برادرم: شما مي‌توانيد هر نام دلخواهی بر خود بگذارید، اما حق وارونه‌سازي یا تغيير تاريخ را ندارید!؟

دست به دست هم دهيم به مهر      ميهن خويش را كنيم آباد

..... کسانی که دغدغه وحدت ملی و تمامیت ارضی را دارند و سنگ آن را به سینه می زنند باید از طرز تفکر شما الگو بگیرند نه اینکه برای دیگران هویت و زبان و تاریخ بتراشند و همه را آریایی و پارس انگاشته و از این طریق در جستجوی وحدت ملی باشند چرا که نتیجه آن درست برعکس و تیشه زدن به ریشه وحدت ملی و تمامیت ارضی و تنفر نژادی و قومی خواهد بود. ما آذربایجانی ها هم خود را ترک می‌دانیم و خود را آریايی ندانسته آریایی بودن را هم مزیتی برای خود یا کسی نمی‌دانیم و فکر هم نمی‌کنیم که زبان ما قبلا فهلوی پهلوی و از این قبیل یا چیز دیگری بوده باشد. اگر وحت ملی می‌خواهند باید نژاد پرستی را کنار گذاشته و حقوق مسلم دیگران را به رسمیت بشناسند. با احترام

نوشتار بالا توسط برادر عزیزی از آذربایجان در پاسخ به مطلب تراختور نگاشته شده است. لذا، برای هر چه شفاف تر شدن موضوع نظر ایشان را به مطلب زیر جلب می کنم

سلام دوست عزيز

بارها عرض كرده‌ام: هر كسي آزاد است هر عنوان و نامي را كه دوست دارد، بر خود بگذارد. اما خوشبختانه و يا متاسفانه نمي‌تواند اصل را عوض كند. تاريخ از گذشته مي‌آيد و زمان را هم نمي‌توان به عقب برگرداند. اي كاش شما برادر عزيز آذربايجاني كه اينقدر علاقمند به ترك بودن هستيد (ترك‌ها يا همان تورانيان مغول نژاد مردمان شجاع و جسوري بوده‌اند) مي‌توانستيد برگرديد و اصالت را تغيير دهيد. ما هم گردنمان از مو باريكتر بود و در مقابل واقعيت سر فرود مي‌آورديم. به خدا قسم من نمي‌توانم مستندات و شواهد را ناديده بگيرم وگرنه حرفي نداشتم!؟. البته، يادتان باشد كه امروزه با پديده نادري به نام پورپيرار مي‌توانيد خود را به سومريهاي سامي نژاد بين‌النهرين منتسب كنيد و نه تركستان كه هزاران فرسنگ از اينجا دور است....

قربان برادر، به باور شما: اينكه فردي واقعيات تاريخ را متذكر شود نژادپرست است اما كسي كه مي‌خواهد هويت ناچسبي را به ديگران القا كند خير!؟ جل‌الخالق!!؟

خير عزيزم! نه آريايي بودن و نه ترك و نه انگلوساكسون و نه سرخپوست و نه ... برتري براي انسان نمي‌آورد. بلكه انسان منطقي همواره سند پذير است و نه با خود بيگانه و خودگريز. به قول كتاب رحمت: پرهيزكارترين شما بهترين هستيد.

وحدت ملي هم با تعريف: "ملت عبارت است از زبان مشترك" به دست نمي‌آيد. يوگسلاوي و اتحاد شوروي و روماني و چكواسلواكي هم همين نسخه را پيچيدند كه امروز بايد درب خانه جهانخواران گدايي امنيت طلب كنند.

