالح ساختماني عمده در این بخش را گچ و سنگ تشکیل می دهند. شكل خانه ها هم تحت تأثير شیوه های ساختمان سازي در شهرها است. لازم به ذکر است که در کلیه موارد مردم با پول و نيروي كار به كمك ‌يكديگر مي‌شتافتند و در حين ساختمان سازي اشعار زيبايي مي‌خواندند. در ‌اين اشعار نمادهاي ملي و مذهبي مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت |

کار و کسب مردم شاهپور

به دليل عبور رودخانه‌ي شاهپور از ‌اين بخش، از گذشته دور اكثر مردم به فعاليت‌هاي كشاورزي مشغول بودند. كشت زمستاني گندم و جو، ميوه‌هاي جاليزي چون شلغم، چغندر، هويج و سبزيجاتي مانند شويد، سير، سبزي‌هاي خوردني و مي‌باشد. كشت تابستاني مردم عبارت است از: برنج كاري، جاليز‌هاي هندوانه، خيار، گوجه فرنگي، بادمجان و حبوباتي مثل نخود، لوبيا، عدس، ذرت و آفتابگردان. باغداري نيز از مشاغل عمده‌ي مردم بوده و و اکنون نیز همین گونه است. محصولات باع ها، عمدتا مركباتي از قبيل: پرتقال، نارنگي، ليموترش و شيرين، انار، بالنگ و بكرائي بود.

                             

1.كارجو(لايروبي):

در گذشته آب مورد نياز كشاورزي از طريق رودخانه، قنات، چشمه و چاه تأمين مي‌شد. همياري مردم در زمينه‌ي كشاورزي در نوع خود بي نظير بود. دو نمونه‌ي این گونه همکاریها در اینجا شرح داده می شود.    

 

                                                   کارجو

 ‌يعني لايروبي قنات ها و جويبارهايي كه از رود خانه و يا منبع مركزي سر چشمه مي‌گيرند. در آغاز بهار و پيش از كشت تابستاني شورايي از بزرگان روستاهايي كه از ‌يك مسير آب كشاورزي خود را تأمين مي‌كردند تشكيل مي‌شد. در ‌اين شورا، روز حركت به سمت لايروبي مشخص مي‌شد. علي رغم ‌اين كه نتيجه‌ي شورا به همه‌ي اهالي ابلاغ مي‌شد، ‌اما شب پيش از حركت، جارچيان بر پشت بامها رفته و ساعت حركت را با فرياد به آگاهي مردم مي‌رساندند. هر خانواده‌اي موظف بود بر حسب هر هكتار زمين، ‌يك نفر را براي كارجو بفرستد. بامداد، كاروان بيل بر دوش به سوي سرآب (آغاز ورود آب به جويبار) روان مي‌شدند. در ‌اين مسير، پيش كسوت ها جلو و به ترتيب سن كوچكترها پشت سر آنها حركت مي‌كردند. جواني خوش آواز به خواندن ترانه‌هاي محلي مشغول مي‌شد، در بين آواز او، صلوات مي‌فرستادند. به نقطه‌ي اصلي که مي‌رسیدند،كار شروع مي‌شد. سركار (فرمانده‌ي كارجوکنندگان) اشعاري مي‌خواند و كارجوکنندگان تكرار مي‌كردند. دو ساعت از كار گذشته، با فرياد سركار همه‌ي دست از كار مي‌كشیدند و ناشتايي كه معمولا نان و خرما یا پیاز بود، نوش جان مي‌كردند. اين كار تا رسيدن به دهانه‌ي ده ادامه می یافت.

2.كلكي(نشاء برنج):

                                                                   

             کلکی (نشا برنج)

شلتوك (برنج پوست دار ) از عمده محصولات كشاورزي ‌اين بخش است. نشا کاری گياه برنج نيز خود رسم ويژه‌اي داشت. پس از آماده كردن زمين براي نشا، زنان و دختران دوشادوش مردان در گل و لاي به نشا مشغول مي‌شدند. با توجه به سختي  و براي طراوت بيشتر در حين كار سرود‌هايي خوانده مي‌شد. از گفتني‌هاي ‌اين مراسم، همياري مردم بود. به ‌اين ترتيب كه كليه اهالي روستا به نوبت، زمين‌هاي ‌يكديگر را نشا مي‌كردند. از ‌اين طریق، فشار اقتصادي كاهش مي‌يافت.

