تبليغاتX
آوای شاهپور: کازرون - چنارشاهیجان

بنابر گزارش سایت اطلاع رسانی مصر ((Egypt state Information Service زاهی هواس، مدیر کل شورای عالی آثار باستانی مصر و از باستان‌شناسان برجسته این کشور، یکی از این قلعه‌ها را متعلق به سلسله‌های هجدهم و نوزدهم فراعنه اعلام کرده است.

اما محوطه تازه اکتشاف شده دیگر، بنابر اظهار‌نظر آقای هواس، باقی‌مانده‌ی قلعه یا دژی است، مربوط به دوران حضور هخامنشیان در مصر. این قلعه در سی کیلومتری شرق کانال سوئز قرار دارد. اما هنوز اطلاعات دقیق و کاملی از ساختار و شیوه معماری آن منتشر نشده و تنها خبر کشف آن مورد تایید باستان‌شناسان قرار گرفته است.

حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش باز می‌گردد. او درسال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکر‌کشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم (Psammetichus III) از سلسله بیست و ششم فراعنه مصر پیروز شود و آن کشور را به یکی از ساتراپی‌ها یا ایالات هخامنشی تبدیل کرد.

پس از کمبوجیه داریوش اول نیز بر مصر حکومت کرد. اولین دوره تسلط هخامنشیان بر مصر حدود هفتاد و هفت سال طول کشید.

طبیعتاً حضور هخامنشیان در مصر سبب تاثیرگذاری هنر، معماری و مهندسی مصری و هخامنشی بر یکدیگر شده که اکنون نشانه‌های مختصری از آن به جای مانده است.

از جمله کارهایی که در مصر توسط داریوش صورت گرفت، ادامه دادن و اتمام راه یا کانال دریایی میان رودخانه نیل و دریای سرخ است. طرح ایجاد راه آبی یا کانال سوئز که اکنون دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل می کند، از دوران باستان در سر فراعنه مصری وجود داشته است.

بار اول یکی از فراعنه مصری، حدود سه هزار و هشتصد سال پیش چنین طرحی را به اجرا در آورد. این کانال ظاهرا در دوره رامسس (۱۳۰۳ پیش از میلاد)، فرعون مشهور مصری نیز وجود داشته است اما بعدها از میان می‌رود و پر می‌شود. داریوش به منظور دسترسی آسان‌تر از راه دریا به مصر که دیگر جزو قلمرو او محسوب می‌شد، این راه آبی را دوباره برقرار کرد.

او به مناسبت بازگشایی این کانال، در چند کتیبه به توصیف کار خویش می‌پردازد. از جمله معروف‌ترین این کتیبه‌ها، کتیبه‌ای است به نام شالوف. این کتیبه روی سنگ گرانیت صورتی حکاکی شده است. داریوش در این کتیبه پس از معرفی خود به نام پادشاه ایران می‌گوید: «من مصر را فتح کردم. من دستور دادم آب‌راهی از رودخانه‌ای که نیل نامیده می‌شود تا دریایی که از پارس آغاز می‌شود، حفر شود. بنابراین زمانی که این آب‌راه همان‌طور که من دستور داده بودم ساخته شد، کشتی ها از مصر به سوی پارس رفتند.»

کتیبه شالوف در سال ۱۸۶۶ در محلی در ۱۳۰ کیلومتری کانال سوئز کشف شد. گرچه داریوش تنها به بازگشایی این کانال باستانی اقدام کرده بود، اما این عمل او سبب آسان شدن ارتباط دریایی میان رودخانه نیل، دریای سرخ و خلیج فارس شد.

نشانه دیگری از حضور داریوش در مصر، مجسمه‌ای از او با خطوط و علائم هیروگلیف مصری است که اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. در سال ۱۹۷۲ میلادی و در جریان حفاری‌های باستان‌شناسی در شوش، یک مجسمه سنگی بدون سر از داریوش اول به دست آمد. روی پایه این مجسمه علاوه بر استفاده از خط میخی (به پارسی باستان، ایلامی و آکدی) از خط هیروگلیف مصری نیز استفاده شده است.

به اعتقاد برشانی (Bresciani) این مجسمه استفاده از متون چند زبانی را به عنوان ابزاری سیاسی تایید کرده و همچنین نشان آن است که داریوش اهمیت مصر و فرهنگ آن را به خوبی می‌شناخته است.