آري 15 جمهوري به زبان منطقه‌اي افتخار كردند، نتيجه را ديديد و مي‌بينيد كه امروز آران 40 سال پيش (جمهوري آذربايجان امروزي - از زمان استالين به اين نام مشهور شده است)، بايد براي حفظ امنيت و مقابله كاذب با برادران ارمني وهم ميهنان سابق خود دست به دامن اسراييل و آمريكا شود، گرجستان كاسه گدايي امنيت و بازگشت ابخازستان به مام ميهن را درب خانه آمريكا مي‌جويد و تاجيكستان و قرقيزستان ملتمسانه پشت ديوار روسيه زار مي‌زنند. از سوي ديگر، كرواسي و بوسني پرچم آمريكا و روسيه و انگليس را بر بام افراشته‌اند و .... زهي تاسف از اين همه كوته نظري!؟

بدانيد، اگر استعمار كشورها را پاره پاره نمي‌كرد امروز دنيا چنين نبود كه 800 هزار نفر باديه نشين در حاشيه خليج فارس پارچه‌اي بر چوب كنند و آواز هلهله كه بياييد ما كشوريم و 50 برابر جمعيت خود سرمايه در اختيار داشته باشند و 10 برابر را هزينه عياشي كنند و 40 برابر را مستقيم به جيب استعمار بريزند. آنوقت اعراب يمن و عمان و فلسطين و.... فرياد وامسلمانا ما گرسنه‌ايم، سر دهند!؟ خب روستاي بغل دست ما در كازرون هم به لهجه شيرين كردي صحبت مي‌كند؛ پس بفرماييد اداره آموزش و پرورش براي روستاي 50 خانواري تاسيس شود!؟ در شهر ما حدود 50 لهجه و 20 گويش وجود دارد؛ لطفا هم نسخه را بنويسيد و هم هزينه را محاسبه فرماييد!؟. چرا كمي منطقي نيستيم؟ آيا فقط سخن از روي احساسات و قلب به جاي استفاده از كله كافي است!؟

من پيش و بيش از افتخار به فارس بودن، لر بودن، ترك بودن و.... به دينم و تاريخ گهربار ميهنم مي‌بالم و براي ذره ذره خاكش جان مي‌دهم. بر اين باورم كه در كنار زبان ملي (حالا هر چه باشد - همانگونه كه قانون اساسي هم اين حق را داده است) هر منطقه‌اي مي‌تواند با گويش بومي سخن كند و بخواند و بنويسد. اما به شرط دارا بودن قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي برتر مركزي كه در هنگامه نياز بتوان انفكاك اجتماعي را سد نمود. شما هم اگر اجازه بدهيد مردم واقعيات تاريخي خود را بدانند؛ آنگاه خواهيد ديد كه هيچ اتفاقي نمي‌افتد. شوئينيست‌ها و يا همان پان ترك‌ها هم مطمئن باشند كه اهوراي زرتشت آذريايگاني و خداوند ملت ايران نگاهبان اين سرزمين مقدس است و هيچ قدرتي توان جداسازي آن را از پيكر مام ميهن نخواهد داشت.

البته هر كس كه تعلق خاطري به يك مكان دارد مي‌تواند به همان جا بازگردد. با خود بيگانه بودن و فرار از خود دردي را درمان نمي‌كند.

شما به جاي پاسخ به چند پرسش همواره به دنبال حاشيه هستيد و سندسازي براي آنچه پيش از هر گونه مطالعه‌اي باورش كرده‌ايد.

متاسفانه ما عادت كرده‌ايم كه اول يك مفهوم را به خود بقبولانيم و سپس به دنبال سند و يا سندسازي براي اثبات آن برآييم.

مي‌فرماييد و يا جناب خدايي فرموده‌اند: مردمي كه سالهاست خود را ترك مي‌نامند....!!؟؟ قربان سر مبارك: ما كه عرض نكرديم خود را فلان يا فلان ننامند بلكه گفتيم تاريخ و مستندات اين است. حال خود دانيد! مي‌توانيد به جاي ترك؛ فرانسوي ، يوناني، عرب و يا هر چيز ديگري خود را خطاب كنيد. اما فراموش نكنيد كه توان تغيير تاريخ را هيچ بشري ندارد مگر ذات مبارك حق تعالي كه آنهم با ماهيت عادلانه حضرتش همخواني ندارد.

