شاهنامه و محيط زيست

حماسه  پاسدارنده فرهنگ ایران زمین تنها در بر دارنده نبردها، پهلوانی‌ها، دلدادگی‌ها، سوزها و دردها، اندیشه‌های دینی و... نیست. در شاهنامه بنیان‌های اندیشه فرزانه طوس را در این یادگار کهن ادب پارسی را در زمینه پاسبانی از سپهر جاندار و بیجان را می‌توان یافت. شاهنامه به گفته خداوندگار حماسه جهان

بود بیت شش بار بیور هزار       سخن‌های شایسته غم گسار

 در این شصت هزار بیت نامه نامور شهریار، سروده‌های فراوانی در وصف اسب و شیر و پلنگ و نهنگ آمده است به عنوان نمونه آنجا که  در نبرد اشکبوس و رستم، او را با جانداران تنومند و پرتوان سنجیده است:

به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ      پیاده بیایند هنگام جنگ     

اما شاید یکی از نامورترین سروده‌های وی آنست که ما را از آزردن مورچگان نیز باز می‌دارند و این به می‌فهماند که از دیدگاه فردوسی بزرگ آزردن یکی از کوچکترین جانداران ناشایست است چه رسد به کشتن و از میان برداشتن دیگر جانداران  ....

سیه اندرون باشد و سنگدل            که خواهد که موری شود تنگدل

میازار موری که دانه کش است        که جان دارد و جان شیرین خوش است

پاسداری از حقوق حیوان‌ها در همین دو بیت از شاهنامه به روشنی آشکار است. این در حایي است که ما ایرانیان با شکارهای بی‌رویه و شکستن حریم زندگی آبزیان و غیر آبزیان هر گونه ستم را که خواسته‌ایم بر زیستگاه‌های آنها وارد کرده‌ایم.

آنچه که بر سر گوزن زرد ایرانی آمده، آتش زدن تالاب پریشان که به از میان رفتن گونه‌های فراوان جانداران بومی و کوچنده شد و یا بحران زیست محیطی کشند قرمز که زاییده پسماندهای کارخانه‌ها بوده و به مرگ ماهیان بسیاری انجامید و نیز این اواخر آنچه بر سر پارک ملی کویر که زیستگاه یوزپلنگ و گورخر ایرانی بوده است، و پيش‌بيني ويراني بخشي از جنگل بلوط شهرستان كازرون، همه گواه نابردباری برخی از نامردمان است که وصفشان این سخن فردوسی است :

نه گویا زبان و نه جویا خرد           ز خار و ز خاشاک تن پرورد

چو جایی‌ بپوشد زمین‌ را ملخ      ‌ برد سبزی كشتمندان‌ به شخ‌

 تو از گنـــــج‌ تاوان‌ او بازده‌           به كشور زفرمـــوده‌ آواز ده‌

سروده‌هاي زير نشان از اهمیت فراوان مردم آن زمان به داشتن هوای پاک، گیاهان و جانداران دارد :

که مازندران شهر ما یاد باد                  همیشه  بر و بومش آباد باد باد

که در بوستانش همیشه گل است       به کوه اندرون لاله و سنبل است

هوا خوشگوار و رمین پرنگار                 نه سرد و نه گرم و همیشه بهار

دی و بهمن و آذر و فرودین                  همیشه پر از لاله بینی زمین

نوازنده بلبل به باغ اندرون                   گرازنده آهو به راغ اندرون

آرزوی آبادانی همیشگی سرزمین ايران، آرزویی است که همه ایرانیان پاک سرشت امروزه در سر می‌پروراند و دوستدار هوایی پاک و زمینی سبز و دریایی زلال هستند. فردوسی بزرگ در شاهنامه پس از سرودن اشعاری در زمینه آفرینش جهان می‌گوید:

چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ        زمین شد به کردار روشن چراغ

ببالید کوه آبها بر  دمید                            سر رستنی سوی بالا کشید

زمین را بلندی نبد جایگاه                         یکی مرکزی تیره بود و سیاه

ستاره برو بر شگفتی نمود                      به خاک اندرون روشنایی فزود

گیا رست با چند با چند گونه درخت           به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت

شاه بیت‌های شاهنامه در پاسداری از طبیعت آنجاست که پس از بیان چگونگی آفرینش جهان می‌فرماید:

پدید آمد این گنبد تیز رو                         شگفتی نماینده نو به نو

چو خواهی که یابی‌ز هر بد رها              سر اندر نیاری به دام بلا

نگه کن بدین گنبد تیز گرد                      که درمان ازویست و زویست درد

باغداري در شاهنامه

 برخی‌ شواهد در شاهنامه‌ نیز ما را در پی بردن به گسترش باغداری‌‌ در میان‌ جوامع‌ مختلف‌ یاری می‌کند. نگاهی‌ به‌ هدیه‌هایی‌ كه‌ میان‌ سران‌ سرزمین‌ها بر اساس داستان‌ها ردّ و بدل‌ ‌شده است این‌ نكته‌ را آشكار می‌سازد كه‌ ظاهراً باغداری‌ و تلاش‌ در پرورش‌ و نگهداری‌ درختان‌ به‌ عنوان‌ كاری‌ زیربنایی‌ در زمینه‌ اقتصاد امری‌ مهم‌ بوده‌ و درخت‌ از چنان‌ ارزشی‌ برخوردار بوده‌ كه‌ در زمره‌ تحفه‌های‌ شاهی‌ و یا طبقات‌ برتر گنجانده‌ می‌شده‌ است‌. سام‌ پس‌ از شنیدن‌ سخنان‌ سیندخت‌ به‌ نشان‌ احترام‌ و پذیرش‌، هدایای‌ فراوانی‌ از جمله‌ باغ‌ و زمین‌های‌ كشاورزی‌ به‌ او تقدیم‌ می‌كند و پیوند زال‌ و دختر او رودابه‌ را می‌پذیرد.