در چند جای این مجسمه با استفاده از علائم هیروگلیف نام داریوش تکرار شده است. مجسمه که پیکر پادشاه را در جامه پارسی، با خنجری حمایل کمر و دستی مشت شده روی سینه نشان می‌دهد، از قسمت سینه به بالا شکسته است.

نوشته‌های میخی روی مجسمه نشان می‌دهد که داریوش خود دستور ساختن مجسمه را داده است تا آیندگان بدانند که «مرد پارسی» فاتح مصر بوده است.

تحقیقات هیات فرانسوی نیز روی جنس سنگ به کار رفته در تندیس نشان داد که از نوعی سنگ که در معادن سنگ وادی حمامات مصر یافت می‌شود، ساخته شده است و سپس به ایران و به شوش انتقال پیدا کرده و در کنار دروازه ورودی کاخ سلطنتی نصب شده است.

با این حال نوشته‌های روی مجسمه، نشانگر این است که قرار بوده مجسمه در مصر باقی بماند، اما مشخص نیست به چه دلیل به ایران آورده شده است.

روی پایه مجسمه نمادهایی از ملل تحت تسلط داریوش حکاکی و نام آن‌ها نیز با هیروگلیف درج شده است. در بخش مرکزی این قسمت نماد «هاپی» خدای رودخانه نیل تصویر شده است.

برخی باستان‌شناسان احتمال می‌دهند مجسمه از راه دریایی و از طریق همان کانالی که داریوش دستور حفر آن را صادر کرد به ایران آورده شده باشد.

اما تاثیرات و تبادلات فرهنگی هخامنشی‌ها و مصری‌ها محدود به این موارد نیست و می‌توان نشانی از آن‌ها را در عناصر معماری مانند سرستون‌ها و همچنین نقوش نمادین دیگری نیز نشان داد که در آینده به آن اشاره خواهیم کرد.

                                                                 منبع: تابناك

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت |

نوجوانيجواني

قيام 15 خرداد

تبعيد به تركيهنوفل شاتو - پاريس

ورود به تهرانپيام از جماران به جهان

پرواز

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت |

       

مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند.

عدد پي( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.

«عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»

هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.

شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.»

داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.

مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت |

              باوی: من از چه تباری هستم؟                         

     لر                                     

                                         

یا                                          

 

                                عرب

                                    

نام‌گذاري‌ و ريشه‌شناسى‌: نام‌ اين‌ ايل‌ به‌ صورت‌ بابوي‌ و بابويى‌ نيز آمده‌ است‌ (نك: موسوي‌، 93؛ گرمرودي‌، 1012؛ باور، 110؛ صفى‌نژاد، 36)؛ اما مردم‌ ايل‌ خود را باوي‌ مى‌نامند كه‌ ظاهراً برگرفته‌ از نام‌ باويه‌ (ه م‌) يا باوي‌ يكى‌ از قبايل‌ عرب‌ خوزستان‌ بايد باشد. اشتراك‌ نام‌ بين‌ باوي هاي‌ كهگيلويه‌ و باوي هاي‌ خوزستان‌ سبب‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ نادرست‌ اين‌ ايل‌ را «عرب‌» به‌ شمار آورند (فسايى‌، 2/1479؛ پوركاظم‌، 116-114).