به طور كلي، زمين‌هاي شاهپور استعداد انواع محصولات كشاورزي را دارند، اکنون، زيتونكاري نيز در ‌اين بخش باب شده است. در ‌اين بخش، يزدان پاک سفره‌ي انسان را به صميميت پر بار كرده است.  

                         

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت |

مراسم كرزا كنون (تولد پسر): 

سورنای عمو کرل لر                                  

با زاده شدن اولين فرزند، اگر مولود پسر بود به طور مشترك خانواده‌هاي داماد و عروس مراسم جشني بر پا مي‌كردند. اين مراسم از‌ يك تا سه روز طول مي‌كشید. در اين جشن ساز و نقاره نواخته مي‌شد. مردان و زنان به مانند جشن عروسي با چوپي و چوب بازي به پايكوبي مي‌پرداختند. مراسم نام گذاري پسر نيز در ‌اين جشن برگزار مي‌شد.  بر حسب باور مردم، در اين مراسم كتاب شاهنامه توسط بزرگ فاميل باز مي‌شد و اولين نام در صفحه‌ي سمت راست را براي پسر انتخاب مي‌كردند. در مواردي نام پدر بزرگ از دنيا رفته را بر پسر مي‌گذاردند. البته نام گذاري بر حسب زادگاه هم انجام مي‌شد، مثلادر مسير مشهد نام خراساني، در كوهستان نام كوهزاد ومرسوم بود. در‌اين مراسم فاميل بر حسب شرايط هدايايي از قبيل پول، طلا، گندم، گاو، گوسفند، تكه زمين، باغ وبه پسر اعطا مي‌كردند. (اكنون چنين مراسمي‌كم رنگ تر شده است)

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت |

                                                              

                   

مراسم ازدواج:

 از گذشته دور فرايند ازدواج با نشان كردن، خواستگاري، نامزدي و عقد شروع مي‌شد و  با عروسي پايان مي‌يافت. اين مراحل گاهي چند ماه تا چند سال به طول مي‌انجاميد. چگونگي هر يك از مراحل در زير شرح داده مي‌شود.

                         چوپی

نشان كردن:

   نشان كردن به دو طريق صورت مي‌گرفت.‌ يكي، گاه زاده شدن و ديگري در حين رشد كودك. بنا به رسم كهن ‌ايرانيان، در‌اين بخش نيز ناف‌بر كردن دختر به هنگام تولد مرسوم بوده است، خانواده‌هاي نزديك به هم به ويژه آنهايي كه به نحوي ارتباط فاميلي ‌يا دوستي نزديك با‌ يكديگر داشته اند گهگاه هنگام زاده شدن دختر بچّه‌اي ناف او را به نيت پسري مي‌بريده اند. چه ازدواج‌هايي كه از ‌اين طريق صورت گرفته است و چه بسا موفقيّت‌هاي زيادي را نيز به دنبال داشته است .

در مواردي زمان رشد كودك بر حسب ‌يك اتّفاق ساده چون مهماني، جشن و يا ديد و بازديدي، خانواده‌اي از دختري خوششان مي‌آمد و با قطعه‌اي طلا ‌يا پارچه‌اي زرين، وي را براي پسر خود نشان مي‌كردند.

                                                               لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید            

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت |

                                               

 چهار شنبه سوري

                                               نوروز در بخش شاهپور

   مردم‌اين بخش با توجه به سابقه تاريخي و وجود شهر بيشاپور، پايتخت باستاني شاهپور دوم «(ذوالاكتاف)» داراي باورهاي ملي بسيار قوي هستند. سال‌هاست كه با شور و شوق زياد از پيش به استقبال نوروز مي‌روند.

در گذشته نوروز عزيزترين روز زندگي ‌اين مردم بود. كينه ها مي‌مردند، دشمني‌ها به دوستي مبدل و قهرها به آشتي مي‌گراييد. شب نوروز، تولد دوباره‌ي دوستي‌ها بود. جمشيد ستايش مي‌شد، كورش تحسين و ساسان گرامي.