به كابل‌ دگر سام‌ را هر چه‌ بود                      ز كاخ‌ و زباغ‌ و زكشت‌ و درود...

 به‌ سیندخت‌ بخشید و دستش‌ به دست       ‌گرفت‌ و یكی‌ نیز پیمان‌ ببست‌

در داستان‌ بیژن‌ و منیژه‌ از یك سو نگرانی‌ كشاورزان‌ و باغبانانی‌ را شاهدیم‌ كه‌ برای‌ نجات‌ اموال‌ خود به‌ شاه‌ پناه‌ آورده‌اند تا چاره‌ای‌ برای‌ دفع‌ گرازان‌ بجوید و از سوی‌ دیگر اندیشه‌مندی‌ پادشاهی‌ را می‌بینیم‌ كه‌ برای‌ او زمین‌ كشاورزی‌ و باغ‌های‌ مردمش‌ بسیار ارزشمند است‌. در كلام‌ پریشان‌ آنان‌ طلب‌ و نیاز موج‌ می‌زند.

میزان‌ جایزه‌ای‌ كه‌ كیخسرو برای‌ نجات‌ محصولات‌ کشاورزان و از بین‌ بردن‌ آفت‌ گرازان‌ تعیین‌ می‌كند، خوانی زرین با گوهرهای بسیار، ده اسب گرانمایه با لگام‌های زرین و... نشانی‌ از اهمیت‌ كشاورزی‌ و باغداری‌ در نظر شاهنامه‌ است.

 ظاهراً انواع‌ درختان‌ میوه‌ كشت‌ و نگهداری‌ می‌شد. انار، سیب‌ و به‌ از آن جمله است‌. پذیرایی‌ از بزرگان‌ با این‌ میوه‌ها نشان‌ از گسترش‌ فرهنگ‌ درختكاری‌ و باغداری‌ در میان‌ صاحبان‌ سرمایه‌ است‌. در تصویری‌ كه‌ از دوره‌ بهرام‌ گور داده‌ می‌شود از میوه‌هایی‌ چون‌ انار، سیب‌ و به‌ نام‌ برده‌ می‌شود كه‌ در آن‌ روزگار پرورش‌ می‌یابد.

 بیامد هم‌ آنگه‌ یكی‌ مردمه                    ورا میــوه‌ آورد چندی‌   ز ده‌

 شتر بارها نار و سیب‌ و بهی                زگل‌ دسته‌ها كرده‌ شاهنشهی‌

در دوره‌ بهرام‌ چوبینه‌ نیز اینگونه توجه به‌ باغداری‌ مشاهده می‌شود و از میوه‌های‌ گوناگونی‌ كه‌ در آن‌ دوره‌ به بار می‌آید یاد می‌شود كه‌ نشان‌ از توسعه‌ كشاورزی‌ و باغداری‌ در زمان‌ ساسانیان‌ است.

 در كنار این‌ درختان‌ می‌توان‌ از باغ‌های‌ زیتون‌، گردو، نخلستان‌ها و تاكستان‌هایی‌ نیز نام‌ برد كه‌ به‌ خاطر شرایط‌ مناسب‌ آب‌ و هوایی‌ در ایران‌ مورد بهره‌برداری‌ قرار می‌گیرند.

 توجه‌ شاهنامه‌ به‌ وجود باغ‌های‌ سرسبز تا آنجاست‌ كه‌ هر یك‌ از بزگان سعی‌ در ایجاد باغی‌ اختصاصی‌ دارند و معمولاً اوقات‌ فراغت‌ خود را در آنجا می‌گذرانند. یكی‌ از باغ‌های‌ زیبای‌ شاهنامه‌ از آن‌ سیاوش‌ است‌ كه‌ در توران‌ برای‌ خود احداث‌ می‌كند.

 خسروپرویز هم هر بهار در باغ‌ خاص‌ خود جشن‌ نوروز را برگزار می‌كند و برای‌ نگهداری‌ و سرسبزی‌ آن‌ باغبان‌ به‌ خدمت‌ می‌گیرد.

 این سروده‌ها به ما می‌آموزاند که با نگاه خردمندانه باید به طبیعت و جهان پیرامونمان بنگریم. آنرا پاس بداریم و از نابودی اين سرمايه گران پرهیز كنیم؛ زیرا که آنچه در پایان نابود می‌شود ما هستیم که با آلایندگی طبیعت رنج و تباهی را برای خود و آیندگان فراهم می‌آوریم.

چه ما بخواهيم چه نخواهيم نظام طبیعت به خودی خود استوار است و به بيان فردوسي:

نه گشت زمانه بفرسایدش                     نه رنج و تیمار بگزایدش

پس بیاییم از این همه بی‌مهری به طبیعت جاندار و بی‌جان دست برداریم  و حقوق  نسل‌های آینده را نیز پاس داریم.

ما بايد در برابر آیندگان پاسخگو باشيم.

منابع:

1- حاميان طبيعت پاك به آدرس:

http://tabiatpak.persianblog.ir/post/21

2- تحولات اقتصادی و میزان رشد صنایع در شاهنامه فردوسی به آدرس:

http://atiban.com/article.aspx?id=3713

3- محیط زیست در شاهنامه- محمد زمان دریاباری به آدرس:

                                                                                  http://greenblog.ir/archives/19105