در نوشته‌هاي‌ پيش‌ از دورة صفوي‌ از ايلى‌ به‌ نام‌ باوي‌، بابويى‌ و يا بابوي‌ در منطقة كهگيلويه‌ و يا مناطق‌ لُرنشين‌ نام‌ برده‌ نشده‌ است‌؛ تنها در يك‌ سند ملكى‌ متعلق‌ به‌ يكى‌ از خوانين‌ دشمن‌ زياري‌ كهگيلويه‌ كه‌ در 1038ق‌ نوشته‌ شده‌، از شخصى‌ به‌ نام‌ ملك‌ حسين‌ ولد شاهقلى‌ بابويى‌ دولتياري‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌. هم‌ اكنون‌ «دولتياري‌» يا «دولياري‌» يكى‌ از شاخه‌هاي‌ اصلى‌ ايل‌ باوي‌ به‌ شمار مى‌رود (نك: دنبالة مقاله‌). ميرك‌حسينى‌ نيز در كتاب‌ رياض‌الفردوس‌ (تأليف‌: 1083ق‌) كه‌ حدود نيم‌ قرن‌ بعد از آن‌ سند نوشته‌ شده‌، و حاوي‌ مطالب‌ فراوانى‌ دربارة كهگيلويه‌ و ايلات‌ آن‌ است‌، به‌ باوي‌، بابويى‌ و يا بابوي‌ اشاره‌اي‌ ندارد. نخستين‌ بار كريم‌ خان‌ در 1173ق‌ از ايل‌ باوي‌ با نام‌ بابوي‌ و انتصاب‌ كلانتر آن‌ به‌ بيگلر بيگى‌ كهگيلويه‌ ياد كرده‌، اما به‌ پيوستگى‌ قومى‌ باويها اشاره‌اي‌ نكرده‌ است‌. همچنين‌ اولين‌ بار حسن‌ فسايى‌ (2/1479) ايل‌ باوي‌ را به‌ نادرست‌ شعبه‌اي‌ از اعراب‌ باوي‌ خوزستان‌ دانسته‌ است‌. دوبُد كه‌ در 1257ق‌/1841م‌ به‌ كهگيلويه‌ سفر كرده‌، گفتة كلانتر ايل‌ باوي‌ را مبنى‌ بر اينكه‌ «اسلاف‌ خانواده‌اش‌» از منطقة كعب‌ به‌ كهگيلويه‌ آمده‌اند، نقل‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 176)، اما اين‌ گفته‌ تنها مربوط به‌ خانوادة كلانتر است‌ و نه‌ گروههاي‌ ديگر ايل‌. همچنين‌ وي‌ به‌ اينكه‌ اجداد كلانتر از اعراب‌ باوي‌ بوده‌اند، اشاره‌اي‌ ندارد.

انتساب‌ ايل‌ باوي‌ كهگيلويه‌ به‌ اعراب‌ باوي‌ خوزستان‌ به‌ سادگى‌ پذيرفتنى‌ نيست‌، زيرا اولاً ايل‌ باوي‌ از تيره‌ها و طوايف‌ متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ منشأ واحدي‌ ندارند و هر گروه‌ شجره‌نامة جداگانه‌اي‌ دارد؛ ثانياً ساكنان‌ پشتكوه‌ كه‌ بيشتر طوايف‌ و تيره‌هاي‌ باوي‌ را تشكيل‌ مى‌دهند، از بوميان‌ قديمى‌ و لر زبان‌ به‌ شمار مى‌روند و تنها بعضى‌ از گروههاي‌ زيركوه‌ مهاجر شناخته‌ شده‌اند؛ ثالثاً فرزند ارشد كلانتر سابق‌ ايل‌، به‌ نقل‌ از پدر و نياكانش‌ مى‌گويد كه‌ اجداد او ابتدا از كهگيلويه‌ به‌ خوزستان‌ مهاجرت‌ كرده‌اند و سپس‌ مجدداً به‌ موطن‌ اصلى‌ خود بازگشته‌اند (تحقيقات‌ ميدانى‌). اين‌ گفته‌ را نوشتة ميرك‌ حسينى‌ (ص‌ 25) مبنى‌ بر اينكه‌ در 1038ق‌ حدود هزار خانوار از مردم‌ كهگيلويه‌ و اعراب‌ در خلف‌ آباد خوزستان‌ مسكن‌ داشته‌اند، اهميت‌ مى‌بخشد. لايارد از وجود قبيلة دشمن‌ زياري‌ كهگيلويه‌ و ساكى‌ لرستان‌ در حويزه‌ (هويزه‌) خبر داده‌ است‌ (ص‌ 80، حاشيه‌). هنري‌ فيلد نيز تيرة البوكردان‌ اعراب‌ باوي‌ را در اصل‌ بختياري‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 226- 227). از اين‌رو، محتمل‌ است‌ كه‌ گروهى‌ از بابوييهاي‌ كهگيلويه‌ در گذشته‌ به‌ منطقه‌اي‌ كه‌ بعدها به‌ تصرف‌ كعب‌ درآمد، مهاجرت‌ كرده‌، و سپس‌ به‌ كهگيلويه‌ باز گشته‌اند؛ اما در اين‌ زمان‌ همة گروههاي‌ باوي‌ كهگيلويه‌، زبان‌ و فرهنگ‌ لُري‌ دارند.