 مردم از سه ماه قبل، در تدارك گاه دگرگوني سال بودند. زنان ابتكار عمل را در دست داشتند. آجيل‌هاي محلي از تخمه‌ي هندوانه، كدو و آفتابگردان گرفته تا نخودچي، برنجك (برنج جوشانيده و خشك بو داده شده)،گندم برشته (گندم بو داده شده) گمك (برنج تر پوست نكنده‌ي در هاون كوبيده شده)، نان شيرين و ساير محصولات محلي، همه به وسيله‌ي زنان با صفا و فرهنگ دوست، براي شب موعود تدارك ديده مي‌شد.

   پدر در فكر تهيه‌ي پوشاك نوروزي بود (كه شايد تنها سالي ‌يك بار نو مي‌شند). بوي خوش بهار از چهره‌ي چروكيده‌ي پيران تا رخ زيباي كودكان مي‌طراويد و چنين بود كه سنت چندين هزارساله‌ي سرزمين پاك آرياوش، بوسيله‌ي ‌اين قوم درستكار و‌ يزدان پرست جاويد مي‌ماند. پسين آخرين چهارشنبه، كارها پايان، بوته‌هاي خار بدون احساس هر سوزشي بر پشت شير پسران حمل، و مهياي آتش مقدس. چرا كه زردي ها بايدمي‌رفتند و سرخي‌ها بر گورشان جا خوش مي‌كردند. و به يك سخن: چه زيبا بود آواز كبوتران، كبوتران در زنجير با نواي خوش سرود شادي سر مي‌دادند و نوجوانان خسته دل، از كار توان فرساي كهنه سال، چون كبوتران با بال‌هاي نيمه جان، برفراز آتش پاك كننده‌ي زشتي‌ها خيز مي‌زدنند. چه منظره‌ي دلنشين و زيبايي، به ‌ياد آر، جخ ‌امروز از مادر نزاده‌ام عمر جهان بر من گذشته است.

میدانیم که نوروز از گذر تاتاران، سكندرها و...... عبور كرد و باز هم با شالي سبز، خود را به پاكبازان ‌ايران زمين ‌نماياند. پس شاد بايد بود و شاد بايد زيست و شاد بايد گفت. و چنين بود رسم و آيين نياكان ما. و پرچم داران جمشيد با شادي بي وصف بر طبل سياه زمستاني مي‌كوبيدند. گاه دگرگوني زمين مي‌رسيد، زاغ سيه روي از ترس شلمزارهاي سرسبز به دشت سياهي مي‌خزيد و مردم شاهپور با بوي خوش بهار نارنج، دهل زنان رسيدن عمو را پاس مي‌داشتند.

                                                لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید       


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت |

 

شب هاي زمستان:

   با توجه به فرهنگ روستايي، بافت خانوادگي مردم اين بخش از نوع هسته‌اي بود (زندگي جمعي اعضاي خانواده در بك حياط تا پايان عمر). اكثر اعضاي خانواده تا ميانسالي در يك واحد مسكوني زندگي مي‌كردند.آرامش در اين خانواده‌ها حكمفرما بود.گويي قانون نانوشته‌اي وظيفه‌ي هر كس و نوع رابطه‌ها را مشخص مي‌كرد. پدربزرگ و مادربزرگ محور اصلي خانواده به حساب مي‌آمدند. در شب‌هاي زمستان اعضاي خاندان در اتاق بزرگي كه به منظور پذيرايي، غذاخوري و ساخته  شده بود، دور هم گرد مي‌آمدند. پدر بزرگ و مادر بزرگ قصه‌هاي (متيل) كهن را بازگو مي‌كردند.و ديگران تنها مي‌شنيدند و لذت مي بردند.

   گاهي پدربزرگ از رنج‌ها و شادي‌هاي گذشته سخن مي‌راند. از جنگ‌هاي قومي و ملي با انگليسي‌ها، از پيروزي ها و اصالت خاندان خود سخن به ميان مي‌آورد. شعله‌هاي برخواسته از هيزم زبانه مي‌كشد و دود آن، نم بر چشمان مي‌نشانيد و شامه را با سوزش خود نوازش مي‌داد. سرفه‌هاي مكرر ناشي از دود غليظ هم مانع شب نشيني نمي شد. و همه صفا، مهر و محبت بود.