خدايي و بيني و بين‌الله با چه دقتي مطالب پيشين اينجانب را خوانده‌ايد؟ آيا واقعا و كامل خوانديد و يا تعصب اجازه نداد؟ خب اگر دقت مي‌كرديد حداقل يك شاهد براي يكي از اسناد ذكر شده مي‌آورديد و آن را رد مي‌كرديد!؟ با حلوا حلوا گفتن كه دهان شيرين نمي‌شود.

اين كوچك همه مردم آذربايجان تا هر زمان كه شما بخواهيد در خدمت و درحد بضاعت پاسخگو خواهم بود.

زنده باد آذربايجان و زنان و مردان غيورش

جاويد سرزمين مقدس ايران

 

                                       "سرود زیبای سرفراز باشی میهن من"

                              سرفراز باشی میهن من     ..       ای فدایت جان و تن من

پر بها تر از هرُ گوهر    ..       خاک پاک تو وطن من

یادگارِ خونِ عاشقانِ بی نشان    ..     تا ابد بود تو را حق نگه دار

ای شمیمِ دلنوازِ عشق و معرفت  ..    سرزمین پاک ما ای ایـــران

  دوستت دارم .. مهد دین مــن .. دوستت دارم .. بهترین مــن .. دوستت دارم سرزمین مـن

گر بخواهد دمی دشمنی هلاک تو  ..  گر بخواهد کسی یک وجب ز خاک تو

می شوم تا مرزت روانه  … خصم دون، می رانم ز خانه

با سلاحی از خشم و کینه  … سینـه اش مـی گیـرم نشانـه

دوستت دارم .. مهد دین مـــن .. دوستت دارم .. بهترین مـــن .. دوستت دارم سرزمین مـن

سرفراز باشی میهن من     ..       ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از هرُ گوهر    ..     خاک پاک تو وطن من

ایران .. ایران .. ایران ایران ایران ایـران

یادگار خون عاشقان بی نشان    ..     تا ابد بود تو را حق نگه دار

ای شمیم دلنواز عشق و معرفت  ..  سرزمین پاک ما ای ایـــران

دانلود سرود

عبدالناصر: نهار در تل آويو، شام در تهران. شاه عبدالله: ايران و اسرائي..بايد از بین بروند! تو چرا؟

اين هم اميرالمومين وهابيت و اربابش جورج بوش و ليوان مسكراتعبدالناصر

عصر ایران: به گزارش روزنامه فرانسوي فيگارو، اخيرا ملك عبدالله شاه عربستان در ديدار با وزير دفاع فرانسه گفته است:

«دو كشور در جهان هستند كه شايستگي و لياقت موجوديت را ندارند، يكي ايران و ديگري اسرائيل».

با ديدن خبر:

  •  به ياد همزبان اين ايراني زاده سابقا متوحش، ژنرال عبدالناصر كودتاچي در سال 1954 مصر افتادم كه پيش از جنگ اول با اسرائيل چنين شكر پخش كرد و گفت: نهار در تل آويو، شام در تهران
  • به ياد زنده به گور كردن دختران و سوسمار و شير شتر افتادم.
  • به ياد انقلاب اسلامي نخست ايرانيان پاك‌نهاد به رهبري پيامبر بزرگ ايراني حضرت محمد (ص) پيام‌آور رحمت الهي براي سراسر ميهن از درياي سرخ تا چين و  آندلس تا هند افتادم.
  • به ياد ملاقات صدام با محمد رضا پهلوي پس از جنگ ۱۳۴۸ با ايران افتادم كه با چه شور و شعفي، ملتمسانه و چون نوكران پا به ركاب، خود را در آغوش او انداخت كه گويي بزرگترين آرزويش مستجاب شد.
  • به ياد ابو عمار يا همان ياسر عرفات كزايي افتادم كه درست يك سال و اندي بعد از شرفيابي خدمت حضرت امام (ره) براي اداي احترام به انقلاب اسلامي و دريافت كمك‌هاي آنچناني، چگونه از پشت خنجر زد و ناگهان سرباز سردار قادسيه شد.
  • به ياد صدام فلك‌زده در آن ميتينگ مسخره افتادم كه قرارداد 1975 الجزاير را پاره كرد و به هموطنان سابقش اعلان جنگ داد!؟.
  • به ياد آن ياوه‌گويي صدام ديوانه افتادم كه:                                                                  كشور عراق!!؟ (با تاريخ 60 – 70 ساله استقلالش) 400 سال با ايران در جنگ بوده است!؟.
  • به ياد شاه حسين بدبخت افتادم كه چگونه خود را سامي و برادر حامي دانست و گفت: ما با اسرائيل برادريم و بايد با شتافتن به ياري سردار قادسيه، دشمن واقعي خود يعني مجوس‌هاي فرس (فارس) را نابود كنيم.
  • به ياد شتاب ملك فهد در ياري رساني به كشتي اسرائيلي در حال غرق شدن در درياي سرخ افتادم.
  • به ياد كشتار و شهادت بيش از 400 زائر ايراني توسط آل سعود در خانه كعبه افتادم.
  • به ياد مظلوميت صبري و شتيلا، دير ياسين و كفرقاسم افتادم و سكوت اين نانجيبان.
  • به ياد آواكس‌هاي آمريكايي اجاره عربستان افتادم كه چگونه بر فراز خليج هميشه پارس زاغ سياه رزمندگان اسلام را براي صدام چوب مي‌زدند.
  • به ياد كمك‌هاي مالي و جاني به برادران لبناني و راي ممتنع آنها در قبال تحريم ايران اسلامي افتادم.
  • به ياد غزه خونين و دفاع قهرمانانه 33 روزه رزمندگان الگو گرفته لبناني از انقلاب ثاني اسلامي افتادم.
  • به ياد كشتي هاي در خون غلطيده مسلمانان شجاع در همين چند روز قبل درياي مديترانه و كنار مظلومين غزه افتادم.
  • به ياد حسني مبارك افتادم كه در پاسخ اوريانا فالاچي در خصوص كشورهاي حاشيه خليج هميشه جاوداني پارس گفت: اين‌ها قبايل عربي هستند كه استعمار پارچه بر چوب كرده و به دستشان داده تا آوازخوانان خود را كشور بدانند و سرمايه را در لندن به پاي روسپيان بريزند.
  • به ياد رسوايي شاهزاده خانم سعودي و قطع سر از پيكر او افتادم.                                                                                                                   واي كه به ياد همه چيز افتادم ......... منافع ملي ما در كدام كاريز قابل كاوش است!؟
  • آه خداي من مگر منافع ملي ما با اسرائيل مشترك است كه اي شاه جاهل تو چنين مي‌پنداري؟
  • مگر در اين سي ساله نمي‌بيني كه تمام هم و غم بزرگان انقلاب اسلامي ما فلسطين است و رهايي از چنگ اسرائيل.
  • ما كه گفتيم بياييد هر يك با سطلي آب اين حرثومه را غرق كنيم.
  • رئيس جمهور ما كه پيوسته در مسير نابودي اسراييل در حركت است.
  • چرا به جاي كمك و همياري، ما را اسرائيلي خطاب مي‌كنيد.

پس:

اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست

عرض خود مي‌بري و زحمت ما مي‌داری

 

شما خواننده عزيز بفرماييد:

    وظيفه مسئولين جمهوري اسلامي در مقابل چنين هرزه‌گويي‌هايي چه بايد باشد؟

 

     مي‌توانيد در ادامه مطلب مقاله‌اي در توجيه چنين برخوردهايي را مطالعه فرماييد

ادامه نوشته