قلمرو باويها شامل‌ منطقة باشت‌ وباوي‌ در جنوب‌ كهگيلويه‌، و مساحت‌ آن‌ بالغ‌ بر 981 ،2كم2 است‌. اراضى‌ 3 ايل‌ چَرام‌ (ه م‌) در شمال‌، بوير احمد گرمسيري‌ در شمال‌ غربى‌ و غرب‌، رستم‌ مَمَسَنى‌ (ه م‌) در شمال‌ شرق‌ و شرق‌، و سرانجام‌ رودخانة زهره‌ در جنوب‌ منطقة باويها را احاطه‌ كرده‌ است‌. سرزمين‌ باويها را كوه‌ خامى‌ به‌ دو منطقة پشتكوه‌ و زيركوه‌ تقسيم‌ مى‌كند كه‌ پشتكوه‌ شامل‌ باشت‌ و كوهمره‌ و زيركوه‌ شامل‌ پشت‌ بند و زيربند است‌. پشتكوه‌ از مناطق‌ سردسير و معتدل‌ و زير كوه‌ از مناطق‌ گرمسيري‌ است‌ (صفى‌نژاد، 37-39).

                                        لینک: دایره المعارف بزرگ اسلامی

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت |
          سرباز هخامنشی در لندن به فروش رفت!!!!!!!!

                                                        

                       

سر و نوک نیزه باقی مانده از نقش سنگی برجسته یک سرباز هخامنشی 25 اکتبر در حراجی کریستی لندن در معرض فروش قرار گرفته است.

کریستی بهای تقریبی این اثر تاریخی ایرانی را تا 800 هزار پوند تعیین کرده است.

قرار بود این نقش سنگی برجسته یک سال پیش حراج شود اما شکایت ایران موجب تاخیر این حراج شد.
برخی مردم و نهادهای دوستدار میراث فرهنگی در ایران خواستار شرکت ایران در این حراجی شده اند اما سازمان میراث فرهنگی اعلام کرده در این حراجی حاضر نخواهد شد چون این کار را به مفهوم تایید رای دادگاه در حمایت از فروش این اثر در خارج از ایران می داند.

صاحب این اثر تاریخی یک فرد فرانسوی است که آن را در تاریخ 10 اکتبر سال 1984 از یک حراجی در نیویورک خریداری کرده است.

این اثر باستانی متعلق به کاخ تخت جمشید است و قدمت آن به قرن پنجم پیش از میلاد باز می گردد.

برخی معتقدند از سرباز هخامنشی در خارج از ایران بهتر نگهداری می شود وبه این ترتیب در معرض دید علاقمندان بیشتری هم قرار می گیرد،

 آیا شما با این نظر موافقید؟

 اگر به نظر شما این سرباز هخامنشی باید به ایران بازگردانده شود، چه راهی را برای بازگرداندن آن پیشنهاد می کنید؟

و اما بعد..............

خبرگزاری ها از برگزاری مراسمی به مناسبت سالروز تولد کوروش، پادشاه هخامنشی، خبر داده اند. از جمله اهداف آن "نمايش عظمت تاريخی بنای تخت جمشيد" و بررسی رابطه "روایات موجود درباره کوروش با آیات قرآنی و مفاهیمی مانند ذوالقرنین" اعلام شده است.

                            

                                     

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، به نقل از رئیس سازمان میراث فرهنگی استان فارس - که بنای تخت جمشید و مقبره کوروش در آن واقع شده است نوشت: این مراسم روز هفتم آبان در تخت جمشید برگزار می شود.

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت |

                             بخش شاپور در فرهنگ دهخدا                   

                     

نام یکی از دهستان های چهارگانه بخش مرکزی شهرستان کازرون است. حدود و مشخصات آن به قرار زیر است: از شمال ارتفاعات چنار شاهيجان و سلبيز و نودان ، از جنوب کوه کمارج و دهستان حومه، از خاور ارتفاعات دوان، از باختر ارتفاعات ناحیه ماهور و ميلاتي. موقعیت آن جلگه و دامنه است و رودخانه شاپور از وسط دهستان می گذرد. این دهستان در شمال باختر بخش واقع است. هواي آن گرم و مالاريايي است. آب مشروب و زراعتی آن از رودخانه شاپور و چشمه و قنات است. محصولات آن عبارت است از: غلات، برنج، تریاک و محصولات صيفي. شغل اهالی زراعت است. زبان مردم شهر، فارسی و شیعه دوازده امامی اند از بیست و پنج آبادی تشکیل شده است. نفوس آن در حدود 4300 تن است و قراء مهم آن عبارتند از: اردشیری، تل گاوک، جدس، حسين آباد، خداآباد، زنگنه. خرابه هاي شهر شاپور و غار معروف آن در این دهستان است (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).