    در گذشته معمولا كدخدا راديويي داشت كه شب هاي خاصي مثل ترانه‌هاي درخواستي و يا اخبار راديوهاي بيگانه باعث جمع شدن اهالي به دور او مي‌شد. نوكران نيز مشغول پذيرايي با چاي و قليان بودند. دانه هاي خشك شده‌ي انار (ناردونه) ميوه‌ي زمستاني محفل بود و تا پاسي از شب قصه‌ها (متيل‌ها) ادامه داشت.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت |

دعاي باران

 در سال هاي خشك به هنگام فصل كشت در صورت عدم نزول رحمت الهي، مراسم دعاي باران برگذار مي‌شد.اين مراسم در شب‌ها به وسيله‌ي جوانان به اجرا در مي‌آمد. گروهي از جوانان با چوب‌هاي بلند در دست،گرد روستا مي‌چرخيدند و با گفتن "هدرسه" مي‌خواندند: 

اي خدا بزن بارون                 بهرعيال دارون

سپس، به درب خانه‌ها مراجعه مي‌كردند و لنگر (كوبه) را مي‌كوبيدند. در اينجا صاحب خانه سبد آنها را از خوراكي هاي منزل پر مي‌كرد.  در همين حال، فردي از پشت بام ظرف آبي به نيت بارش باران روي جوانان مي‌پاشيد. واي، اگر كسي خوراكي نمي‌داد فرياد جوانان بلند مي‌شد كه::

خونه‌ي گدا          هيچ، ام ندا      (خانه‌ي گدا چيزي به من نداد)  

در پايان مراسم، خوراكي‌ها بين خانواده‌‌هاي مستمند تقسيم مي‌شد.
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت |

 

شاهنامه خواني:

   هر سال شب تولد فردوسي و شب يلدا، مردم در خانه‌ي بزرگ ده گرد مي‌آمدند. افراد با سواد با سرود ويژه‌ و آواي حماسي، شاهنامه مي‌خواندند. نقال (معمولا ريش سفيد يا ملاي ده) داستان‌ها را تفسير مي‌كرد. در اين مراسم، با چاي و قليان از مهمانان پذيرايي مي‌شد. در همين مراسم، گاهي با باز كردن شاهنامه براي كودكان نو رسيده نامي انتخاب مي‌شد. آن فرد ، در بزرگسالي موظف بود در چنين مراسمي پاگشاي شاهنامه باشد (اولين نفري كه شاهنامه خواني مي كند). او مورد احترام اهالي بود.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت |

 

مقدمه:

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش             باز يابد روزگار وصل خويش

 به ‌منظور يادآوري آداب نياكان، نگهداشت سنت‌ها و معرفي بيشتر شهرستان به ساير عزيزان هم‌ميهن هميشه در تب شناخت حداقلي از ويژگي‌هاي ‌اين منطقه سوخته‌ام. بي شك، نگارش برگي از ويژگي‌هاي‌ يك منطقه جغرافيايي و دست نخورده از لحاظ پژوهشي، كاري بس دشوار است. آنهم منطقه‌اي كه تا كنون تلاشي در زمينه‌ي بررسي وضعيت اجتماعي و فرهنگي آن صورت نگرفته باشد. ازاينرو، با عنايت پروردگار و رهنمودهاي استاد فرزانه‌ام زنده‌ياد دكتر محمد‌علي طوسي، اقدام به نوشتن بخشي از ويژگي‌هاي فرهنگي زادگاهم شدم. البته گردآوري‌ اين مطالب بدون كمك همسر گراميم كه خود نيز در سرماي غربت با ياد شهر هميشه جاويد، گرمي به تن مي‌داد ميسر نبود. به اميد استفاده هم‌ميهنان. البته با توجه به آغاز محرم مطلب را از سوگواری شروع کرديم.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت |
مطالب قدیمی‌تر