در شاپور چنانکه مقدسی گوید ده نوع عطر روغنی به عمل می آمد: عطر بنفشه، عطر نیلوفر، عطر نرگس، عطر کارده، عطر سوسن، عطر زنبق، عطر مورد، عطر مرزنجوش، عطر بادرنگو، عطر بهار نارنج و به کشورهای مشرق زمین فرستاده می شد. (ترجمه سرزمین هاي خلافت شرقی ص 315).

بزرگترین حجاری ساسانی در شاپور است که اندکی خارج از جاده شیراز به بوشهر قرار دارد. (تاریخ صنایع ایران ص 105).و رجوع به ترجمه مقدمه ابن خلدون ص 118، مجمل التواريخ و القصص ص 2، 32، 32 ح ، 39، 84، 337، ابن اثیر ج 1 ص 134 و شاپور بن اردشیر و رجوع به بيشابور شود.

 روستاهای شاپور                                 

 

                    

خداآباد

دهي است از دهستان شاپور، بخش مرکزی شهرستان کازرون فارس .این ده در 17هزارگزي شمال باختری کازرون و يک هزار شوسه کازرون به فهليان ، در جلگه واقع است . آب و هواي آن آب و هواي مناطق گرمسیری و مالاريايي است و بدانجا 174 تن سکنه شيعي مذهب و فارسی زبان سکونت دارند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و برنج و صيفي و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافيايي ایران ج).

برج سوخته

دهي از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون .سکنه آن 137 تن است . (از فرهنگ جغرافيايي ایران ج 7)

عمویی

دهي است از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون . 190 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه شاپور و محصول آن غلات و صيفي است . (از فرهنگ جغرافيايي ایران ج 7).

دریس

دهي است ازدهستان حومه بخش مرکزي شهرستان کازرون . واقع در 10هزارگزي شمال باختري کازرون کنار راه شوسه کازرون به بوشهر، با 464 تن سکنه . آب آن از قنات و رودخانه شاپور تامين مي شود. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7)

دریست

نام يکي از سه ده که کازرون را تشکيل ميداده است ، نام دو ده ديگر «نوردر» و «راهبان » است . (از فارسنامه ابن البلخي ص 145) (از نزهةالقلوب ج 3 ص 125)

حسین آباد

ده کوچکي است از دهستان جزء بخش مرکزي شهرستان کازرون واقع در 58هزارگزي جنوب خاور کازرون . داراي 45 تن سکنه ميباشد. (فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).

تل گاوک (تل کوهک کنونی)

دهي از دهستان بخش مرکزي شهرستان کازرون است که 113 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7).

جدس دره

دو فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب کازرون است .

شاه سلطنه (اسلام آباد کنونی)

دهي از دهستان شاپور بخش مرکزي شهرستان کازرون. داراي 113 تن سکنه. آب آن از رودخانه شاپور. محصول آن غلات و صيفي است. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7)

 گچ خران

دهي از دهستان شاپوربخش مرکزي شهرستان کازرون،  1900گزي شمال باختري کازرون و 1000گزي شوسه کازرون به بوشهر. جلگه، گرمسيري، مالاريائي و سکنه آن 129 تن. آب از رودخانه شاپور. محصول آن غلات، ترياک و صيفی .  جاتشغل اهالي زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج۷ .(

صدرآباد

دهي از دهستان شاپور بخش مرکزي شهرستان کازرون 17000گزي شمال باختر کازرون، بين شوسه شيراز به بوشهر و کازرون به فهليان، جلگه، گرمسير و مالاريائي. سکنه 145 تن. آب از رودخانه شاپور. محصول غلات و ترياک و صيفي جات. شغل اهالي زراعت و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج7).

فتح آباد

دهي است از دهستان شاپور بخش مرکزي شهرستان کازرون، که در 21هزارگزي شمال باختري کازرون و سه هزارگزي شمال شوسه کازرون به بوشهر قرار دارد. جلگه اي معتدل و داراي 113 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه شاپور تامين ميشود. محصول عمده اش غلات و صيفي و شغل اهالي زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج۷)

 زنگنه

دهي از دهستان شاپور است که در بخش مرکزي شهرستان کازرون واقع است و 295 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج۷ (

 

                  

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت |

شهر باستاني بيشاپور در بخش شاهپور

                                                      کاخ شاهپور دوم

تاريخچه

اين شهر تاريخي حدود دويست هكتار وسعت دارد. بنابر اطلاعات دقيق و نوشته شده روي دو ستون يادبود، در مركز شهر اين شهر در زمان شاپور اول (272-241 ميلادي)  دومين و يكي از مقتدرترين پادشاهان ساساني و توسط يك معمار سوري بنام « اپساي » دبير طراحي و ساخته شد. بنا برهمين كتيبه، شاپور در سال 24 سلطنتش از شهر بيشاپور بازديد نموده است .

صرف نظر از اينكه خاستگاه دولت ساساني سرزمين فارس بوده، آب فراوان، هواي مساعد، زمين‌هاي حاصلخيز، چشمه‌ها و موانع طبيعي و قرار گرفتن در مسير جاده شاهي، باعث شد شاپور پس از پيروزي بر والرين (امپراطور روم) اين محل را براي بناي شهري كه نام خود را برآن نهاد، انتخاب نمايد.

اين شهر در كنار شهرهائي همچون استخر، داراب گرد، اررجان و اردشيرخوره، از مهمترين شهرهاي استان فارس در عهد ساساني بوده و تا زمان سلطنت بهرام دوم رونق خود را حفظ كرد، اما پس از آن به علت توجه پادشاهان ساساني به غرب قلمرو خود (تيسفون) رونق آن كمتر شد. با ورود اسلام به ايران به تدريج رونق و آبادي از اين شهر رخت بر بست و به جاي آن گازرگاه (كازرون فعلي) رونق يافت. در هر حال، بيشاپور همچنان به حيات خود ادامه مي داد، به طوري كه در قرون سوم تا پنجم هجري قمري اين شهر مورد ستايش  مورخان وجغرافي دانان بزرگي چون استخري ، ابن بلخي و... قرار گرفته است .

تاريخچه حفاري در شهر بيشاپور 

در بين سال‌هاي 1319 1314 هجري شمسي، براي اولين بار ژرژ سال و دكتر گيرشمن نمايندگان اعزامي از موزه لوور پاريس، اقدام به عمليات كاوش باستان شناسي در اين شهر تاريخي نمودند. آن‌ها بناي رفيع و چهار گوشي را كه با سنگ‌هاي «دوجداره» ساخته شده بود، آتشگاه ناميدند و تالار عظيم و سر پوشيده وسيعي را به نام كاخ اختصاصي، و مكان ديگري را به نام جايگاه نذورات و يك ايوان مزين به موزاييك را به دنياي باستان شناسي و تاريخ معرفي كردند. اين حفاري ها ادامه نيافت و براي مدت 30 سال متوقف گرديد.

لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت |

 نام اين بخش از شهرستان كازرون، با نام شاهپور دوم‌ يا ذوالكتاف مزين شده است. به عبارتي بيشاهپور (سرا يا خانه‌ي شاهپور) به عنوان پايتخت زمستاني، زماني مركز قدرت و فرمانروايي ساسانيان بوده است. شهري كه ‌امروز ويرانه‌هاي آن در بخش شمالي منطقه بازمانده است.

از ورود اولين افراد پس از ويراني شهر به ‌اين بخش، تاريخ مشخصي وجود ندارد، اما مردمان كنوني كه كوچندگان كهكيلويه و بويراحمد، ممسني، بختياري و تركان قشقايي و تعدادي هم كرد مي‌باشند، اندكي بيش از صد سال است كه در‌اين جا سكنا گزيده‌اند.‌ اين بخش شامل 40 پارچه آبادي (روستا) و در حدود 400 خانوار با جمعيتي تقريبي 30 هزار نفر است. حدود جغرافيايي ‌اين بخش، از شمال به جنوب، روستاي دريس در 6 كيلومتري كازرون تا 5 كيلومتري قائميه (روستاي حاجي‌آبادغوري) و ازشرق به غرب 5 كيلومتري قائميه (روستاي حاجي آبادغوري) تا روستاي بوشيگان درغرب را در بر مي‌گيرد.

با توجه به ريشه نژادي مردم لر مي‌توان نژاد مردم ‌اين بخش رابه مادها نسبت داد آب و هواي ‌اين منطقه در زمستان معتدل وتابستان گرم و مرطوب است.      

+ نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت |